بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 11 آبان 1389
چکیده
خداوند متعال انسان را آفرید و برای نسل بشر [طبق حکمتش] غریزۀ جنسی را در نهاد او به ودیعت نهاد و راه­های استفادۀ صحیح و درست از این نعمت الاهی را در کتابش و به وسیله رسولش بر انسان بیان داشت. دین مبین اسلام به تمام زوایای زندگی بشر، از خوراک، پوشاک، مسکن، اخلاق، معاشر، مسائل اجتماعی و رابطه جنسی توجه کامل کرده و آن را بیان نموده است، اگر مقررات آیین انسان ساز اسلام، بدون حب و بغض و بدون کم و کاست اجرا شود بسیاری از مشکلات اجتماعی و معضلات آن رفع خواهد شد و یکی از مشکلاتی که همواره بشر از آن رنج برده و گاهی جامعه به واسطۀ آن دچار مشکل و معضل شده چگونگی ارضای غرایز جنسی و پاسخ گویی صحیح به شهوات جنسی انسان است. گاهی افراط و تفریط­ها در این مورد، فرد و جامعه­ای را به ورطۀ سقوط و منجلاب کشانده است. در حالی که این نیروی جنسی طبق حکمت الاهی درنهاد انسان برای رشد و کمال او قرار داده شده است و اگر از راه مشروع ارضا شود نه تنها مشکل آفرین نخواهد بود، بلکه بسیاری از مشکلات اجتماعی و نابسامانی­های موجود را سامان خواهد داد.
خداوند متعال به مردان اجازه تعدد همسر را داده تا آن­ها آلوده به گناه و فساد نگردند و افزون بر آن، راه ازدواج موقت را برای زن و مرد باز گذاشته تا آن­ها که شرایطش را دارند از این نعمت الاهی بهره­مند شوند و با این عمل خدا پسندانه به دور از شهوت رانی و هوسبازی، جامعه و فرد را از گناه و تباهی دور سازند.
مقاله­ای که پیش روی شما است به طور مختصر فلسفه ازدواج موقت و ضرورت آن، چگونگی و فواید آن را بیان داشته است.

تعریف متعه
«متعه» در لغت به معنی برخورداری، خوشی و لذت بردن می­باشد و در اصطلاح فقهی به این معنا است که زنی را برای مدت موقت به نکاح درآورند.
 
غریزۀ جنسی، یکی واقعیت انکار ناپذیر
انسان، به طور طبیعی در زندگیش به یک سری مشکلات رو به رو است و با آن­ها دست و پنجه نرم می­کند که این مشکلات ممکن است اشتغال، مسکن، تحصیل و سایر امور روزمره زندگی باشند که گاهی مواقع، مانع از ازدواج دائم و تشکیل خانواده می­شوند و از سوی دیگر، ذات احدیّت در وجود انسان غریزه­ای به نام «غریزۀ جنسی یا شهوت» و لذت قرار داده که به هیچ وجه نمی­شود از آن چشم پوشی نموده و آن را انکار کرد و اگر به این غریزه، به موقع و از راه­های شرعی و صحیح پاسخ داده نشود و در مسیر درست هدایت نشود، سبب ایجاد فساد و تباهی فرد و جامعه، از نظر اخلاقی، روانی و بهداشتی خواهد شد و پیامدهای زیادی به دنبال خواهد داشت که گاهی جبران آن­ها غیر ممکن خواهد بود.
شهوت و غریزه جنسی، در انسان آن قدر قوی است که حتی با صدای جنس مخالف ممکن است انسان کنترل خود را از دست بدهد. سرکوب غریزۀ جنسی در مرد و زن باعث ایجاد شخصیت منفی و استرس­های روحی و روانی می­شود.
عاقبت و تأثیر ­منفی­ای که پشت سر سرکوب نمودن غریزۀ جنسی وجود دارد به طور یقین به انحراف جنسی مخفیانه یا علنی خواهد کشید پس باید مواظب بود که این قوه، از راه مشروع، ارضا شده و از مسیر خود منحرف نشود. همان گونه که انسان، از بدو تولد خود، نیازهای غریزی دیگر خود را [هم چون مکیدن پستان مادر که کودک برای رفع گرسنگی خود آن را می­مکد و یا این که انسان در موقع بیماری به دنبال دوا و درمان می­گردد و با چیزهایی از قبیل دارو و آمپول بیماری را کنترل می­کند] باید غریزۀ شهوت را هم از راه منطقی، طبیعی و مشروع کنترل کند.
غریزۀ شهوت از اولین روز تولد انسان در انسان وجود دارد ولی از سن بلوغ لذت جویی و کام بردن آن آغاز می­شود و تا لحظه آخر عمر، همراه انسان می­باشد.
 
 
 
چرا ازدواج موقت؟
1. وجود جنگ­ها در طور تاریخ
گاه و بیگاه جنگ و نزاع بین انسان­ها صورت می­گیرد و بیشتر کشته شدگان در این جنگ­ها مردان بوده­اند که با کشته شدن آن­ها همسرانشان بدون سرپرست و بی شوهر ماندند و در عصر حاضر نمونه­ای از نبرد حق و باطل، دوران پرافتخار هشت سال دفاع مقدس است که همسران شهدا با شهادت شوهران بدون سرپرست ماندند و بار سنگین ادارۀ خانه و تربیت فرزندان را به دوش کشیدند و به واسطه شهادت جوانان عزیز، دختران زیادی نیز در یک برهه از زمان، بدون همسر ماندند.
 
2. در معرض خطر بودن مردان و زیادی مرگ آن­ها به واسطه مسؤولیت­های فردی و اجتماعی سختی که دارند
اغلب مردها بیشتر از زن­ها در خطر مرگ قرار دارند، کار سخت آن­ها در معادن، جاده­ها و ... عاملی است که آن­ها را بیش از زنان، در خطر مرگ قرار می­دهد. اگر به آثار تصادف­ها و سانحه­های هوایی و کشته شدگان در معادن و غیره نظری داشته باشیم خواهیم دید که آمار مردان بیش از آمار زنان است و باز با کشته شدن آن­ها، همسرانشان بیوه شده و بدون شوهر می­مانند.
 
3. مسائل و مشکلات اقتصادی
گاهی وقت­ها و افزون بر علت­های یاد شدۀ بالا، مشکلات اقتصادی و بالا بودن توقع خانواده­ها عاملی برای بالا رفتن سن ازدواج و عدم توانایی جوانان برای تشکیل خانواده و ازدواج دائم است عامل­های یاد شده و سایر علت­ها که ذکر همه آن­ها در این مختصر نمی­گنجد سبب شد که آمار زنان و دختران بیوه و مجرد و بی سرپرست بالا برود اما هیچ گاه این عامل­ها سبب نشده آن غریزه جنسی که خداوند متعال طبق حکمت بی انتهایش برای بقاء نسل بشر در وجود انسان قرار داده به خاموشی گراید. طبق برخی از آمارها در کشور ما، حدود 2000000 نفر بیوه زن و 1700000 نفر دختر در سنین ازدواج، بدون شوهر هستند.
اگر منصفانه و بدون غرض بنگریم همه این زنان و دختران به زندگی مشترک، شوهر و ارضای غریزه جنسی نیاز دارند که اگر به صورت مشروع و طبیعی این نیازها برآورده شود بسیاری از مشکلات روحی و روانی و حتی مفسده­ها در جامعه درمان پذیر خواهد شد، اما اگر پاسخ صحیح و منطقی به این نیاز جامعه داده نشود باید منتظر فساد و تباهی و انحراف اخلاقی ناخواسته در جامعه شد.
4. چه باید کرد؟
با وجود این قبیل آمارها، در جامعه چه باید کرد؟ آیا باید غرائز خدادادی آنان را نادیده گرفت و به آن توجه نکرد؟! باید برنامه ریزی یا این که رضایت داد از راه­های غیر شرعی و غیر بهداشتی نسبت به ارضای میل جنسی اقدام شود؟ اگر چه زن و مرد در حوائج غریزی شریکند ولی این حاجت و نیاز در وجود زنان عمیق­تر از مردان است و حیات شخصیت زن، بیش از هر چیزی بستگی به غریزه جنسی دارد و بدون آن لذتی از زندگی نمی­برد. باید این اصل را قبول کنیم.
اگر ازدواج­های موقت و تعدد همسران جایز، در جامعه قانونی و رایج نشود؛ تعدد زوج­های غیر شرعی جای گزین آن خواهد شد. به تعبیر دیگر، زنا چاشنی زندگی مردان بی مبالات و غیر متشرع خواهد شد که جامعه از آن رنج خواهد برد و آثار زیانباری در پی خواهد داشت.
جمعیت زیاد زنان و دختران بی سرپرست و بدون شوهر عارضه­هایی دارد و از جمله عوارض آن این است که زنان و دختران مجبور هستند برای رفع نیازهای اقتصادی خود به دنبال کار و اشتغال بروند و برای تأمین زندگی خود، با مردان نامحرم معاشرت داشته باشند که این امر هم، ممکن است منجر به مفاسدی در اجتماع شود که ضرر آن به مراتب بیشتر از معایب ازدواج موقت است و این امر، زمینۀ انحراف مردان همسردار را افزایش داده و کانون خانواده را متزلزل می­کند.
امروزه برداشت­های غلطی از ازدواج موقت در جامعه شده است که باید همۀ متدینین، روحانیون، مبلّغین، و کسانی که تخصص در امور دینی دارند دست به دست هم دهند تا افکار نادرست را در مورد ازدواج موقت برای مردم روشن و نمایان سازند.
دین اسلام فقط نماز و روزه نیست، دین اندیشه و تفکر صحیح و عمل نمودن به راهکارهای اسلام است. مگر می­شود بعضی از دستورهای اسلام را قبول داشت و از بعضی دیگر دوری جست؟! عده­ای از مردم، تعدادی از دستورها را قبول دارند و در انجام آن اصرار هم می­ورزند ولی تعدادی از آن را انکار نموده و از او دوری می­جویند! در سوره بقره آیه 99 می­خوانیم:
«ای پیامبر به تحقیق دلایل روشن بر تو فرتادیم و به جز فاسقان، کسی انکار آن نخواهد کرد.»
جای تعجب است که مسلمین با غفلت از ازدواج موقت، باعث ترویج فرهنگ زنا در جامعه شوند. چه بسا حتی زنان مؤمنه و متدینه، با غیرت ورزی بی جا و مخالفت کردن با این امر الاهی زمینۀ گناه را در همسران خود فراهم می­سازد، حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام می­فرمایند: «غیرت ورزی زن و مبارزه کردنش با تعدد همسر، از آثار بی دینی و عدم اعتقاد او به خداوند است[1]».
امروزه ازدواج موقت طوری در جامعه مورد تنفر واقع شده است که حتی افرادی که در مقابل خیلی از حرام­ها سکوت اختیار می­کنند ولی کسانی را که ازدواج موقت یا مجدد دارند مورد حمله و بی احترامی افکار عمومی قرار می­دهند و چه بسا این گونه فکرهای ناپخته، که منجر به ترویج فساد و لاابالی­گری در جامعه می­شود و موجبات عذاب الاهی را فراهم می­سازد.
در کشورهای عربی هم چون: لبنان، عراق، مصر و بلاد دیگر، زن­های بیوه، برای سالم بودن و صحت جامعه خود، نذر خود را در همسری مرد دیگر قرار می­دهند.[2]
زنان مسلمان باید روشنفکرانه عمل کرده و ایمان و اعتقاد خود را قوی نمایند و اجازه دهند همسرانشان با ازدواج موقت، جلوی هر گونه حرام و بی بند و باری را در جامعه بگیرند، از حسادت خود بکاهند و بر عزت خودشان بیفزایند. با بهانه­های مختلف، شوهران خود را آزار و اذیت ننموده و زمینه را برای گناه مهیا نکنند. چرا وقتی می­شود با حلالِ خدا یکی زندگی طیّب فراهم کرد از راه نامشروع و حرام وارد شد.[3] بدبختانه بعضی از زن­ها به خاطر انحصار طلبی و غرور بی جای خود و حتی حسادت­ها و خودخواهی­های خود، زمینه را [خیلی راحت] برای گناه کردن و به حرام افتادن شوهران خود آماده می­کنند، آمار طلاق در کشور ما نشان می­دهد که بیشتر جدایی­ها به خاطر سوء ظن وگیر دادن­های بی جای زن­ها به همسرانشان و اعتماد نداشتن به آن­ها است. این سوءِ ظن گاهی سبب شده مردان پاک، دامنشان آلوده شده و دچار گناه گردند و اگر متشرع بوده­اند به ازدواج­های پنهانی روی آورده­اند و گاهی نیز سوء ظن­ها باعث شده که کانون خانواده از هم پاشیده شود.
زن خوب و مسلمان آن است که مردش را در امور الاهی و اطاعت از دستورهای اسلام آزاد گذارده و او را یاری کند. مگر می­شود نماز و روزه یا بهتر بگوییم اصول و فروع دین را قبول نمود ولی تن به ازدواج موقت نداد!، مگر نه این که رسول خدا6 فرمود: «وقتی مرا به معراج بردند، جبرئیل از طرف خداوند پیغامی آورد که خداوند تبارک و تعالی می­فرماید: همانا زنان از امت تو را که به ازدواج موقت درآیند می­بخشم[4]. اگر دین را قبول کردیم باید همۀ دستورهای آن را مو به مو عمل کنیم.
 
ازدواج موقت و مصون ماندن جوانان
جوانی که تازه به سن بلوغ می­رسد و در اوج قدرت و شهوت و  غریزۀ جنسی به سر می­برد و همه جور زمینه برای به فساد کشیدن او مهیا می­باشد را چگونه باید کنترل نمود؟! مگر نه این که در سورۀ «اعراف آیه 22» می­فرماید: «خداوند در رحمت را به روی بندگانش باز کرد، پس چگونه آن را می­بندید؟» مگر نه این که می­خواهد بگوید متعه را در سر راه انسان­ها برای جلوگیری از فساد قرار داده است؟ یعنی ازدواج موقت سبب می­شود که جوان با آن همه شهوت و غرور خود، کنترل شود و زمینه برای گناه فراهم نگردد. تمام مسؤولین کشور و جامه باید همه با هم فرهنگ ازدواج موقت را چنان در بین مردم و به خصوص جوانان جا بیندازند که دیگر جایی برای گناه باقی نماند. حوزه و دانشگاه باید متوجه باشند و برای فراهم نمودن و آماده سازی جوانان [برای این که به گناه نیفتند] راه کارهای اساسی را به آن­ها نشان دهند متحد شوند و جامعه را از هر گونه هرج و مرج و بی بند و باری نجات دهند. البته با «فرهنگ سازی و آموزش­های مترقی» که این نوع ازدواج­ها آثار سویی در پی نداشته باشند.
 
صمیمانه با بانوان
خیلی طبیعی و واضح است که بین خلقت زن و مرد تفاوت­هایی وجود دارد، زن دارای یک سری مسائلی است که مردان از آن برخوردار نیستند، زن­ها دارای ایام خاص ماهانۀ خود و ایام زیبای بارداری و مادر شدن هستند که مردها از این گونه مسائل محرومند.
به همان صورت که در خلقت فیزیکی و جنسی زنان و مردان تفاوت­هایی وجود دارد از نظر بلوغ هم تفاوت­هایی با یکدیگر دارند، زن­ها در سنین پایین­تر از مردان نیازمند ازدواج بوده و غریزۀ جنسی آن­ها زودتر تحریک می­شود. پس به طور حتم پس از گذش مدتی، زنان آمادگی جنسی خود را از دست می­دهند؛ ولی در مقابل، مردها بر اثر افکار پریشان و مسؤولیت­های سنگین­تر، به طور معمول زودتر از زنان از دنیا می­روند و این امر باعث افزایش زنان در دوران ازدواج بوده و ده­ها عامل دیگر که ایجاب می­کند در شرایط خاصی، ازدواج با بیش از یک همسر تجویز شود تا خدای ناکرده زنان اجتماع، بی سرپرست نمانند و دچار انحراف و محرومیت جنسی نشوند که نتیجه آن موجب مشکلات روانی و بیماری­های مقاربتی خطرناک خواهد بود. شهوت جنسی فقط باید از راه طبیعی «ازدواج» کنترل و ارضا شود.
 
آیا ازدواج موقت با عفاف زنان منافات دارد؟
شاید عده­ای اشکال کنند که ازدواج موقت با قانون عفاف دارد. در جواب این عده باید گفت: ازدواج موقت، خود دارای شرایط و قوانینی می­باشد که اگر آن شرایط و قوانین مراعات شوند هیچ منافاتی با عفاف و حیای آنان نخواهد داشت.
شرایط و قانون ازدواج موقت، مانند ازدواج دائم است. یعنی این طور نیست که زن هر وقت دلش خواست بتواند خود را در اختیار مردی قرار دهد و اگر با عفاف زن مغایر باشد در دوران رسول خدا6 را استثنا کنیم و در سایر زمان­ها زشت و ناپسند جلوه دهیم.
امام رضاعلیه السلام می­فرمایند: «درجۀ ایمان هیچ مؤمنی کامل نمی­شود مگر آن که متعه انجام دهد.[5]
تنفر زنان از ازدواج موقت، ارتباط نامشروع زن و مرد را به دنبال دارد و جامعه را به فحشا و فساد می­کشاند. حال شاید سؤال کنید چه باید کرد؟ و راه چاره چیست؟ چاره را خود ائمه اطهار ( گفته­اند. رواج ازدواج موقت با شرایط خاص خودش اما عامل مهم­تر از این آن است که همۀ مبلغین، همۀ دست اندرکاران مملکت، همۀ نویسندگان، همۀ مسؤولین منتظر نباشند تا جامعه پر از فحشا و فساد شود آن گاه اقدام به دادن راه کارها و راه حل­ها شوند بلکه هر کس باید در هر مکانی از مسؤولیت خود، ترویج فرهنگ ازدواج موقت را در جامعه گسترش دهد.
اگر خانواده­ها به مسایل جنسی جوانان توجه داشته باشند دیگر جوانان برای ارضای خود به حرام نیفتاده و به بی راهه­ها کشیده نمی­شوند و یا با ارتباط نامشروع و یا با لواط و استمناء، خودشان را ارضا نمی­کنند.
امام صادق علیه السلام می­فرمایند: «روز قیامت، خداوند با شخص خودارضا گفت و گو نمی­کند و از چشم خدا می­افتد».[6]
پس ترک گناه و دوری از آن به هر روش شرعی که باشد بهترین عبادت محسوب می­شود.
حضرت علی علیه السلام می­فرماید: «برترین عبادت، دوری گزیدن از گناه است».[7]
 
فوائد ازدواج موقت
قانون «متعه» یکی از ارزنده­ترین مسائل حقوقی اسلام است.
برای روشن شدن این بحث به بیان فایده­های متعه و تعدد همسران و آثار اجتماعی آن به طور فهرست وار اشاره می­کنیم:
1. جلوگیری از آلودگی اخلاقی، معنوی و روانی زنان و مردان.
2. پیشگیری از به وجود آمدن فرزندان نامشروع و ایجاد عقدۀ حقارت «زنا زادگی» و میلیون­ها گناه.
3. جلوگیری از لواط و فساد ناشی از آن.
4. مصون ماندن زنان و مردان از انحراف جنسی.
5. مقید و متعهد شدن مردان به حریم خانه و خانواده.
6. مصون ماندن خانواده از انواع بیماری­ها از جمله بیماری­های مقاربتی و بیماری خطرناک ایدز.
7. ارضای غریزۀ جنسی از راه طبیعی و مشروع.
8. آلوده نشدن جامعه به گناه و فساد.
9. تحت حمایت قرار گرفتن زنان بیوه و بی­سرپرست.
10. پاسخ مثبت به نیازهای جنسی زنان و دختران.
11. جلوگیری از گسترش فساد و فحشا.
12. عمل به دستور­های اسلام.
13. و در آخر اطاعت و عبادت حق تعالی.
 
رواج فساد و فحشا در اثر نبود ازدواج موقت
ازدواج دائم به تنهایی نمی­تواند پاسخگوی نیازهای جنسی مردم در جامعه باشد. ممکن است همسر دائمی، زنی مریض باشد، یا زنی همسرش را از دست داده باشد یا بر اثر عواملی تعداد دختران و زنان نسبت به مردان زیاد باشد و عده­ای از دختران یا زنان بی همسر باشند و نیازهای جنسی [با آن قدرتی که در نهاد انسان از طرف خداوند حکیم به ودیعت قرار داده شده] باید از راه طبیعی و شرعی ارضا شود و نباید از راه نامشروع به آن نیاز جنسی پاسخ داده شود. شاید برای مردان، همیشه امکان ازدواج دائم نباشد و نتوانند به طور دائم چند همسر داشته باشند و با مشکلاتی هم که روبه­رو هستند اگر ازدواج موقت فرهنگ شده و قبح آن از میان برداشته شود به خوبی و بدون آلوده شدن به گناه، می­تواند به نیاز جنسی خود پاسخ گوید. یا زنی که شوهر ندارد بدون آلوده شدن به گناه، می­تواند به نیاز جنسی خود پاسخ گوید؛ اما اگر راه شرعی [که همان ازدواج موقت است] به هر دلیلی به روی مردم بسته شود نتیجه­اش باز شدن یک راه غیر شرعی به روی مردم خواهد بود و آن رواج زنا است به تعبیر دیگر، اگر ازدواج موقت تعطیل شود ناخواسته و ناچار، فحشا در جامعه رواج پیدا خواهد کرد و حریم خانواده و اجتماع به خطر خواهد افتاد.
شعبه از حکم ابن عتیبه روایت می­کند: «از او پرسیدم: آیا آیۀ «فما استمتعتم به ینهیّ» نسخ شده است یا نه؟ گفت: نه. سپس گفت: امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام می­فرماید: «لَو لا اَنَّ عُمر نَهی عَن المتعه ما زنی اِلّا شقی؛ اگر عمر سبقت نمی­جست و متعه را تحریم نمی­کرد، احدی جز افراد بدبخت و پست مرتکب زنا نمی­شدند».
 
ازدواج موقت یک ضرورت اجتماعی
این یک قانون کلی و عمومی است که اگر به غرائز طبیعی انسان، به صورت صحیح پاسخی گفته نشود او برای اشباع آن­ها متوجه روش انحرافی خواهد شد؛ زیرا این حقیقت قابل انکار نیست که غرائز طبیعی را نمی­توان از بین برد و به طور فرض هم اگر بتوانیم از بین ببریم، چنین اقدامی عاقلانه نیست؛ چون این کار یک نوع مبارزه با قانون آفرینش است.
بنابراین راه صحیح آن است که آن­ها را از راه شرعی اشباع و از آن­ها در مسیر سازندگی بهره­برداری کنیم.
این موضوع را نیز نمی­توان انکار کرد که غریزۀ جنسی یکی از نیرومندترین غرائز انسانی است تا آن جا که پاره­ای از روان کارها آن را تنها غریزۀ اصیل انسان می­دانند و تمام غرائز دیگر را به آن باز می­گردانند.
در بسیاری از شرایط و محیط­ها، افراد فراوانی در سنین خاصی قادر به ازدواج دائم نیستند، یا افراد متأهل در مسافرت­های طولانی و یا مأموریت­ها با مشکل عدم ارضای غریزۀ جنسی روبه­رو می­شوند.
این موضوع به خصوص در عصر ما که سن ازدواج بر اثر طولانی شدن دورۀ تحصیل و مسائل پیچیدۀ اجتماعی بالا رفته و کمتر جوانی می­تواند در سنین پایین یعنی در داغ­ترین دوران غریزۀ جنسی اقدام به ازدواج کند، شکل حادتر به خود گرفته است. با این وضع چه باید کرد؟
آیا باید مردم را به سرکوب کردن این غریزه تشویق نمود؟ یا این که آن­ها را در برابر بی­بند و باری جنسی آزاد گذاشت و همان صحنه­های زننده و ننگین کنونی را مجاز دانست؟
یا این که راه سومی را در پیش بگیریم که نه مشکلات ازدواج دائم را به بار آورد و نه آن بی­بند و باری جنسی را؟
خلاصه، ازدواج دائم نه در گذشته و نه در امروز به تنهائی جوابگوی نیازمندهای جنسی همه طبقه­های مردم نبوده و نیست و ما بر سر دو راهی قرار داریم یا باید «فحشا» را مجاز بدانیم و یا طرح «ازدواج موقت» را بپذیریم.
معلوم نیست آن­ها که با ازدواج موقت و فحشاء مخالفت­اند چه جوابی برای این سؤال آماده کرده­اند؟
طرح ازدواج موقت، نه شرائط سنگین ازدواج دائم را دارد که با عدم تمکن مالی یا استغال تحصیلی و مانند آن نسازد و نه زیان­های مخرب جنسی و فحشاء را در بر دارد.[8]
 
آیا متعه ارزش زن را پایین می­آورد یا بالا می­برد؟
جدای از این که متعه ارزش زن را بالا می­برد یا پایین می­آورد؛ یک پاسخ شرعی به حق طبیعی و نیاز جنسی زن از راه مشروع می­باشد که به تحقیق، باعث حفظ آبرو و حرمت زن می­شود بنا به دلائل ذیل:
1.اگر ازدواج موقت نباشد و زنی که شرایط لازم را برای ازدواج موقت دارد ولی نتواند از این نعمت الاهی بهره­مند شود و به آزادی جنسی روی آورد؛ نتیجه­اش علاوه بر دچار شدن به معصیت الاهی و گناه، با گذشت زمان دچار بدبختی و بیچارگی نیز شود.
2. تکرار گناه و آلوده شدن زن و مرد به گناه، سبب از بین رفتن قبح گناه و در نتیجه، بی­حیایی زن و مردی می­شود که به آزادی جنسی روی آورده­اند.
3. زن در رابطه­ای آزاد و نبود عقد و مهر، به یک موجود و کالایی بی­ارزش تبدیل می­شود در حالی که با وجود عقد و شرایطی که از طرف زن گذاشته می­شود حرمت و جایگاه والای زن محفوظ می­ماند به واسطه عقد، زن ارزش پیدا می­کند و با خواندن خطبۀ عقد، مورد تکریم مرد قرار می­گیرد و مرد حق ندارد بدون صیغۀ شرعی دستی به سوی زن دراز کند.
4. عقد موقت و متعه، سبب آرامش روحی و روانی زن و مردی می­شود که به واسطه عقد موقت از هم دیگر لذت می­برند در حالی که اگر آزادی جنسی باشد مرد و زن از روح و روان آرام برخوردار نیستند.
5. در ازدواج موقت، زن و مرد می­دانند که آن­ها متعلق به یکدیگر هستند و به خصوص مرد می­داند که تا پایان مدت عقد، این زن متعلق به اوست و این مسأله خود لذت بخش است.
6. سلامت جسمانی در ازدواج موقت، برای زن و مرد مهیا است و زن به واسطه ازدواج موقت دچار بیماری­های احتمالی که در زنا و فحشا است نمی­شود.
7. اگر زن، از راه شرعی با دیگران رابطه برقرار نکند ممکن است در اثر فحشا و زنا صاحب فرزندی شود که مشکلات فراوانی را به دنبال خواهد داشت اما اگر از راه شرعی و ازدواج موقت صاحب فرزند شود، آن فرزند با فرزندانی که از زن دائمی مرد متولد شده، هیچ فرقی نخواهند داشت و آن بچه پدر و مادر خود را شناخته و از حقوق خود محروم نخواهد شد.

1. روضة المتقین، ج 8، ص 385.
2. کتاب عقاید و آراء بشر در امور جنسی.
3. کتاب مسائل جنسی و حقوق خانواده.
1. کتاب مسائل جنسی و حقوق خانواده.
1. وسائل الشیعه، ج 14، ص 442.
2. میزان الحکمه، ح 18749.
3. بحار الانوار، ج 53، ص 342.
1. تفسیر نمونه، ج 3، ص 341 ـ 343.



طبقه بندی: ازدواج موقت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی