بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 25 دی 1389

سلسله جلسات سخنرانی موضوعی زن و نظام خانواده

تاریخ برگزاری: ۲۹ / ۸ / ۸۶

محل برگزاری: موسسه جهادی

لینک: فایل صوتی جلسه دوم – mp3 – کیفیت ١۶ کیلو – حجم ۱۱٫۹۱ مگابایت

لینک: فایل صوتی جلسه دوم با کیفیت تر – mp3 – کیفیت ۶۴ کیلو – حجم ۴۷٫۷ مگابایت

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم وبه نستعین وصل الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یا أَیهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلَیکُمْ رَقِیبًا«۱»وَآتُوا الْیتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِیثَ بِالطَّیبِ وَلَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِکُمْ إِنَّهُ کَانَ حُوبًا کَبِیرًا«۲»

ماآخوندا کلا کارمون اینه همه چیز رو میگیم درسته. خیلی مختصر توی دوسه دقیقه ببینید: این که فرض بفرمایید از باقیه گل مرد(آدم) حوا درست شده باشه به لحاظ چه در آن برزخ نزولی که بودند (که این برزخ نزولی یعنی چه ان شاءالله جلسه پنج شنبه )و چه در آن نشئه دنیوی که ظهور کردند ، ازباقیه این یه چیزی درست کرده باشند ،یه موقع توی روایات می گن از باقیه گل به معنای مثبت است، مثلا داریم شیعتنا من فاضل طینتنا (شیعیان ما از باقی گل ما هستند) یعنی این که اون بالاتره ، این در حقیقت طفیل وجود اونه، حالت طفیلی دارد اگر منظور یه همچنین حالت طفیلی باشد صریح قرآن یه همچین بحثی را رد میکندکه بخواهد طفیل وجود کسی باشد این از خود خلقکم من نفس واحده در اومد یعنی همتون از یک نفس واحده هستید واگه منظور باقی مانده گل یه نفر باشه اصلا چه اهمیتی داره! فرض کنید یه خشت رو میزنند از باقی ماندش هم یه خشت دیگه میزنند اگر معناهای ارزشی باشه بیانات قرآن به صراحت این معنا را رد میکند.

ولی اگر در عالم دیگری باشد حتی بالاتر از این برزخ های نزولی مال حرف های دیگه ای باشه مال نفس واحده وزوج نفس واحده باشه ،به اون لحاظ ،در حقیقت اون از اون نشأة گرفته باشه که اون موقع توضیح هم دادیم که هیچ تفاضل وبرتری برای اون نیاره وآخرش بشه به اجمال وتفصیل خوب یه همچین معنایی بله! حالا شما بگید این فراز بالایی آیه داره یه محوریتی به نرینگی عالم میده خب بده!یعنی یه جور محوریتی که در حقیقیت یه محور خاصی هست برای خودش از اون در اومدند! متها اون نفس واحده ارتباطی به آدم وحوای در برزخ نزولی و آدم حوای در نشئه دنیایی نداره که اون از باقی مونده گل اون یا از دنده چپ اون……..

لذا اگر کسی واقعا خواست جمع بندی شده همه جوانب رو بشنودو بگه این ضلع چپ ودنده چپ چیه آقا ؟ دنده چپ از اسرائیلیات است این حرف. مگر اینکه کسی با یه دقتی بزنه به عوالم دیگری درسته!

اما این حدیث دنده چپ وضلع چپ کلا همچین چیزی مردود است چون که خیلی ها میزنن به همین عوالم دنیایی که ازش تازه چیزی میخوان برداشت بکنند که طُفیل وجود مرد بودن است! اگه این را میخوان برداشت کنند که اصلا یه همچین چیزی نیست واین نفس واحده هم اصلا یه چیز دیگه است وقرآن هم یه همچین معانی ازش برداشت نمیشه وبلکه وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً مبثوث شده وپراکنده شده از اون دوتا یعنی نفس واحده وزوج نفس واحده اون همه رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً .که یعنی از جمله خود آدم وحوا هم از حاصل تزویج نفس واحده وزوج نفس واحده هستند

بعضی اون روایت آخر رو بیش تر می پرسیدند که مثلا بالاخره شما نظرتون راجع به اون روایت چی شد چرا منفی شد؟ اون روایت اون دیتیلهای فقهی که گفته می شد توش درست بود یعنی همین جوریه منتهای مراتب آخرش هم عرض کردم که به دلیل اینکه این بحث آناتومی که میده وبحث رفت روی آناتومی این که می خوان یه خنثی رو در حقیقت تعیین کنند که بالاخره ملحق به مرد است یا ملحق به زن است باید برن دنده هاش رو بشمارند اگه یه همچین چیزی باشه خب مشخصه که ما یه همچین معنایی رو نداریم. این از این مورد.

یه قسمتی رو هم توی  رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً  مشخص بکنیم وبع یه چندتا روایت بخونیم خارج از بحث قرآن. یکی  بحث اینه که داره میگه وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً نه رجالا کثیرا و نساء کثیرة چرا قرآن این جوری میگه؟ غیر اون لطف ادبی که میتونه داشته باشه این مردان زیاد وزنان این اقتضای استتاریه که کلا خانم ها رو استتار میکنه قرآن حالا این رو بعدا از توی روح مسائل قرآنی میتونید در بیارید. برای اینکه مطمئن بشید که یه دلیلی داشته وصرف یک تفنن ادبی نبوده شما سوره مبارکه احزاب آیه ۳۵ را ببنید اولا این که تقدم مرد به زن گفتن رو داریم که یا اینجا استتار است یا همان عرف ادبیات عرب است وحتی عرف ادبیات فارسی هم این هست که مردها مقدم وزودتر گفته میشوند ویا اصلا افعال به نام فعل های مذکر وقتی می آید در قرآن اصلا به معنای مرد فقط نیست این عرف ادبی یادتون باشه کما اینکه شما در فارسی به گروه انسان ها می گویید مردم نمیگید زنم که؟این عرف ادبیات وفرهنگ است

اینجا برای اینکه ثابت کنه هیچ ارتباطی به جنسیت آنها ندارد بسم الله الرحمن الرحیم شماهم یه بسم الله بگید  إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ کسانی که اهل تواضع در برابر خدا هستند وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ ببنید اینجا هم بحث ذاکرین کثیرا وذاکرات است یعنی خیلی مرور سریع از روش میکنه حالا شاید خیلی به ظهور نرسه این حرف یعنی نشه بگی ظاهر در این معنا هست که استتار مطرح است اینجا ولی لا اقل اشعار که داره (اشعار یه حدی پایین تر از ظهور رو بهش میگن اشعار )  وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِاین کثیرا و بیرون ریختنشون واینها خیلی دأب قرآن نیست حالا ممکنه به صرف وجود این دوآیه آدم این رو متوجه نشه ولی آدم کل قرآن رو که میبینه یه فرهنگ استتار قرآن داره روی بحث خانم ها که اون موقع با اون سیاق ها وقتی تشکیل بشه اون شاید مورد پذیرش قرار بگیره حالا ممکن است شما الان نپذیرید ، هیچ اشکالی نداره خیلی اصرار نداریم از روی همچین آیه ای با این ظهور ضعیف کسی بخواهد این فرهنگ رو از قرآن در بیاره

سوال: استتار یعنی چی؟

استتار یعنی اینکه خیلی نمیخواد برملاشون کنه خیلی نمی خواد استشهار بهشون بده یعنی بیاره توی صحنه ودیده بشن یه همچین دأبی نداره

سوال: توی آیه ۱ قرآن اول میگه خلقکم من نفس واحده بعدش میگه وخلق منها زوجها وبعدش میگه وبث منهما رجالا کثیرا ونساء…………..

همشون ازاون نفس واحده هستند

سوال :آخه اول میگه همتون رو خلق کردیم از نفس واحده بعدش میگه وخلق منها زوجها ؟

میگه خلقکم من اینجا ! یعنی داره ریشتون رو میگه ریشتون به اون نفس واحده میخوره همتون! لذا هیچ کس به هیچ کس تفضیل ندارهبرای همین داشتیم این جوری می اومدیم که همتون زن ومرد میخورید به این نفس واحده اولا بساط هرچی تفضیله بر چیده میشه حتی کهنسال نسبت به خردسال، خردسال نسبت به کهنسال،فقیر نسبت به غنی، غنی نسبت به فقیر یعنی همه چی!! چون که تابلوی ورودی آیه است که توی آیه خیلی میخواد از این مدل احکام بررسی بشه لذا ریشه رو میزنه به اونجا همه از اونجان حالا میاد تکلیف زوج این نفس واحده رو میگه وخلق منها زوجها ! از خود این نفس واحده در حقیقت زوجه این نفس واحده درست میشه

سوال این که میگید مرد به زن مقدم میشه ریشه اش اینجاست ؟

نه خیلی کلی است حتی توی غرب هم همین است شماببنید فامیلی خانم بعداز ازدواج به صورت کلی عوض میشهنه اینکه ما میگیم منظورمون خانم آقای فلانی است نه اصلا شناسنامه ای عوض میشه یعنی میخواد فرم پر کنه یه جور دیگه پر میکنه یعنی خیلی خفن عوض میشه!تا این حد این مال چیزهای فرهنگی است وتی خیلی از فرهنگ ها هم شاید این جوری باشه مثلااین رعایتی ما میکنیم مثلا میخوایم بگیم خواهران وبرادران عزیز! این عزیزش رو یه جوری تنظیم میکنیم که بخوره به برادران نه خواهرانش !درسته که این صفت ترکیب میشه توی دوتاش یعنی خواهران عزیز وبرادران عزیز ولی کلا آدم این حیا رو میکنه این جوری میگه و خواهرانش را مستترا میگه.

وحالا آیا رعایت اینها میخوره به من نفس واحده خیلی بعید است ولی این که یه چنین تقدمی در نظر میگیرند برای مرد به جهت مدیریت به یه لحاظ هایی این هست.

سوال :بالاخره این فرهنگ یه منشاء الی دارد قراردادی نیست که؟

بله یه منشاء فطری دارد بعضی فرهنگها که بهس میگن فرهنگ مشترک برای همین است که تقریبا فطری است ولی حالا خیلی نمیخوام اصرار بکنم که همان فطرة الله التی فطر الناس علیها است خیلی مهم نیست توی بحث ما

سوال: اینجا نمیخواد بگه که نفس واحده (نه زن ومرد) خود نفس واحده به لحاظ وجودی رتبه داره زوجش؟

به لحاظ وجودی رتبه داره بله! یه محوریتی داره به اضافه اینکه تفضیلی نداره یعنی شما این جوری باید نگاه بکنید  که یه محوریتی داره بیش از این نه. این کهچ.ن این را باید بدانید به لحاظ بحث های فلسفی و قرآنی همه چیز از اون بالا به صورت اندماج وانبثاث حرکت میکنه یعنی همه چیز اون بالا مندمج ودر اینجا منبث وپراکندهشده یعنی اگر یه همین چیزی را در نظر بگیرید که توی کل عالم یه همچین اتفاقی می افته ودرقرآن با این دقتی که میخواد بگه تقسیم وتفاضلی درست نمیکنه میگه خلقکم من نفس واحده یعنی همتون رو میبره تو نفس واحده بعدا اون زوج نفس واحده رو ابراز میکنه که از این نفس واحده است

حالا اجازه بدیدیه چند تا چیز دیگه هم بخونیم میترسم خیلی بریم تو این فضا حالا هم یه سری مقدمات عقلی وچه وچه ومثلا چینش نظام هستی و اینها هم لازمه آدم بدونه ولی اینجا به هر جهت داره یه محوریتی به نفس واحده که نرینگی عالم محسوب میشه میده که این چیزهایی که پایین داره به وجود میاد بی ربط به بالاش نیست .

از اون طرف هم بحث رجال ونساء میکنه نه ذکور واناث این هم خودش یه نکته ای هست شما سوره مبارکه شوری آیه ۴۹ و از اون طرف نساء آیه۷۵ رو بیارید:

شوری۴۹ : لِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یخْلُقُ مَا یشَاءُ هر چی بخواد خلق میکنه یهَبُ لِمَنْ یشَاءُ إِنَاثًا وَیهَبُ لِمَنْ یشَاءُ الذُّکُورَ به هر کی بخواد تنها دختر میده (مثل من) به بعضی ها که بخواد فقط پسر میده(مثل ایشون) َوْ یزَوِّجُهُمْ ذُکْرَانًا وَإِنَاثًا یا جنس مخلوط میده یعنی دوتاش رو میده یزوجهم نه اینکه ذکران واناثش رو با هم تزویج میکنه یعنی قاطی میده وَیجْعَلُ مَنْ یشَاءُ عَقِیمًا یعنی دیگه چهار فرضش اینه دیگه به بعضی ها هم اصلا نمیده خدا بالاخره یه جوری امتحان میکنه إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ

بحث ذکور واناث در قرآن یه مقداری ناظر به بچه است بیش تر ولی بحث رجال ونساءراجع به آدم بزرگ هاست ویه معنای تکلیفی هم این وسط داره ازش در میاد برای همین است که کلا یا ایها الناس با عناوین این جوری شروع مشه وآخرش ان الله کان علیکم رقیباخدا مراقب شماست ونمیگه از نفس واحده ذکور واناث در اومد میگه رجال ونساء مردان وزنان بزرگ در اومده که مکلف به تکلیف اند

نساء۷۵ : وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا ولدان یعنی بچه ها ،رجال ونساء کلا این آدم بزگ ها رو میگن ومکلفین رو میگن اینها بعدها به درد میخوره توی الرجال قوامون علی النساء

سوال: اون آیه ای که هست من عمل صالحا من ذکر او انثی؟

نمی خوام بگم که دقیقا یه معنای فیکس داره  ومعنای  بچه داره همه جا ولی این اشعار رو گاهی اوقات آدم در میارهبا سیاق بعضی آیات دیکه مثل همین آیه که میتونه ناظر به بحث تکلیف داشتن هم باشه ولی معنای فیکس نداره وفرمایش شما درسته.

سوال : این که شما میفرمایی یعنی بچه ها وقتی به دنیا میان از نفس واحده نیستند ؟

چرا! منتها این معنا هم ممکنه توش بیان بشه یعنی به عنوان احتمال اینکه بث منهما رجالا……. ناظر به بحث تکلیف استکه به ابتدای آیه وانتهای اون بخوره میتونین قبول کنید میتونید نکنید خیلی مهم نیست

اینجا ما یهstop میدیم برای اینکه یه چیزی رو قرآن بیان نکرده خیلی دأبش نبوده بیان کنه ولی روایات بیان کرده وای روایات روایات خوبیه میشه خوند واون اینکه اولا ازدواج آدم وحوا چه طوری بوده این یکی ونکته دوم اینکه این تکثیر چطوری بودهیعنی در طبقه دوم حالا بچه های حضرت آدم هم به وجود امدند ولی نوه ها به چه سبکی بوده؟ این یه سوال اساسی است که خیلی هم بیخ پیدامیکنه ازدواج اینها در من لا یحضره الفقیه ج۳ ص۳۷۹ اومده:

زراره میگه: سئل ابوعبدالله عن خلق حوا وقیل له ان اناس عندنا یقولون ان الله عزئجل خلق حوا من ضلع آدم الأیسر الأقصی میگه بعضی ها این جوری میگن که حوا از ضلع چپ آدم به وجود آمده فقال سبحان الله وتعالی عن ذلک علوا کبیرا أیقول من یقول هذا إن الله تبارک وتعالی لم یکن له من القدرة ما یخلق لآدم زوجته من غیر ضلعه نمیتواند از غیر ضلعش یه نفر درست کنه ویجعل للمتکلم من أهل التشنیع سبیلا یعنی داره یه راهی درست میکنه که تیکه به دین بندازن بگن که إن آدم کان ینکح بعضه بعضا یه تیکه اش با خودش ازدواج کرده ثم قال: إن الله تبارک وتعالی خلق آدم من طین أمر الملائکه فسجدوا له والقی علیه النوم یه مقداری خوابش برد ثم ابتدع له حوا خدا حوا رو به وجودآورد ابتدع یعنی در دم به وجود آورد نه اینکه از ضلع اون به وجود اورده باشه فلما انتبه نودیت ان  تنحی عنه وقتی بیدار شد به حوا ندا دادیم از کنار آدم بیاد بیرون ودورشو فلما نظر إلیها نظر إالی خلق حسن یشبه صورته وقتی که نگاه میکند به حوا می بینه یه خلق حسنی عین خودش غیرأنها انثی غیر اینکه زنه فکلمها فکلمته بلغته باهاش حرفمیزنه اون هم بااون زبان خودش جوابشرو میده فقال لها: من أنت؟ تو کی هستی قالت خلق خلقنی الله کما تری من هم یه خلقی مثل تو فقال: یارب من هذا الخلق الحسن الذی قد آنستنی قربه والنظر الیه میگه خدایا این کیه که من حالت انس نسبت به قرب این پیداکردم چرا من اینجوری شدم این کیه مگه؟ این جوریه؟ نگاش میکنم یه حالت انس توم ایجاد میشه فقال الله: هذه إمتی حوا این کنیز خودم حواست میبینید یه حالت سرپرستی برای حوا در نظر میگیره أفتحب أن تکون معک تؤنسک وتحدثک وتکون تبعا لأمرک میگه دوست داری با تو باشه باهات حرف بزبه وتبع تو باشه ویه حالت تابعیت داشته باشه قال نعم یارب ولک بذلک الحمد والشکر ما بقیت اگه این جوری باشه که تا هست حمد وشکرت به گردن من است فقال الله عز وجل: فأخطبها إلی خواستگاریش بکن از من یعنی من متولیش هستم فإنها أمتی این مال خودمه وقد تلح لک ایضاً زوجة للشهوة ببنید توی قرآن هم این معنارو داره یعنی میگه هم چنین به درد شهوت هم میخوره یعنی خود قرآن هم دقت کنید توی همون آیه سوره اعراف داره لیسکن الیها فلما تغشاها این ترتیب است که بحث انس وسکونت وآرامش مقدم است به مباحث جنسی. کلا این گرایش وجود داره که اول خود همین که میخواد بایه نفر صحبت ویه مقدار آروم بشه این در درجه اول است وبعدش قضیه شهوت والقی الله عزوجل علیه الشهوة اون موقع تازه خدا شهوت به اون انداخت قد علمه قبل ذلک المعرفة قبل اون معرفت به خود این زن رو بهش داد که این کیه که انستنی قربه وفلان وفلان فقال یارب فإنی اخطبها الیک من این رو ازت خواستگاری میکنم فبما رضاک لذلک؟ به چی راضی هستی یعنی مهرش چی چی کار باید بکنیم اینو بدی به ما فقال الله عزوجل : رضائی أن تعلمها معالم دینی رضایت میدم به اینکه تو معالم دین منو به این یاد بدی این هم خیلی نکته است این که در بحث ازدواج فقط به زیور آلات پرداخته نشود وبحث حیات خود این زن خیلی مهم است یه وقت هایی طرف همه شرایط رو برای یاد گرفتن خودش فراهم میکنه برای همسرش هیچی! این معارف این جوریه که یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یحْییکُمْ  در حقیقت ای آموزه های معارف احیاء وحیات طیبه یه نفر است این را باید هر کسی توجه بکند که من حق ندارم این امانت واین لطیفه الهی رو بگیره واین همه اش دستش به کثافت بچه بیافته همین وهمین ولیس الا اونوقت هیئت میره خانومش رو نمیبره اون موقع هست که کلاس این آدم پایین میشه وحتی ضربه هاش رو خودش می خوره به واسطه اینکه اون رو از این معارف ور کرده چون ۱-این داره بچه هارو تربیت میکنه خارج از این معارف ۲-حتی ضربه های اقتصادی هم میزنه چون خانمی که داره بااین معارف وبا حیات طیبه بزرگ میشه خیلی فرق داره خرج کردنش با دیگران واین چیزها براش مهم نیست والله العلی العظیم اگر طرف حواسش به طرف مقابلش باشه این جوری معنویت کسب میکنه! مثلا من یه وقتی بچه رو نگه میدارم این بتونه استفاده بکنه مگه این احیاء بخ اندازه خوراکی وآبنبات ارزش نداره که من براش دوندگی کنم! اونوقت اون خانمی که از دل این معارف در میاد فرق داره باخانمی که از دل این معارف در نمیاد لذا می گوید زضای من در این است أن تعلمها معالم دینی این مهرش است فقال:لک ذلک علی یارب إن شئت ذلک اگرواقعا به این رضا داری منم پاش هستم قال عزوجل: قد شئت ذلک همینو میخوام  وقد زوجتکها تزویجش کردم بیا این زنت فضمها الیک برو بغلش کن فقال لها آدم: الی فأقبلی بیا بغلت کنم فقالت :بل انت فأقبل توبیا منو بغل کن نه اینکه من بیام تورو بغل کنم فأمر الله عزوجل أن یقوم الیها همه اینها نکته است یعنی خواهان مرد است خواهان زن نیست حتی توی روابط جنسی همین است اینو بدونید ماحتی بعضی وقت ها مشاوره میدیم که طرف میگه خانوم من سرده وفکر میکنه همون عطشی که خودش داره باید خانومش هم داشته باشه در حقیقت در همون استارت کار اون بیاد در صورتیکه خواهان مرد است ولو لا ذلک لکان النساء هن یذهبن إلی الرجال میگه اگه این جوری بود که اون میامد وبغلش میکرد این جوری میشد که نساء میرفتند پیش مردها حتی یخطبن علی أنفسهن خواستگاری میکردند برای خودشون یعنی حتی نظام خواستگاری این جوری نیست که بگیم این یه عرف اجتماعی بوده حالا این عرف را بشکنیم! ماچند مورد در موردهای مشاوره ای داشتیم که خواستگاری این وری داشته خیلی بد شده! اما اگه یه جوری باشه که ضایع بازی نباشه اشکال نداره ولی این اقدام خواستگاری کردن نباید از طرف زن باشه البته در تمام فرهنگ ها هم این جوریه ودر کتاب های روانشناسی هم همین ها هست که با غرور بیان خواستگاری بکنن ازش نره خودش پیشنهاد بده که بیا منو بگیر مثلا! فهذه قصة حوا...



طبقه بندی: مقالات دیگران، 
برچسب ها: زن و نظام خانواده،
دنبالک ها: استاد قاسمیان،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی