بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 11 آبان 1389
مقدمه
موفقیت در كارهاى بزرگ، با پیمودن مراحل زیادى همراه است، چه رسد به این كه موانع این کارها بسیار فراوان و سنگین باشند، در این موارد كسى كه وارد میدان می شود درصد موفقیت کمتری داشته و كار خود را مشكل مى بیند؛ چون در جایى كه مانعى وجود ندارد تا جلوى حركت را بگیرد و تنها، محرك و انگیزۀ حركت یافت نمى شود باید برای حرکت انگیزه ایجاد نمود، اما آن جا كه نه تنها انگیزه اى براى حركت موجود نیست بلكه جبهه گیرى شدید نیز برای مطلب وجود دارد، سختى كار خود را نشان مى دهد. از این رو بى حساب نیست كه عده ای دست هاى تسلیم بالا برده و مى گویند ما ناامید هستیم؛ ما نسبت به حل مشكل های جنسى جامعه از راه هاى اسلامى مأیوس مى باشیم.

ممكن است كسانى كه كنار گود نشسته اند حرف هایى از سر شور و حرارت بزنند؛ اما افراد عمل، مى فهمند حرکت و كار بر علیه موج جامعه یعنى چه! ، حركت بر خلاف جریان یک سو و پر قدرت حاكم بر جامعه، جز نابودى فكر و حیثیت صاحب آن نتیجه اى ندارد و خیلی كه باهوش باشد با توبه نامه اجتماعى شاید بتواند بعد از نابودى اندیشه، خودش را تا آخر عمر حفظ كند.
 در این راستا كدام شخص یا گروه مى تواند ادعا كند با طرح خود، مشكل را حل خواهد كرد؟ اعتقادهای  غلط در مورد مسائل جنسى و راه حل هاى اسلامى، مانند زیادی همسر و غیر آن ریشۀ عمیق در افكار مردم دارد به طوری كه كسى توان حرف زدن علیه آن را ندارد چه رسد به اقدام عملی، بنابراین نباید بدون فکر اقدام کرد.
اگر كسى بر تمام پیشنهادهدی ما لبخند تمسخر بزند او را ملامت نمی كنیم و اگر ما را در این مسیر همانند طفل دبستانى بداند قبول می کنیم؛ اما ما نیز بر حال او لبخند تأسف مى زنیم زیرا نوع نگاه او، دل جوانان كشورش را همانند جوجه تیغى نموده است؛ به طوری كه وقتى از كنار آن ها می گذریم حرارت خواهش جنسى، عاطفى آنان، دلت را مى سوزاند. اما او آن ها را نمی بیند و یا نمی خواهد كه ببیند، برای او متأسفیم كه بر فریاد العطش، اشك مى ریزد اما صدای عطش نیازمندان جنسى را نمى شنود و حداكثر نهایت عمل او، صادر كردن دستور خود نگاهدارى است.
ما به كار خود امید چندانى نبسته ایم، اما در این زمان ناامیدی دلسوزى و به فكر چاره بودن را  لطف خدا نسبت به خود مى دانیم و هر كس این دلسوزی را دارد به او تبریك مى گوییم و براى همه، از خدا طلب سوزِ دلِ آگاهانه داریم.
پس پیشنهادهای ما را با نظرانتقادى و تكمیل كننده، ملاحظه كنید، به مطالب ما به قصد کامل ساختن، نظر افكنید، دست این طفل دبستانى را با فكر بلند خود بگیرید. تنها راه ایجاد همكارى مورد انتظار ما آن است كه: اول به ضرورت حل مشكل های جنسى جامعه، از راه حلال رسیده باشیم در غیر این صورت با توجیهى ساده از قبول مسؤولیت فرار کرده و خواهیم گفت:" آیا همه كارهاى خوب را باید من انجام بدهم". تنها آن كه احساس درد مى كند [همانند انسان در حال غرق كه از هر تخته پاره براى نجات خود کمک می گیرد] به دنبال چاره خواهد بود و آن كه احساس درد نمى كند راه توجیه نیز برایش باز است. پس انگیزه قوى رفع تكلیف، او را وادار خواهد کرد كه به صد دلیل حرف ما را قبول نکرده و بگوید: به چه حرف هایى دلتان را خوش كرده اید؟ اسلام یزاس خواشته هاس نقشانس انسان، راه ازدواج را پیشنهاد مى كند ،البته نه به این صورت؛ بلكه ازدواجى كه شرط سنى ندارد. ازدواجى كه محدود به یك همسر نمى شود و محدود در ازدواج دائمنباشد.
ما مى گوییم تا این فرهنگ اجرا نشود جامعه آرامش نخواهد داشت. راه هاى ذكر شده، با این که به نفع محروم جنسى است اما با مخالفت بعضی پدر و مادرها و زن های شوهردار و غیر آنان روبرو شده است؛ و این دو دسته از جامعه، مخالف همدیگر هستند و دسته متأهل ها با قدرت، راه را بر دسته دیگر بسته اند.
به نظر ما مشكل اصلى، فرهنگ جامعه است. اول باید این فرهنگ نادرست را شکست. که اجرا کردن راهکارهای دینى و بیان احکام ازدواج اسلامی این سكوت سنگین را مى شكند و با از میان رفتن سكوت اجتماعى، بسیارى از کسانی که سکوت کرده بودند با ما موافق خواهند بود؛ چون فضای اجتماع، در حال حاضر در این رابطه، به اندازه ای خاموش است كه كسى نمی تواند مسألۀ چند همسری و ازدواج موقت را طرح نماید. البته طرح نسخه دینى بعد از یك دوره مسأله شناسى دقیق و وسیع امکان دارد كه جداگانه، در فرصت دیگرى باید مورد بحث قرار گیرد.
باید كار را با ایجاد سؤال در اجتماع شروع نمود؛ یعنى آنچه که باعث حركت خود ما شده است و سؤال شود كه چه راهى در مقابل محروم جنسى باز می نمایید؟ و براى رفع محرومیت آن ها چه پیشنهادى دارید؟ در مقابل مشکل های اخلاقی اجتماع چه راه حلی دارید و چه راهی را باید پیمود؟
حقیقتش آن است که روش ما کوسه و ریش پهن است، از یک طرف طرفدار دین هستیم، ولی از طرف دیگر روش اجرایی غرب را فریاد می زنیم. ندای اسلام مداری ما همه جا را پر کرده است اما در عمل راه حل های جنسی را از غرب فرا می گیریم.
توضیح مطلب آن که: دینی که راه بهره مندی جنسی را تنها ارتباط حلال، می داند، باید راه آن را طوری بیان کند که افراد دیندار، نیاز به رابطه جنسی غیر حلال نداشته باشند؛ یعنی باید طوری راهنمایی نماید که در مقابل هر نیازی راه حلال وجود داشته باشد در غیر این صورت منع های دینی بعد از مدتی بیرون از کتاب ها نخواهد بود و افراد دیندار، مخالف چنین دینی خواهند بود و بر خلاف تعالیم دین خود، عمل خواهند نمود.
اسلام دین کامل است و راه بهره مندی جنسی را تنها در ارتباط حلال مجاز می داند و رابطه های حلال را تعریف کرده است و در تعریف دینی، چند همسری را پذیرفته و آن را اعلام کرده است. اما این ما هستیم که "لا اله"را از منع های شرعی دین گرفته و "الا الله" آن را از غرب گرفته ایم؛ معلوم است که در این صورت قلمرو ارتباط حلال بسیار کمتر می شود و رابطه جنسی غیر حلال با قدرت و بدون مخالف، زیاد می شود چنانچه در حال حاضر در جامعه چنین است.
پس اگر ما به واقع، دیندار هستیم باید روش های آن را نیز بپذیریم چون روش های غربی در قلمرو فرهنگ غرب، صحیح و درست می باشد و آن روش ها نمی تواند برای ما درست باشد. و اگر روش های دینی را نپذیرفتیم باید بدانیم که روش های غربی، خود را بر ما تحمیل خواهند کرد.
 
تکلیف چیست؟
در جایى كه عمل زشت زنا مورد قبول است [گر چه عنوان یک كار خلاف] و چند همسری و ازدواج موقت مورد قبول و اجرا نیست، چه باید كرد؟ آیا مى توان هر كارى کرد تا جلوى حرام گرفته شود؟ گر چه آن كار نتیجه نادرستى به همراه داشته باشد؟ ما مى گوییم کارهای شرعى باید در بستر خود جارى شود، از این رو باید راه حلال را به درستى شناخت و بستر آن را به طور کامل مشخص نمود و كار همچنان كه تا به حال شرعى بوده است، باید باقى بماند و در فرهنگ مردم تصرف شود. به عبارت دیگر باید در باورهاى سنتى اجتماعى مردم تصرف كنیم نه در دین آنان و آنچه از مسأله های دینى از مشهور فقیهان تا به حال رسیده به آن پایبند باشیم و در مقابل بکوشیم فرهنگ مردم را با آن هماهنگ کنیم نه آن طور كه بعضى مى خواهند در باورهاى فقهى در جهت خواسته های جامعه تصرف كنند و اگر تغییر ایجاد نشود شک ایجاد نمایند و با این كار انسان های بیمار سوء استفاده خواهند كرد.
اگر راه را براى تغییر یا ایجاد شک در باورها باز كردیم راه سخن گفتن از مخصوص بودن «حرمت زنا» به صدر اسلام [به علت آسانى ازدواج در آن دوره] باز خواهد شد و سرانجام همه باورها زیر سؤال خواهد رفت. از طرف دیگر در زمینه عمل كردن به راه هاى حلال در استفاده از غرایز جنسى نیز معتقدیم كه كار همان طور كه تا به حال در دست اولیا و پدران ومادران بوده است، باید باقى بماند و آن ها باید فكر خود را اصلاح نمایند، نه این كه جوانان با خودسرى، مسؤول امر ازدواج شده و كار را از دست اولیای خود خارج نمایند؛ چون نظارت اولیا بر امر ازدواج فرزندان، امر مهمی است كه ارزش آن قابل انكار نیست. پس آنچه در این جا باید به آن توجه كرد آن است كه عقل پدران ومادران را باید با احساس فرزندان جمع كرد تا عقل آن ها مانع از انحراف در سیر زندگى فرزندان شود و احساس فرزندان باعث شود كه هرچه زودتر و با مانع کم و به بهترین صورت، خواست بجا و صحیح فرزندان از راه حلال، انجام شود؛ یعنى باید كارى كرد كه حساسیت مطلب را اولیا درک کرده و آمدن خطر را تا چند قدمى احساس نمایند تا به فكر چاره بیفتند و به راه هاى عَمَلى نسبت به حل مشكل اندیشیده و راه هاى پیشنهادى را مورد بحث وبررسى قرار دهند.
 
منطق صحیح در باره مشکل های  جنسی
شکل قضاوت هر کس بر گرفته از نوع فکر او در بر خورد با مسأله های مختلف زندگی است و معمول افراد اگر چه بخواهند انصاف را در قضاوت ها رعایت کنند ولی خود و دیگران را مساوی نمی دانند یعنی معیار و ملاک آن ها در رفع نیازها بدون در نظر گفتن دیگراه، خودشان هستند که آن را فکر اتوبوسی می نامیم، چون در هنگام شلوغی وقتی بیرون اتوبوس شرکت واحد ایستاده باشند دیگران را صدا می زنند که چرا با وجود جای فراوان!!! سوار نمی شوند و به خود اجازه می دهند که با هُل دادن دیگران به هر صورت که شده، داخل اتوبوس بروند اما زمانی که سوار شدند صدا می دهند که چرا سوار می شوید، اتوبوس جای نفس کشیدن نیست. این فکر کسانی است که دیگران و نیازهای آنان را تنها از دید خود ملاحظه می نمایند، یعنی ملاک آنان در توجه به نیاز دیگران، احساس نیاز خود آن ها است و هنگامی به نیاز افراد دیگر ترتیب اثر می دهند که نیاز را برای خود درک کنند در غیر این صورت آن چیزی که لزومش را خودشان  درک نمی کنند بر دیگران نیز نمی پسندند. این روش حرکت و قضاوت بدبختانه در بیشتر افراد جامعه وجود دارد و کم پیدا می شوند افرادی که وقتی بر قضاوت نشسته و می خواهند درباره دیگری حکمی دهند شرایط او را در نظر گرفته و با توجه به نیازها و شرایط او حکم کنند.
این فکر اثر زیادی در برخورد مردم با مسأله های مختلف از جمله مسأله جنسی دارد  به طور مثال آن ها که ازدواج کرده اند از یک طرف، نیاز مجردها و لازم بودن بهره مندی آنان از ازدواج آسان را درک نمی کنند و به طور دائم آجر بر آجر سد ازدواج می گذارند و آن را بلندتر و مقاوم تر می نمایند. از طرف دیگر چون از میل شدید دختران و پسران غافلند که آن هم به علتکم توجهی و بی اطلاعی است در حالی که ـ با هم بودن دختر و پسر فامیل و غیر فامیل را به اندازه بگو بخند و صحبت کردن ممنوع نمی شمارند و نشست و برخاست آزادانه ـ و گاهی بدون حجاب ـ در مجلس ها و در حضور افراد دیگر را نادرست نمی دانند. کم نیستند فامیل هایی که دختران با حجاب آن ها، با  لباس های نامناسب در جلوی پسر خاله و پسر عمو ظاهر می شوند در حالی که پدر و مادر آن ها نیز حضور داشته و یا با خبر هستند.
از دیگر مصداق های این منطق، عدم درک دختران نسبت به احساس و نوع تمایل پسران است و حرف های دروغین شیادان به آسانی در آن ها اثر می کند و در نتیجه به راحتی فریب می خورند. دختران به شدت عاطفی، طالب عشق و محبت پایدار هستند اما پسران بیشتر به لذت جسمانی می اندیشند و چون دختران عواطف خود را مقیاس قرار می دهند فکر می کنند پسرها نیز همین طور هستند.
از مهمترین نمونه های منطق اتوبوسی عدم درک زنان شوهر دار از احساس نیاز جنسی شوهران است که چون در خود احساس تنوع طلبی جنسی وجود نداشته و نسبت به غیر از شوهر، احساس نیاز عاطفی و جنسی ندارند خیال می کنند مردان نیز باید این چنین باشند.
 
حرف تازه ما چیست؟!
چه حرف جدیدی دارید؟ چه مطلبى را به عنوان راه حل مشكل های جنسى جامعه در نظر دارید كه دیگران نگفته اند؟ خلاصه طرح شما چیست؟ این سئوال ها از سوى بعضى مخاطبان ما مطرح شده كه درباره جواب آن مطالبى را بیان می کنیم:
تفاوت ما با دیگران این است که ما حل همه جانبه را لازم می دانیم؛ یعنى نه فقط ازدواج دانشجویى و یا مواردى كه فرهنگ عمومی قبول دارد، بلكه باید تمام مشكل های جنسى مورد نظر بوده و براى حل آن اقدام شود، اگر چه عموم جامعه خوشش نیامده و به عكس العملنشان دهند.
آنچه ما عنوان مى كنیم غیر از آن است كه در بعض موارد گذشته به آن ها عمل شده است، تأكید ما بر چگونگی حركت است، البته تمام طرح آن نیست و طرح فرهنگى هم نیست؛ اما به نظرما چگونگی حرکت كمال اهمیت را دارد تا اندازه ای كه مى تواند ضامن موفقیت باشد. و آن عبارت است از:
اول: كاربردى كردن مسأله های فقهى مربوط به ازدواج، است؛ یعنى با توجه به شرایط روز جامعه حدود و آن مسأله ها مشخص شود؛ به عبارت دیگر از داشته هاى فقهى به مسائل اجتماعى ارتباط ایجاد شود و طورى در قالب قانونى ریخته شود كه مشكلات جنسى را حل کند نه این كه خود مشکلی بر مشکل ها افزوده و سوء استفاده شود.
دوم: چگونگى مطرح نمودن آن در جامعه است كه به نظر ما باید عقلی، علمى، احساسی و عاطفى باشد؛ یعنى باید عقل و فهم دانشمندان و عاقلان را با منطق استدلال قانع و ساکت كرد و هم با روش هاى عاطفى بر احسا س ها اثر مطلوب گذارد. به عبارت دیگر در میدان مبارزه فرهنگى با هر كس با توجه به اسلحه اى كه با خود دارد وارد مبارزه شد و در مقابل سلاح عقلى و علمى، به عقل و علم و در مقابل احساس ها از اسلحه عاطفه و احساس کمک گرفت. در مقابل تحصیل كرده ها و روشنفكران و افرادى كه از عقل و علم برای مخالفت با مسأله هایی مانند ازدواج كم سن ها و چند همسری و عقد موقت سخن می گویند، با سلاح عقل و علم  ـ نه فقط دینداری ـ وارد بحث گردید و در برابر افراد معمولی جامعه مانند خانم ها كه در نزد آنان چند همسری از «زهر مار زنگى هم خطرناكتر است» و هیچ استدلالى نیز در آنان اثر ندارد از سلاح عاطفه در سنگر احساس آنان باید استفاده نمود؛ یعنى نوشتن مقاله ها و برگزارى همایش ها و برقرارى گفتمان ها، اثر چندان مهمى بر گروه اصلى جامعه، مثل پدران و مادران و زنان جامعه ندارد؛ چون حاكم بر فکر آنان احساساتشان است و مشكل كار این جا است كه آنچه مشخص كننده تر و در عین حال دست نیافتنی است اثر گذارى بر گروه دوم است.
 
راه درمان دردهای جنسی به لحاظ فرهنگی
درمان، فرع بر شناخت درد است. تا شناخت درد كامل نباشد درمان امکان ندارد، چون نداشته و باعث مشکل دیگری می شود؛ پس قدم اول را باید صحیح برداشت كه كلید حل معما است؛ یعنى باید با ریشه یابى مشکل های جنسى شروع نمود، آن هم نه فقط از درون کتاب ها، مقاله ها و در جلسه ها با صاحب نظران، كه این نیز بیراهه است.
باید به سراغ افكار حاكم بر تك تك افراد جامعه رفت و با بررسی فکرها به وسیله گفتمان هاى دو یا چند نفره به حقیقت [هر چند ناقص] رسید، چرا كه این عالمان و روشنفكران جامعه نیستند كه عقاید اشتباه جنسى را درجامعه حاكم می كنند؛ بلكه این عقیده ها در طول زمان به طورى در ذهن مردم فرو رفته است كه شرافت زنا، بر عقد موقت و چند همسری به طور کامل در كردار و برخورد اجتماعى مردم دیده می شود.
این كه بگوییم ما به حد توان و اجازه و تا آن حد كه جامعه به ما توهین نکند قدم برمی داریم مشکلی حل نمی کند. باید وارد نبرد با باورهاى غلط جامعه شده و با عقل و منطق، فکرهای  منحرف از راه اسلام را نقد نمود. از این جا معلوم می شود كه اولین قدم بعد از شناخت همه جانبه درد، ورود در درمان متناسب با آن است تا بتوان به بهبودی امید داشت، در غیر این صورت همراهی کردن با فرهنگ نادرست و با " بارى به هرجهت رفتار نمودن" تنها اثرى كه دارد از بین بردن واجب الاهی و افزایش حرام خواهد بود.
در یك كلام درمان را باید همه جانبه ومنطقى وكارشناسانه ـ اگر چه در قدم اول به صورت محدود ـ آغاز نمود و این ممكن نیست مگرآن كه شناخت درد خوب انجام شده باشد. باید توجه شود كه این كار اگر شكست بخورد كار را مشكل تر خواهد نمود؛ چون برخورد با جامعه اى كه به اشتباه با یك طرز فكر، تحریك شده باشد سختى زیادى را به همراه خواهد داشت؛ بنابراین باید با اندیشه، برنامه ریزى و پشت کار و تا حاصل شدن نتیجه مطلوب كار را ادامه داد. به نظر می رسد هسته اولیه را باید موسسه اى فرهنگى وغیر دولتى تشكیل دهد و در مرحله های  زیر فعالیت نماید: اول. برنامه ریزى در مورد كیفیت فعالیت موسسه.
دوم. شناخت درد.
سوم. درمان با راه حل هاى دینی در دو مرحله
الف. محدود در محیط خاص به هدف بازخورد گیرى یافته ها و تكمیل طرح نهایى درمان
ب.نامحدود در سطح كل جامعه براى شفاى كامل دردهاى جنسى جامعه.
این طرف هر چقدر سرمایه و وقت صرف شود جا دارد چون «فی كل سنبلة مأة حبة» خواهد شد و انشاءالله «والله یضاعف لمن یشاء» نیز شامل حال ما خواهد شد.



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی