بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 25 دی 1389

سلسله جلسات سخنرانی موضوعی زن و نظام خانواده

تاریخ برگزاری: ۲۰ / ۰۹ / ۸۶

محل برگزاری: موسسه جهادی

لینک: فایل صوتی جلسه پنجم – mp3 – کیفیت ١۶ کیلو – حجم ۱۱٫۶۷ مگابایت

لینک: فایل صوتی جلسه پنجم با کیفیت تر – mp3 – کیفیت ۶۴ کیلو – حجم ۴۶٫۷ مگابایت

آیات ۳ و ۴ سوره مبارکه نساء صفحه ۷۷ :

وَ آن خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِی الْیَتامى‏ فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ ذلِکَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا (۳) وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْ‏ءٍ مِنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ هَنیئاً مَریئاً (۴)

یک نکته ای که گاهی برخی که می خواهند ایراد بگیرند به قرآن می گویند این ( فانکحوا ما طاب لکم من النساء ) چون نیاورده من طاب لکم من النساء و “ما” برای غیر ذوی العقول هست . نظر قرآن درباره طائفه نسوان این است که آن ها غیر ذوی العقول هستند .

اولا با یک نمونه نمی توان به راحتی  به این مساله پی برد و همچنین قرآن را با عبارات مفردات راغب و لسان العرب که نمی توان معنا کرد .

یک عبارت زیبایی فخر رازی در تفسیر مفاتیح الغیبش : ذیل آیه ( و لا تلقوا بایدیکم الی التهلکه ) آنجا فخر رازی می گوید این ( تهلکه ) خیلی مصدر عجیبی است(تفعُله)  خیلی بیان نشده – از مصادر سماعی ثلاثی مجرد است – نمونه این کلمه را در یک شعری یافت کردند . می گوید : من خیلی تعجب می کنم از کسانی که می خواهند با توجه به اشعار جاهلی که معلوم نیست شاعرش چه کسی هست و چی گفته شاهد میاورند برای قرآن که معلوم کند که قرآن حالا این مصدر هست یا نه . پس از اینکه  فهمیدیم قرآن معجزه است ،مصدر تفعله داریم چون خود قرآن گفته ، خود قرآن افصح لسان عربی است بعد چه جور شما می خواهید بروید برای قرآن که افصح است از زبان عربی شاهد بیاورید آن هم از اشعار جاهلی . وقتی خود قرآن گفته یعنی همچنین مصدری وجود دارد . وقتی بفهمیم که قرآن معجزه است آن موقع خود قران، مفردات، فقه اللغه ، غریب القرآن ، معجم و… است . پس نیازی به چیزی نیست . پس نمی شودبا کمترین قرینه ای نظر به وجود یک “ما” در آیه حکم به این داد که زنان غیر ذوی العقول هستند ، ضمن اینکه ما در خود قرآن هم شاهد داریم خداوند می فرماید: ” و السماء و ما بنها ” …و آنچه که آن را بنا کرد . آن چیزی یعنی چه ؟ یعنی خود خدا پس یعنی خدا هم غیر ذوی العقول است ؟! پس صرف وجود “ما” دلیل بر غیر ذوی العقول بودن نیست . کاری که خیلی مهم است در مورد لغات مورد توجه قرار گیرد این است که آن لغت در خود قرآن چه وجوهی پیدا کرده . وقتی در خود قرآن می شود وجوه مختلف یک لغت را پیدا کرد پس چرا باید برویم از خارج قرآن لغات را جستجو کنیم؟ نه اینکه بی نیاز از کتب لغت باشیم ولی قرآن از هزاران واژه بی محتوا که در عرب وجود داشته لغاتی که پشتوانه نداشته  واژه های با محتوایی را ساخته که شاید خیلی به آنچه که قبلا بوده ربطی نداشته باشد باید وجوه معنایی به آن اضافه نکند قرآن چون به زبان عربی نازل شده درسته همان لغات جاهلی را گرفته درسته فصیح بودند ولی در عرض بودند مثلا حالت های مختلفی که شتر دارد برایش اسم گذاشتند و بی محتوا و محتوای طولی ندارد همهش عرضی است و همین لغات را می گیردو از توی آن قرآن در می آورد و طبیعتا بایدوجوه معنایی به آن ببخشد  همین لغاتی که در زمان جاهلیت استفاده می کردند معلقات سبع نوشته اند و زدن به دیوار کعبه و همش معشوقه و اسب وشتر شان را شروع کردند به توصیف کردن بعد این می شود فصیح ترین کلام عرب و قرآن همین ها را می گیرد و وجوه مختلف معنایی می بخشد . ما نمی گوییم که از کتب لغت بی نیاز هستیم  ولی  کتب لغت تمام بار قرآن را نمی توانند بکشند . تو فهم آن نکنی ای ادیب من دانم ،  همین است . فهم قرآن کار ادیب نیست کار قرآن فهم است .

اصلا اگر “ما” (والسماء و ما بنها ) را هم نداشتیم  در قرآن باز هم نمی توانستیم حکم به غیر ذوی العقول بکنیم همین آیه سوره نساء نشان می دهد که قرآن می گوید “ما” حکم به ذوی العقول هم می شود و همین کفایت می کند .نه اینکه چون “ما “دیدیم کل نسوان غیر ذوی العقول است . شاید دلیل وجود “ما” به خاطر تفخیم و عظمت است که برای آن یه کار گرفته شده نه کسر . یعنی اینکه خیلی عظمت دارد.پس از آن غیر ذوی العقول در نمی آید . در قرآن آنقدر لغات را دستکاری کرده که اصلا معنایی جدید اختراع کرده مثلا واژه تقوا مگر در عربی چقدر معنا دارد – حالت وقایه و نگهداری – ولی در قرآن جنبه های مختلفی برای این واژه کشف شده است از مقابلات آن وجوه مختلفش کشف می شود حتی گاهی رهزنی می کند مثلا علم را به همین معنای دانش است و اساسا در قرآن معنی به کلی عوض شده نه اینکه بی ربط شده باشد اصلا علم در قرآن چیزی است که خشیت می آورد ( انمایخشی الله من عباده العلما ) و واژه خشیت در آن اشراف شده و این معنا چسبیده بهش و تمام این خصوصیت(..امن هو قانت …. هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون) هیچ ربطی به دانشگاه نداردکه سر در دانشگاه بزنند -آنهایی که اناء شب و اواسط شب و پاره های شب بلند می شوند ساجدا و قائما از خدا می ترسند و…حالا این ها با آن ها مساویند؟  - این اصلا در کدام کتاب لغتی وجود دارد و اصلا کتب لغت تحملش را ندارد لذا باید با دست مایه خود قرآن به سراغ قرآن رفت . از کتاب لغت می توان کمک گرفت چون به هر جهت قرآن عربی است اما قرآن فهمیدن با کتاب لغت ابدا امکان پذیر نیست .

بعضی اوقات گرایشی در ما بوجود می آیدکه تقریبا مایلیم ازطرف خدا ازبندگان یک معذرت خواهی بکنیم بابت بعضی از آیات و احکام که مثلا همچین آیه یا همچین طرحی در قرآن وجود دارد شما ببخش اصلا به این همه آیات قرآن دریعنی از این بحث تعدد زوجاتی که شده انگار باید از بشریت یک عذر خواهی کردکه همچین آیه ای نازل شده یا یک جوری بیایم توجیه کنیم در صورتی که اصلا حرف ما این نیست و اگر کسی این فکر را راجع به قرآن داشته باشد  ایمان صادقانه ای ندارد. ایمان شخص صادقانه نیست اگر آنچه که در دست خودش است به آن مطمئن تر باشد از آنچه در دست خداست . باید ما مطمئن تر باشیم . اصلا ما نباید توجیه کنیم آیات را.اتفاقا ما می خواهیم بگوییم طرح قرآن بهترین طرح است هر طرحی که باشد . اگر طرحی بهتر از آن بود باید می گفت نه اینکه در موضع انفعال ما بگوییم شما ببخش آیه ۳۴ سوره نساء راکه اینطوری گفته   این که می گویند دوره این حرف ها گذشته ، باید گفت حالا که همه دارند در مورد بحث خانواده نظر می دهند یک لحظه همه خفه باید دید خود خدا چی گفته و نظر خود خدا چیست ؟ بالاخره خود خدا نظر داده . اینکه اگر رسیدیم به اینکه ( للرجال علیهن درجه) مرد بر زن یک درجه ای دارد یک تفضیلی دارد ما که نمی خواهیم از طائفه نسوان معذرت خواهی کنیم که خدا چرا این حرف را زده یا اینکه حتی در دلش می گذشت کاش این آیه نبود آن وقت دفاع از اسلام راحت تر بوده نه اتفاقا باید بگردیم نکته اش را و مطلبش را پیدا کنیم . اتفاقا حرف خدا خریدار دارد بالاخره این بیانات غیر حق یک موقعی اشکالش در می آید باید همه جو فرهنگی zoom کند تا بیان خدا عرضه شود و فرهنگش جا بیفتد . این طرح تعدد زوجات که قرآن می گوید اتفاقا بهترین طرح است و باید فرهنگش را احیاء کرد . نه اینکه تعدد زوجات را احیاء کرد ، سنتش باید احیاء شود .

و اما طرح چیست ؟ طرح های دیگر در مقابل طرح قرآن  همه پوچ و بی محتواست . بحث عدالت ، چه عدالت های نفسی و چه عدالت های نسبی که آیات متذکر می شوند ، این نکته را از اینجا شروع کردیم که غیر اینکه آیه، فضای آیه و تضییقات آیه وبحث عدالت های نفسی که ( و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف ) اصلا یک زن یک عدالت نفسی لازم دارد که مرد باید رعایت کند فارق از اینکه همسر دومی دارد یا نه . برای او یک سری حقوقی هست که این ها عدالت های نفسی­اش است ،یک سری عدالت های نسبی است که حق القسم است به اصطلاح یعنی اگر دوتا همسر وجود دارد عدالت فی ما بین هم باید رعایت شود. این فضای تضییقی که ایجادشده در این فضا می خواهیم سیر کنیم ونسخه برای دنیا می خواهیم بدهیم.

قرآن از نسبت به ارتباط با جنس مخالف چقدر نظرات اینجوری دارد که چقدر قوی و با قدرت است  وطرحی را دنبال می کردیم که نشان دهیم چه جور است که جلوی هر گونه کار دیگری را هم می گیردحتی از موارد پایین- بحث زنا -که در آیات قرآن می گوید اصلا طرفش هم نروید .  سوره مبارکه اسراءآیه ۳۲: مثلا در مورد زنا می گوید اصلا طرفش هم نروید .و اساسا تعبیر به فاحشه و فحشا در قرآن بدانید هر موقع به کار رفت منصرف است به مباحث جنسی –که وقتی بحث فواحش می کند بحث مباحث جنسی است – در این آیه نمی گوید زنا نکن اصلا می گوید نزدیکش هم نرو جایی که قرآن می گوید نزدیک یک چیزی نرو معلوم است قضیه بیخ پیدا کرده مانند مال یتیم که می گوید اصلا طرف مال یتیم نرو(و لا تقربوا مال الیتیم…).

از بحث h o m o s e x و g a y  بودن واینها دیدیم در مورد قوم لوط هم گفتیم آنها g a y نبودند چون خانواده نبودند ولی امروزه g a y  خانواده است و الان وضع خراب تر است . موضع قرآن را در مورد دوست دختری و دوست پسری را دیدیم که قرآن خیلی بیانات تندی دارد . باید احساساتمان را در قبال قرآن ذبح کنیم.اگر همچنین موضعی قرآن دارد حتما یک چیزی دارد . حتی بحث چشم چرانی را دیدیم که این کار را هم نکنیم این تازه چیزی است که در قرآن هست . در احکام حتی چیزهایی را می بینید که چقدر با درایت چیده شده چیزی که به نام s e x با حیوانات الان مطرح است ، احکام چقدر با درایت چیده شده ما در اسلام چیزی به نام pet اصلا نمی توانیم داشته باشیم یعنی همین حیوانات خانگی نه مرغ و اسب و گاو– pet  در حقیقت یک حیوان خانگی است که کاملا داخل درزندگی افراد است و کاملا رابطه عاطفی ، حسی با آنها برقرار می کند . اسلام دو تا pet معروف که همان سگ و گربه است را از خانه ها بیرون کرده به دلیل نجاستشان .( گربه هم مویش در لباستان باشد نماز ندارد ) به خصوص سگ به دلیل این که رفتارها ی انسانی از خودش بروز می دهد .s e x  با حیوانات را ببینید ، یکی از موارد s e x  همین s e x  با سگ است که در رختخواب خودشان می خوابانند این رابطه ایجاد می شود . حتی واقعا خلا خیلی چیزها را در وجودشان پر می کند . الان بحث خانواده های (روبوتی ) را مطرح می کنندو قانونیش می کنند .یعنی یک نفر با یک روبوت رسما و شناسنامه ای ازدواج می کنند. یعنی کاملا توجیه می کنند که شما چه جوری با عروسک رابطه عاطفی برقرار می کنید،( رفتاری که برای بچه است )خیلی بد است که یک خانم بزرگی با عروسک صحبت و درد دل کند و فرهنگ مبتذلی است و باید خجالت بکشند . در اسلام ما هیچ کدام از این موارد را نداریم و جلوی آن ها را گرفته ، دو راه فقط باز گذاشته ، که راه صیغه را بگذاریم کنار ( که بخشش را ما هنوز نمی دانیم ، ببینید با رساله توضیح المسائل نمی توان زندگی کردبا قرآن باید زندگی کرد  نه رساله توضیح المسائل )  یک راه باز می گذارد ، – ازدواج و خانواده – وهمه را می خواهد زیراین  پوشش قرار دهد ، نه زیر پوشش  s e xبا محرمات ، حیوانات . به اضافه اینکه قرآن و روایات مفصل متذکر این نکته شوند – حتی بحث ( انکحوا – نکاح کنید ) ازدواج کنید ، ازدواج بدهید – سن ازدواج هر چقدر زودتر بهتر ( هر چقدر که طرف به سن رشد رسید، فهمید دارد چه کار می کند و مسئولیت خانواده بتواند قبول کند ) تئوری است که باید ازدواج کند .یک سری از این روانشناسانی که تازه از آمریکا آمدند می گویند قبل از ازدواج سه ،چهار سال باه بروند و بیایند بعد خواستند بگویند نه و خواستند بگویند آره اصلا این ها نه بومی است و نه درست. ازدواج ،هر کسی می خواهد ارتباط داشته باشد برود ازدواج کند و اتفاقا آن موانعی که در ذهن شماست می آورد وتذکر هم می دهد ولی این طرح دین است که بدوید بروید ازدواج کنید   – نه اینکه برود درفضای ارتباط با جنس مخالف که قرآن در این فضا به صراحت با بیانات تند جلو می رودبعد طرف خجالت می کشد که بگوید دوست دختر ندارد .

بعد از این مقدمه و طرحی که قرآن جلو می برد ، طرح تعدد زوجات خیلی مساله حکیمانه ایست و فضای آن باید درست شود . اولا مساله تعدد زوجات چند ضلع دارد . خیلی ها که می افتند در نقد از یک ضلعش بررسی می کنند در حالیکه این مساله یک امر چهار ضلعی است یک زاویه دیدش از طرف همسر اول است که معمولا همه از این زاویه نگاه می کنند . یک زاویه از طرف مرد است ، یک زاویه دید از طرف همسر دوم است و یک زاویه دید نسبت به این پدیده بیایید از جانب خدا نگاه بکنید که خدا فقط از زاویه همسر اول نگاه نمی کندکه یک پروژه بدی شود ، همسر دوم و مرد را هم نگاه می کند بعد کل این چون مرکب حقیقی مجموعه اجزا نیست  – به عنوان یک زاویه نسبت به تمام جوانبی که در خانواده ها و جامعه می تواند تاثیر بگذارد . کسانی که این طرح را نقد می کنند جالب است که نسبت به اینکه این در فضای خانواده است ضمن اینکه فضای عدالتش هم باید محفوظ بماند و با مسئولیت پذیری همراه است ، یعنی کسی که مرتکب امر تعدد زوجات می شود مسئولیت دارد می پذیرد ،یعنی خوراک وپوشاک و… باید بپذیرد و همچین کاری را بکند – این که در این فضا دارد انجام می شود و موجب حریم دار بودن خانواده ها می شود و خانواده تشکیل می شود و با تئوری هایش سازگار است ف آن فضای دیگر را که در بستر غیر دینی اتفاق می افتد و حالاکسانی که قائل به تعدد زوجات نیستند به جایش چه چیزی دارند ؟ به جایش خیانت دارند ، betray کردن دارند به قول خودشان و خیانت به همسرشان – یعنی الان آمار خیانت کردن فوق العاده بالاست و آمار طلاق هم بسیار بالاست یعنی از همان ابتدایک  دختر امریکایی دارد hookup می شود (تور می شود )   و  بعدهمان دختر می داند که damp می شود ( ول می شود ) . این امر به زندگی خانوادگی آینده طرفین هم خیلی لطمه وارد می کند – امروزه در جامعه خودمان هم شاهد این موارد هستیم ، کسانی که با دختری ارتباط برقرار می کنند حتی این ارتباط در قالب یک عشق پاک است اما ناگهان رها می کنند طرفشان را – ما این را می گذاریم یک تجربه طلاق – سوره مبارکه نساء آیه ۲۱ خطاب به مردان می گوید ، انتهای آیه می گوید ( و اخذن منکم میثاقا غلیظا) زن ها از شما یک میثاق محکم گرفتند . یعنی باید پایبند به زندگی بود نه اینکه damp  کند و رها کند حتی در مورد عشق های پاک هم هیچ میثاقی بینشان نیست چون در قالب خانواده نیست و خیلی راحت همدیگر را رها می کنند و با تکرار این مساله تبدیل به یک عشق کاسب کارانه ای می شود که خدا به داد زندگی اینها برسد ( اینکه خیلی راحت می گویند به هم نخوردیم ) آیه ۱۹ سوره نساء فضا را ببینید ( فان کرهتموهن فعسی آن تکرهوا شیئا ویجعل الله فیه خیرا کثیرا…..) شما اگر از همسرانتان بدتان آمد نمی گوید برو طلاق بگیر یا ولش کنید هیچ مجوزی نیست چرا چون با یک میثاق محکم شروع کردند….

اینها قرآن است ، قرآن حرف ناب می زند . آیه ۲۱ از طرف خانم ها حرف می زند ، آن کسی که همه سرمایه اش را می آورد وسط زن است نه مرد چون او تمام سرمایه وجودیش را می اورد وسط پس یک میثاق محکم از مرد گرفته . آن وقت که مرد می گوید ” قبلت” حواسش باشد که دارد زیر یک میثاق محکم می رود ، این تعبیر در قرآن منحصر به فرد است . در مورد عهد های الهی ما فقط همچنین تعبیرهایی داریم . در مورد عهد های الهی داریم ( الم اعهد الیکم یا بنی آدم ) آنجا یک میثاق غلیظی مطرح می شود و یکی میثاقی که زن از مرد می گیرد و پیوند زناشویی . این کجا تا اینکه خیلی راحت همدیگر را رها می کنند . یک دختر آمریکایی میداند که hookup  می شود و می داند که خیلی راحت damp می شود – می داند که همچنین اتفاقی برایش می افتد . و خیانت کردن هم یک امر عادی است برایشان ، حال، این فضا را ترجیح دهیم یا فضای قرآن را که سعی دارد در بستر خانواده از دیدهای مختلف جامعه محفوظ بماند . حال چه چیز هایی ممکن است تبدیل کند نظامی را به یک نظام چند همسری ؟ چیز های مختلفی : ۱- گاهی اوقات ضرورت های اجتماعی ( بدانید که آلمان بعد از جنگ جهانی دوم به دلیل اینکه تعداد مردان کاهش پیدا کرده بود طرح چند همسری رااز الازهر  گرفت یعنی می خواست این طرح را مطالعه کند که با مخالفت کلیسا مواجه شد ) پس گاهی یک ضرورت اجتماعی برای اینکه این همه زن مطلقه و بیوه را از سطح جامعه جمع کند یعنی این فرهنگ وجود داشته باشد که اینها را از سطح جامعه جمع کند .

۲- گاهی در فضای واقعی اینگونه هست که طرف از کسی خوشش می آید ( نمی توان گفت که همگی سر به زیر باشند ، اتفاقا بدانید که اگر فضا فضای تعدد زوجات باشد و نه فضای فحشا اتفاقا این باد از کله طرف می پرد . مسئولیت ها ، تامین خانواده ، بچه ، خوراک و … حق عزل نداشتن و همه اینها طرف را وادار به عقب نشینی می کند ) اگر طرح تعدد زوجات می بود از آن طرف اگر فضای دوست پسری و دوست دختری بود ، یا کسی را که مرتکب فحشا می شد را طرد می کردیم  اگر در فضای قرآن حرکت می کردیم ، طرح تعدد زوجات هم بود ، آن وقت حتی چشم چرانی هم به راحتی انجام نمی گرفت . اگر این اتفاق عمومی می شد  این فضا تولید می شد . بالاخره باید زوایای مختلف را بررسی کرد :  از دید همسر اول جالب نیست ، از دید مرد ممکن است گاهی به ضرورت بیفتد ( اگر میبینید امیر المومنین با اسماء بنت عمیس که کنیز حضرت زهرا و همسر ابوبکر ، مادر محمد ابن ابی بکر است که بعد از فوت ابوبکر حضرت با او ازدواج می کند و از تو دل دشمن محمد ابن ابی بکر ۲ ساله می سازد –متولد حجت الوداع است) پس این ها ضرورت است حال باید ببینیم از دید همسر دوم هم همچنین است یعنی مطلب انقدر فجیع است ؟ نه – یعنی اگر مطلب از دید همسر دوم فجیع بود که اصلا اقدام به همچین کاری نمی کرد – کسی که سرپرست ندارد ، بچه دارد ممکن است هزاران فحشا برایشان به وجود آید، زنان مطلقه و زنان بیوه بسیار محل خطرند . از یک طرف یک فضای فرهنگی خودمان به وجود آوردیم که زنی، با کمالات است که به پای بچه اش بسوزد و بسازد ، اصلا این فضا از کجا در آمده ؟! ایا این زن مثلا۳۰ ساله هیچ نیازی ندارد ؟ نیازی به سر پرست ، نیاز عاطفی ، نیاز جنسی ندارد این زن ؟ حال اگر این فضا بود و مردی می توانست این حقوق را رعایت کند( حق القسم و..) و این زن را تحت پوشش بگیرد فضای فرهنگی باید تحمل این جریان را داشته باشد. باید تبلیغات طوری شود که اگر هر کسی رفت سراغ دوست دختر ،دوست پسر واقعا محکوم شود و هر کسی رفت سمت ازدواج آن تایید شود .( الان یکی از مرجع تقلید دو زنه است ، این دو زنه بودن انگار عدالتش رو زیر سوال برده آن وقت اگر می گفتند دوست دختر داره اشکال نداشت !!!) طرح تعدد زوجات اگر بابستر های لازم که گفتیم نه بدون بسترهای لازم همین غربی ها دارند در علوم توجیه می کنند و به جای اینکه بیایند از دنیا بابت کارهایی که کردند –اصلا دوست دخترو … وحشتناک است- ولی با آن  فضاهایی که تلطیف کردند  معذرت خواهی کنند دارند علوم را با خودشان هماهنگ می کنند. علم در فضای علوم انسانی بسیار کثیف است می بینید روانشناسی ، پزشکی ، فقه و حقوق و.. همه را با خودشان هماهنگ می کنند سر همین بحث g a y بودن می گویند اختلالات هورمونی است . سر فقه و حقوق هم همین را می گویند که طرف دزداست چون یک سری هورمون ها بالا و پایین شده یعنی آن وقت همه می شوند مریض و باید درمان شوند و این ها کلاه های گشادی است که سر ما دارد می رود و آن ها بی خود نمی گویند اینها اختلالات هورمونی است  :

شما فضای حاکم در آیات راببینید : وقتی راجع به دزد صحبت می کند هیچ محترمانه صحبت نمی کند ، آن کار را خودش انجام داده و باید دچار یک نکور و عذابی از جانب خدا شود . ( السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهم…) جز خشونت و تندی و تلخی چه چیزی از آیه فهمیده می شود (وبما کسبا ) یعنی کاری که خودشان انجام داده اند ( تئوری روانشناسی را که می گویند دزد به دلیل اختلالات روانی و هورمونی مرتکب عمل دزدی می شود و امثال اینها را رد می کند ) یا در بحث g a y بودن ما در روایات هم داریم که بالاخره اختلالاتی هم وجود دارد در حد خیلی کم – ما داریم که اگر کسی از پشت با همسرش نکاح کند و در آن حال بچه دار شود این دو حقیقت میل ها و انحرافاتی در او وجود دارد ۵۰در دبیرستان هم بچه هایی بودند که علاقه مند به هم می شدند حتی علاقه مند جنسی حالا -اگر بیاییم فضا را تلطیف کنیم  بگویند اصلا یک سری مشکلات هورمونی است و اصلا شما g a y  هستی و اگر این را بگویند تلقین می شود و این هورمون بیشتر ترشح می شود مثلا دکتر ها ۲۵ سالگی طرف را می بینند می گویند اصلا تو g a y هستی پس ۱۵ سلگی او در این ۱۰ سال داشته چی کار می کرده- اما در همان دبیرستان کلاس های آن دو نفر را که عوض می کردیم وتذکر می دادیم و… مراقبشان بودیم بعد از یک سال این مساله اصلا واقعا  حل می شد و تمام می شد. یعنی اصلا نجاست به علوم تزریق می کنند آنها  .   قرآن یک سند محکم است برای اینکه بگیریدش وقتی حضرت لوط با قوم خودش صحبت می کند استدلال حرفی است که بر نمی تابد این جواب قرانی راکه می گوید شما یک کاری کرده اید که احدی این کار را نکرده بود   که حالا شما بگویید جدیدا یک هورمونی ترشح شده و ما حالا این طوری شدیم پس چه جوری است هزاران سال از عمر بشر می گذشت و تا حالا این هورمون ترشح نمی شد آنها آمدند این کار را کردند واین خباثت را کردند پس gey  بودن یک خباثت است  ،ایدز هم و این جور انحرافات هورمونی بستگی به مسیر خونی و …..دارد نه اینکه فقط یک سیستم روانی و این مورد ملامت واقعا نیست که حالا خون به او تزریق شده و ایدز گرفته حتی بحث خنثی هم باید کلی ال و بساط داشته باشد که به او بگویند خنثی و کلی تجهیزات بدنی متفاوتی باید داشته باشد و بعد او را با چه دقتی به یک سمت ملحق می کنند و متوقف می کنند حتی بحث کسانی که تغییر جنسیت می دهند که یک مدتی روی خودشان کار می کنند سپس بعد از ده سال که با خودش کار کرد و  آقا می شود t r a n s e x u l  و بعد برایش امضا می کنند که بروید عمل کنید و بعد آنها این کار را می کنند و بعد نوعا خود کشی می کنند  – چنانچه فضاها تلطیف شود این انحرافات بیشتر می شود و فضا باید جلوش گرفته شود و بد باهاش معامله شود کاری که قرآن می کند ، لذا بحث تعدد را نه تنها خجالت نمی کشیم بگوییم بلکه به عنوان سند و طرح پیشرو باید بستر سازی شود و بسترهای لازمش به وجود آید . اگر الان کسی بیاید وبگوید.. ما اول می گوییم بروید زن اول را بگیریدو وقتی گرفت  بعد اگر دوباره آمد ما می گوییم  آقا شما میتوانید آن عدالت های نسبی و… را برقرار کنید، می بینید تا این ها رابگویم طرف اصلا پشیمان می شود  واین طرح که برای بعضی ها مطرح می شود که بروند همسر دیگری بگیرند به خاطر آن فضای فحشایی است که وجود دارد. ما افتخار می کنیم به بحث تعدد زوجات در فضای گفتمان دینی خودمان . اگر کسی اطمینان داشته باشد یا حتی گمان کند که نمی تواند عدالت را برقرار کند این ازدواجش حرام است اگر بخواهد اقدام به ازدوج دوم نماید عذاب الهی دارد . طرح هایی که حالت پک دارد باید روی کل پک کار شود نه اینکه فقط بگوییم تعدد زوجات خوب است ، این پک روی هم چیز خوبی است در غیر اینصورت این می شود حکم رساله ای اش و چیز بی خودی می شود . ما در فضاهای علی البدل ممکن است خودمان را به سمتی ببریم که از فضاهای قرآن دور شویم . و این لزومی ندارد که قرآن برای هر فرضی نسخه بدهد( اینکه مثلا چه جوری میخوای بری فحشا کنی نسخه بدهد این طور نیست). اینکه نسخه قرآن همین پک روی هم است .نه اینکه تعدد زوجات چیز خوبی است ، طرح ، طرح خوبی است با این پک و باید روی هم دیده شود و وقتی با هم دیده شود به آن افتخار هم می کنیم . اینکه در آیه چهار بلافاصله پس از تعدد زوجات ، بحث مهر را مطرح می کند این خود نمونه ای از فضای تضییق است – که ما اصلا با آن فضای مهر بیگانه ایم – و می خواهد به یک ضروریا تی قضیه را بکشاند .در بعضی جوامع روستاها واقعا ضروریات است و مرد و زن تحمل چند همسری را دارند.

آیه ۴: ( واتوا النساء صدقاتهن نحله فان طبن لکم…)  معنی این آیه این است که : بدهید به زنان مهرهاشان را عطیه ً ،( نفساً تمییز محول به حال فاعل است ، برای فاعل زن است ) با طیب نفس برای شما ازچیزی از آن صدقات – یعنی اگر مهر را به شما بخشید بخور آن را خیلی خوشگوار و گوارا که هنیئا برای خوردن و مریئا برای آشامیدن است . ( مَری ) خیلی منحصر به فرد است . مَری همان مِری است ( بحث آناتومی بدن که کلا امهاتش عربی بوده ) یعنی هر چه که با مِری سازگار است یعنی با گوارش آدم سازگار است . به لحاظ آوا شناسی آیه ، یک حالت آوایی خاصی دارد دو تا مد پشت سر هم دارد یعنی بخور حالشو ببر . این ( فکلوهم) معنی خوردن نیست خیلی جاها در قرآن (فکلوهم) معنی تصرف کردن می دهد . مثلا آیه ۲۹ سوره مبارکه نساء : دارد که اینها مطلق تصرفات است (یا ایها الذین امنوا لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل الا آن تکون تجاره عن تراض منکم) اموال همدیگر را به باطل نخورید الا در تجارت عن تراض یعنی با رضایت طرفین – این بخورید و نخورید همان تعبیر عامیانه خودمان است از مال مردم خوردن – این تعبیر خوردن در خیلی از آیات تعبیردر تصرف کردن دارد مگر در آیات فقهی که سبک آیات فقهی مثل (…وکلوا واشربوا حتی یتبین لکم الخیط البیض من الخیط الاسود الی الفجر ..) اینکه در احکام روزه می گوید نخورید و نیاشامید نه اینکه مطلقا به چیزی تصرف نکنید بیشتر معنای خوردن می دهد . (کلوا واشربواو لا تسرفوا ) این هم معنای تصرف می دهد بخورید یعنی تصرف بکنید ، شکر هم بکنید و اسراف هم نکنید .

آیه ۴: این که آیه در معنی تحت اللفظی اش یعنی بخور یک آب هم روش اتفاقا آیه اصلا در این فضا نیست . الان در فمنیست های ایران ، این آیه و اصلا بحث مهر مورد انتقاد است و آن انتقاد این است که مهر ، یادگار دوران خریدن زن در دوره جاهلیت است که زن مملوک بوده و می خریدنش وبرای آن تاریخ می بافند، این تلقی را از غرب گرفتند که می گویند بشر های اولیه یاد گومبا گومبا می افتیم که با نیزه دارند آدم می خورند دور از هر گونه عواطف انسانی – اما جزو امهات بحث قرانی است وجزو لا ریب فیه هاست که سلسله انسان ها با سلسلع جلیله انبیا شروع می شود  درست است که یک حالت های ساده و ابتدایی بوده ولی نه به این جهت به جهات دیگر که اینجا جای بحثش نیست ولی نه اینکه همدیگر رابخورند و هیچ عاطفه ای نداشته باشند  و نمی فهمیدند این تعبیر را غربی ها راجع به بشر های اولیه درست کردند چون که قلم دست دشمن است اگر قلم دست قرآن بود همچین حرف هایی در نمی آمد و آن فضا شکل نمی گرفت  – انسانهای اولیه به دلایل نا معلومی با محارم خود ازدواج نمی کردند و با قبایل دیگر ازدواج می کردند و بعد نمی دانست مرد که این بچه که تولید می شود حاصل زحمات خودش هم هست ، با اینکه شباهت هم داشته و چون باورشان نمی شد  فکر می کردند که اینها بچه های آن هاست، آن دوره ، دوره مادر شاهی و مادر سالاری بوده  و اصلا دوره پدر سالاری نبوده بعد متوجه می شوند که بچه متعلق به خودشان هست – بعد دختران را از قبایل دیگر می دزدید و جنگ می شده و بعد صلح که بین قبایل برقرار شد می رفتند  پول می دادند دختران را می آوردند که به آن مهر می گویند این شد تاریخچه مهریه و از آن دوره بود که بحث پدر شاهی و پدرسالاری بوجود آمد و می گویند مهر یادگار مملوک بودن است و خرید و فروش زن است  البته درجاهلیت  عرب هم این اتفاق می افتاده و در جاهلیتی که ما الان هستیم هم این اتفاق می افتد ، بحث شیر بها که امروزه ما مطرح می کنیم در واقع یک فرهنگ جاهلی است . این شیر را چرا داماد باید پولش را بدهد هزینه این شیر به عهده پدر است . مادر زن می تواند بابت شیر دادن  به بچه اش پول بگیرد اما نه از داماد بلکه از شوهرش ،گاهی اوقات هم واقعا می خرند آن را و پولش را در واقع به پدر می دهند که واقعا این ها یک فرهنگ جاهلی است که بوده و هنوز هم رگه هایش وجود دارد . حالا قرآن : قرآن اولا می گوید ( اتو النساء صدقاتهن ) معلوم است این چیزی که قرار است داده شود پول خود اینهاست یعنی به خود اینها باید داده شود واولا باید داده شود ، صَدَقه هم نیست صَدُفه است . و چیزی که مرسوم بوده از سیاق آیات این که مهر چیزی بوده که می دادند در همان ابتدا قبل از زندگی – بنا بر دادن مهر بوده نه بنا بر ندادن چیزی که امروزه باب شده ( کی داده کی گرفته ) ما حتی روایت داریم اگر کسی بنایش بر ندادن مهر باشد کاری که می کند نکاح نیست بلکه زناست ، و این رسم جاهلی که درآوردن(مهر های بالا) رسما جهالت است . این مهر های بالا اتفاقی را که ایجاد می کند این است : ۱- اولا بنا بر ندادن می شود .۲- از اسم صَدُقات خارج می شود .۳- دارد طلاق ها را تبدیل به خشونت بار ترین طلاق ها می کند در حالیکه ما داریم ( سرهوهن بالمعروف ) همین قاعده مهری که خودمان در آوردیم چون طرف در آن موقع جو گیر می شود و بعدا که می زنند به تیپ تار هم دبه در می آورد  . حتی مرتکب حرام هم می شود وقتی قرآن می گوید ( فان طبن حتی نمی گوید فان هبن ) ببینید قرآن چه بیانی دارد در این بخش وقتی راجع به مهر دارد و صحبت می کند با کوتاهترین عبارات همه حرف راجع به مهر را می زند که اولا به طیب نفس طرف نمی شد بعد هم شروع می کند به اذیت کردن که طلاق راتبدیل کند به طلاق خلع و مبارات که طرف بگوید مهرم حلال جونم آزاد که این هم مستلزم ایجاد کشمکش است ، به جای اینکه بالمعروف شود طلاق را به فجاعت رسانده همین بحث مهر – مهر باید چیزی باشد که همین الان بدهی ،این فرهنگ است و این فرهنگ قرآن است ،چقدر داری؟ ۱۰تا۱۴تاسکه بده، تقدیم کن ،عطیتاً بده . بعضی از فقها این فضا را از قرآن نگرفته اند و گفتند نکاح از ابواب عبادات که نیست جزو ابواب معاملات است ، معاملات چی هست؟معاملت البضع می شود  مورد معامله چی هست ؟ آن موقع مورد معامله می شود خرید و فروش شرمگاه می شود   و بعد اینکه نمی شود معامله چون باید در معامله به تملک در بیاید خب اینکه به تملک ما در نیامد اصلا فضا فضای آلوده ای می شود در این بحث اصلا بحث معامله چیز با چیری نیست.

نحله: نحله از ریشه (نحل ) است به معنی زنبور عسل و بحث عسل و همین honeymoon که می گویند یعنی ماه عسل ، اصلا زمینه روایی دارد . که( حتی تزوق عسیلته و یزوق عسیلتها..) و تا اینکه این ها عسل همدیگر را بخورند یعنی ازدواج ، خود ازدواج یک بهره طرفینی است اولا . ازدواج اینجوری نیست که کسی باید بابت کسی پول بده این خلاف بحث است  . در سوره مبارکه نساء آیه ۲۴مربوط به بحث صیغه است ، ما اصلا این تعبیر را در ازدواج نداریم این تعبیر برای بحث صیغه است . از وسط آیه : فمستمتعتم..اجورهن فریضه…) اینجا بحث اجر و فرد یک کاری است که اتفاقا در روایات هم داریم ( اینها مستاجرانند ) یعنی اجیر این کارند –مزد بگیرند- آنجا بحث مزد مطرح می شود نه بحث ازدواج –در فرهنگ ازدواج گفتند که دوتایی دارند بهره مند می شوند از همدیگر اینطور نیست که مرد داره از زن بهره مند می شود و پول این بهره راباید بدهد به زن ،نه اینطور نیست ، اینها عسل همدیگر را دارند می خورند. شیرینی ازدواج را دارند از همدیگر می برند این تعبیر بسیار رمانتیک است . این  نحله (یا تمییز است یا مفعول مطلق که هم ریشه نیست مثل قعد و جلوسا ) نحله ، تعبیری است که خود ادبا توضیح می دهند این است کتاب العین فراهیدی  اینگونه توضیح می دهد : ( اعطاوک انسانا شیئا بلا استعاضه) یعنی یک نفر به یک نفر یک چیزی بدهد بدون عوض –طلب عوض- . مجمع البحرین هم می گوید : ( اعطاءه و وهبه من طیب نفس بلا توقع عوض ) فرهنگی که قرآن دارد از مهر یعنی اینکه مهر چیزی است که می دهند نه اینکه بخورند یه آب هم روش – تو بده هر چقدرش را که قرار شد از طیب نفس باشد اشکال ندارد- این فرهنگ کجا با این که می گویند شما چقدر تقبل می کنید به پدر و مادر که انگار آن ها باید بدهند بلکه خودش باید یک چیزی را تقبل کند  – مهر همسرتان را بدهید – اگرهم الان ندادید معذرت خواهی کنید از اینکه ندادید و قول بدهید که خرد خرد می دهید . خدا می گوید این را بدهید به زنان اولا صَدُقات است ،صَدَقه نشانه صدق ایمان است ولی صَدُقه نشانه صدق پیوند و عشقی است که شما دارید و این میثاق غلیظی است که می بندید بدون هیچ گونه عوضی که بخواهید بگیرید و هبه الهی است بدون اینکه فکر کنید دارید می خرید او را و آن پول خودش هم هست (صَدُقاتهن) است یعنی پول خودش را دارید می دهید به خودش،بی ربط به مسئله نکاح نیست ولی اینجوری نیست که کلا خرید و فروش زن را مهر می گویند  که فمنیست ها می گویند مهر فرهنگ جاهلی است.

( فان طبن ….) اگر از طیب نفس و باید احراز طیب نفس شود ، با رضایت خاطر ، بدون جو زدگی چیزی را بخشیده حالا ( فکلوه هنیئا مریئا ) حالا این مالی که بخشید مال خیلی پاکی است . نه اینکه همینجوری ببخشید نه باید احراز طیب نفس شود . چون که مردان می توانند خانم هاشان را در یک فضای احساسی ببرند که بگویند ما الان همه چیز را بخشیدیم- ما الان فراوان داریم این بحث را – در فضای احساسی قرارش می دهند تاهبه کند همه چیز را – این اصلا مجاز نیست . در فضای احساسی نباید زن را برد و مهرش را ازش گرفت .  بلکه احراز طیب نفس باید بشود کاملا عقلش سر جایش و احساساتش تحت کنترل آن وقت می شود تازه توصیه می کند به اینکه همه مهرشان را ندهند ( این مِن  ،مِن تبعیضیه است به آن می گویند مِن بعضیه ) یعنی بخشی از مهرشان را اگر خواستند ببخشند من طیب نفس ، با رضایت خاطر نه اینکه ( فان وهبن ) باشد یعنی بخواهد به شما همه را هبه کند .از این کارها هم نکنید که ببریدش محضر ، این که زن می گوید تو مهر را بالا بگیر من بعدا کمش می کنم اینها هم جهالت است، آقایان قبول نکنند این را – چون هیچ وقت این اتفاق نمی افتد – چون فردای عروسی که مرد نمی گوید بریم محضر چون به جهت روحی و عاطفی زندگی این کشش را ندارد- مورد بوده که این کار را کرده کار به دعوای جدی و مشاور کشید -و وقتی هم کار به دعوا برسد اصلا همچین کاری را نمی کند . یک فرهنگی که الان دارد به صورت رمانتیک بوجود می آید که من و تو برای هم خلق شدیم اصلا چنین فضایی در قرآن نیست این فضای romance خیلی دارد مشکل ایجاد می کند و این فضا می شکند  به طوری که رفته رفته حالشان از هم به هم می خورد و خودشان را مضمحل در هم ببینند از هم حالشان. وقتی دو نفر خیلی به هم متصل شوند رفته رفته حالشان از هم به هم می خورد،قرآن هم یک زبان خاصی را اینجا اتخاذ می کند که خیلی جالب است که چه فضایی را نشان می دهد . اینکه اساسا صدقه گرفتن و صدقه جمع کردن از مردم با جو زدگی است اصلا چیز مطلوبی نیست مثلا یک فیلمی را پخش می کنند و اشک همه در می آید بعد همان جا و در همان موقع پول جمع می کنند  . اساسا این یک کار زشتی است در فضای اسلامی – همین کار که برای بم کرد صدا وسیما و بعد یک زلزله که بعد از آن آمد دیگر کسی خیلی کمکی نکرد و بی خیال شدند ،هر کاری یک حدی دارد _ و حال آن که نه این فرهنگ صدقه است و نه دین تایید می کند ، صدقه باید رشد داشته باشد .

یک دستور پزشکی امیرالمومنین می دهد و آن اینکه : کسی معده اش درد می کند و دردهای گوارشی دارد مقداری از مهر همسرش را که داده از آن استیهاب کند یعنی بخواهد یک مقدارش را ببخشد وبه او برگرداند مثلا ۱۰هزارتومان ، استیهاب یعنی طلب هبه ، بعد برود با آن عسل بخرد این عسل را بریزد در یک ظرفی بگیرد زیر آب باران و این مخلوط را بخورد برای دردهای گوارشی ، اینجا امیر المومنین از ترکیب چند آیه استفاده می کند . یک آیه داریم ( ونزلنا من السماء ماءً مبارکا ) از آن طرف راجع به عسل داریم ( شراب مختلف الوانه فیه شفاء للناس )این مهر زن هم که مال بسیار پاک و حلالی است وقتی به او تعلق می گیرد (هنیئا مریئا) است ، ترکیب برکت و شفاء وهنیئامریئا دردهای گوارشی را درمان می کند .




طبقه بندی: مقالات دیگران، 
برچسب ها: زن و نظام خانواده،
دنبالک ها: استاد قاسمیان،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی