بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 11 آبان 1389
چکیده
در این مقاله علّت و انگیزه های بدحجابی در ایران بررسی و در قالب عامل های فرهنگی، اعتقادی، اجتماعی، شخصی و روانی بیان نموده ایم.
ابتدا؛ عوامل فرهنگی بی حجابی و بدحجابی در ایران مطرح می گردد بدیهی است ترویج فرهنگ غرب، عملکرد منفی بعضی از رسانه ها و تربیت ضعیف فرزندان باعث شده اند تا سر سپردگان به دشمنان اسلام با دگرگونی ارزش ها و ارائه الگوهای ناهنجار، غرب زدگی را که به نسل جوان ما تزریق کنند.
در بخش بعد؛ عوامل اعتقادی، که به دلیل سست بودن ایمان افراد و قبول بعضی تصورات غلط، مثل این که حجاب؛ مانع آزادی و ظلم به زن، مانع دانش اندوزی و حضور زن در اجتماع می شود و ایجاد شبهاتی از این قبیل، که روز به روز در ذهن جوانان ما رشد می کند.
در بخش سوم؛ عوامل بدحجابی را در اجتماع جستجو کرده و شدت تأثیر گذاری محیط (جامعه، خانواده، مدرسه و دانشگاه) بر نوع رفتارها و کردارها بیان می شود.
جالب است بدانید که زن برای پاسخ به توجه مرد [نسبت به خود] و شناخت نقاط ضعف مردان، از بی حجابی استفاده می کند و آن را علامت رشد فکری و اجتماعی می داند.
اگر در اجتماع کشور ما امر به معروف و نهی از منکر اجرا می شد و سیستم هدایتی برای بروز نشاط و انرژی نسل جوان کافی بود، رشد بی سابقه بی حجابی کاهش می یافت.
در بخش چهارم؛ به عواملی پرداخته ایم که مربوط به خود شخص و روان او می شود. گاهی وقت ها مشکل های روانی و شخصی یک فرد، مثل نداشتن اعتدال در زندگی، خلأهای درونی، کسب موقعیت و تقلید کورکورانه، او را مجبور می کند که جایگاه ارزشی خود را فراموش و با هوسرانی بتواند حس زیبا طلبی خود را ارضاء کند، زنی که برای پیدا کردن شخصیت اجتماعی می خواهد خود را پسندیده جلوه دهد، دچار ضعف اراده و یا ناکامی جنسی است، این گونه انگیزه ها زنان و دختران جوان را به بدحجابی سوق می دهد و مسیر فساد را هموارتر می کند.
علت ها و انگیزه های بروز بدحجابی در ایران

مقدمه:
اسلام به زن، موقعیت و شخصیت الاهی داده و زن را مظهر جمال آفرینش می داند، جایگاه والای این گوهر آفرینش، اقتضا می کند که او در صدف حجاب قرار گیرد، تا ارزش هایش از بین نرود، از این جهت یکی از مسائل لازم در اسلام، پوشیدگی زن در برابر مرد بیگانه است.
باحجابی و بدحجابی دو پدیده اجتماعی هستند که در طول تاریخ به علت های مختلف، مورد تحولات بسیاری قرار گرفته اند، به اعتقاد جامعه شناسان هیچ پدیدة اجتماعی بدون علت رخ نمی دهد؛ جز آن که ریشه یابی و شناخت علت برخی از آن ها چنان دشوار و پیچیده است که گمان می شود علت خاصی ندارد.
این پدیده ها به آسانی رخ داده و رشد می یابد، اما جلوگیری و برخورد [بعد از پیشرفت] بسیار مشکل است و همچون آبی است که به راحتی در زمین فرو می رود؛ ولی بیرون کشیدن آن بسی دشوار است.
یکی از پیچیده ترین پدیده های اجتماعی، رفتارهای زنان است. زن برای تمام این رفتارها هدف و انگیزه دارد و به دست آوردن این هدف ها و علت ها بسیار مشکل است.
حجاب زن، مُهر تأیید بر عفاف او است و مخدوش کردن آن دلیل بر بی اعتباری زن است. همان گونه که زن برای حجاب خود اعتقاد و دلیل دارد، بی حجابی و بدحجابی نیز سبب دارد بویژه برای کسانی است که یا آفتاب عفت آن ها در پس کوه های هوس غروب کرده و یا اعتقادشان مغلوب وسوسه های شیطان و خود گرفتار امواج اقیانوس شهوت شده و یا مورد تربیت اشتباه جامعه و خانواده قرار گرفته اند.
در این نوشتار سعی شده تا عامل ها و انگیزه های بدحجابی در ایران را در چهار جنبه فرهنگی، اجتماعی، اعتقادی و شخصی و روانی بررسی شود.
عوامل فرهنگی
بدحجابی در فرهنگ قدیم ایرانیان جایی نداشته است و در گذشته [چه در زمان اسلام و چه قبل از آن] زنان ایرانی با پوشش مناسب در جامعه ظاهر می شدند، رسوخ این آسیب در میان ایرانیان یا به دلیل: ترویج فرهنگ غرب (تهاجم فرهنگی)؛ یا تأثیر گذاری رسانه ها [به خصوص رسانه های جهانی و آزاد، مثل: اینترنت و ماهواره]؛ یا به خاطر فرهنگ اشتباه تربیت، است که اینک به توضیح آن ها می پردازیم:
1. تهاجم فرهنگی:در غرب بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی، زندگی زن به طور کلی متحوّل شده و خیلی بی رحمانه از ارزش های خود تهی گشت، اسرار و زیبایی های پشت پرده بدن او، در معرض نمایش افعی های شهوت قرار گرفت.
«غرب» در برابر گرفتن حجاب زن، چیزی به او نداد بلکه ارزش های دیگر او را نیز ربوده است. ضربه هائی که غرب بر زن وارد کرده، کَفّارة سرپیچی او از حجاب و عفّافی است که خداوند در همة ادیان برای زن واجب کرده است[1].
بعد از این تحول، غرب در کشورهای اسلامی طرح هماهنگ و یکسانی برای کشف حجاب پیاده کرده و حضور عریان خانواده های رؤسای وابسته به نظام های استکباری و تلاش بی وقفه آنان در انجام این طرح، نشانگر نقشِ آنان در به هدف رساندن استعمار است.
در ایران، رضاخان مجری این طرح بود، او با تمام توان به ترویج بی عفتی پرداخت  حجاب را ممنوع کرد در موقعیت، بعضی ها فرصت را غنیمت شمرده و سریع پذیرفتند؛ ولی تعداد زیادی تا لب مرگ از حجاب خود، دست بر نداشته و به مقاومت پرداختند[2]. اما با وجود تمام این مقاومت ها و تلاش ها، بدبختانه موج فساد و بی بندوباری در کشورهای اسلامی از جمله ایران، رواج پیدا کرد و این همان مهمان ناخوانده ای بود که تحت نام تجدّد و تمدن و یا نهضت آزادیِ زن و اسم های مشابة دیگر، از جامعه های غربی به کشور ایران وارد شد و جا را بر فرهنگ میزبان (حجاب) تنگ نمود.
این درخت خبیث که به هیچ عنوان در این آب و خاک ریشه نداشت، ارمغانی از فرنگ بود که با دست زور و تبلیغ، در مزرعة خودباختگیِ این ملت ها کاشته شد و نتیجه های نامیمون خویش را ظاهر نمود، طرح تهاجم به فرهنگِ کشورهای اسلامی و القای فرهنگ غربی به جای فرهنگ اسلامی، با استفاده از نقشه ها و فعالیتهایی چند پیش می رفت که عبارتند از:
الف: دگرگونی ارزش ها: اسلام زن را در متن اجتماع به تلاش و کوشش خوانده، اما با حجب و حیاء، وقار، سنگینی رفتار، شکوه گفتار و سلامت کردار. این همه را برای او ارزش دانسته و حجاب را نشانی از شخصیت زن تلقی کرده است.
وقتی این ارزش ها دگرگون شود، برداشت زن از شخصیت و ارزش خود، عرضه وجود، نمایاندن آرایه ها و زیبایی هایش می شود، بینش او تغییر کرده، تا جایی که خودنمایی را ارزش پنداشته و در این وادی گام می نهد و گرایش درونی او، راهیِ دیگر پیموده، به بدحجابی روی می آورد.[3]
ب. الگوهای ناهنجار: انسان به طور فطری الگوگزین و الگوپذیر است، پیوسته در این اندیشه است به ارزش هایی که بدان باور دارد در چهره ای مجسم بنگرد و همانند آن الگو رفتار کند، بدحجاب هویتی که دارد، از برنامه های وسیع استعمار، علیه حجاب است[4].
ج. غرب زدگی.: تقلید از غرب مشکل دیرینة عده ای از زنان مسلمان بوده است که خمیرمایه اصلی این تقلید، جهل در برابر زندگی غربی است، این گونه افراد مقام و منزلت حقیقی اجتماع را در این می بینند که در زندگی اجتماعی از خودشان یک موجود لطیف و زیبا بسازند. غرب زدگی باعث شده مسائل اخلاقی، در نظرشان کهنه، عبث و باطل شود، منافع مادی و لذت های جسمانی در نزد آن ها بالاتر از همه چیز است و در مقابل، حیاء و عفت در نظرشان هیچ ارزشی ندارد.[5]
د. ترویج فرهنگ یکسان سازی زن و مرد: فرهنگ لیبرال فمنیستی، تفاوت های زن و مرد را نادیده می انگارد، زنان را به آزاد شدن از قید های خانوادگی و اجتماعی فرا خوانده هر گونه تفاوت را مصداق نابرابری زن و مرد می داند و برای فتح قلّه های مردانه، حمله های بی دریغ خود را نسبت به اموری چون مادری، خانه داری، عفاف زنان و  غیرت مندی و حفظ ناموس ـ توسط مردان ـ آغاز می کند و در اثر رواج این فرهنگ، دختران و زنان جوان بیش از پیش از فطرت و پیشینه فرهنگی خود جدا شده و به دنبال ایفای نقش های مردانه و برداشتن حریم های جنسیتی و اخلاقی پیش می روند.[6]
هـ. ترویج فرهنگ تساهل و تسامح: در طرح تهاجم فرهنگی، دستگاه های فرهنگی کشور در چند سال گذشته، به ویژه وزارت ارشاد و صدا و سیما، خود مروّج جریان ابتذال شدند، جریانی که با اعطای مجوّز به رمان های جنسی آغاز شد و با ورود به عرصة تولید فیلم های عشقی، آهنگ های محرک و برگزاری مجالس لهو و لعب، استانداردهای جدیدی به جامعه وارد کرد و عناصر هنری مروّج ابتذال را تا سطح الگوهای جذّاب در جامعه مطرح نمود.[7]
 سر سپردگی به دشمنان اسلام: عدهّ ای از زنان که از حیا و پوشش دینی فاصلة زیادی گرفته اند، از سرسپردگان و مزد بگیران استعمارگران هستند، آن ها برای ترویج فرهنگ فاسد عرب، تلاش می کنند مدل های مبتذل و غیر مرسوم جامعه اسلامی، ابتدا توسط این زنان، به جامعه آورده شود و به جاهلان فریب خوده سرایت کند، این زنان مبتذل، سربازان تهاجم فرهنگی غرب هستند.[8]
2. عملکرد رسانه ها: بی شک تلویزیون و سینما، مهمترین نقش را در تغییر هنجارها به عهده دارند، به عقیدة روانکاوان و روان پزشکان، وسایل ارتباط جمعی، رهبری فکری جامعه را در اختیار گرفته و آثار انکارناپذیری در رفتارِ مردم، به ویژه نوجوانان دارند، به خصوص آنچه مربوط به جنبه های شهوانی است.
پخش فیلم ها و برنامه هاییبا تصاویر عریان زنان، به صورت ناخود آگاه راه را برای پیشرفت تهاجم فرهنگی هموار می کند، فیلم ها و مجموعه های طنز آپارتمانی، مرّوج فرهنگ اختلاط و بی ضابطگی در روابط زن و مرد بیگانه و ابتذال در پوشش و آرایش بوده اند، مطبوعات نیز با چاپ عکس ها و پوسترها تأثیرگذار هستند.[9]
3. تربیت: از عوامل ایجاد بدحجابی نوع تربیت است، خواه تربیتی که از سوی خانواده، دربارة فرزند اِعمال می شود ـ که البته این اصل است ـ و خواه تربیتی که از سوی دولت یا جامعه در فرد اثر می گذارد، اهداف تربیت، محتوا و روش آن همه در بدحجابی یک زن مؤثر هستند.[10]
 
 
عوامل اعتقادی
سرچشمة تمام کارهای انسان اعتقاد او است. خواه خیر یا شر باشد، ادیان الاهی مانند اسلام با ایجاد اعتقاد مثبت در درون انسان ها سعی می کنند تا رفتار آنان را در مسیر خیر جهت دهند، اما بعضی انسان ها دچار اعتقادهای منحرف می شوند به همین جهت رفتارهایی مثل بی حجابی و بدحجابی از آن ها بروز می کند که مسیر شرّ و فساد را آسان تر می کند، عقایدی که باعث بدحجابی می شوند عبارتند از:
الف. ضعف ایمان: حجاب اسلامی جزء در پرتو ایمان به پروردگار عالم [که ریشة اصلی اعمال است] میّسر نمی شود، بنابراین کسانی که در اعتقاد به خداوند شک دارند، در عمل به دستورهای الاهی [که رعایت حجاب یکی از آن ها است]، تسامح می ورزند و تا زمانی که این مشکل اعتقادی برطرف نشود، بهبودی حاصل نمی شود؛ چرا که ایمان به خدا، رکن اصلی تمام ارزش  ها است.[11]
ب. حجاب وآزادی: یکی از ارزش هایی که هر موجود زنده ای خود را بدان محتاج می بیند و برای به دست آوردن و حفظ آن تلاش کرده و گاه جان بر سر این کار می گذارد «آزادی» است، اسلام نه تنها این حق را برای انسان ها به رسمیت شناخته است، بلکه یکی از وظایف پیامبر را، آزاد ساختن انسان ها از زنجیر بردگی قرار داده است، نکته قابل توجه این است که محدودة آزادی باید مشخص شود، افرادی برای رهایی از حجاب، آن را مانع آزادی معرفی کرده اند در حالی که اسلام برای حفظ اجتماع بشری قانون حجاب را وضع کرده است و برای سلامت نوع بشر، بخشی از آزادی شخصی زنان [در اجتماع] را محدود نموده است، زیرا آزادیِ بیش از حد در پوشش، بی بندوباری به وجود آورده و باعث سلب سایر آزادی ها از انسان می شود.[12]
ج. حجاب، ظلم به زن: در صورتی می توان حجاب را ظلم در حق زنان دانست که ثابت کنیم زنان با مردان هیچ گونه تفاوت جسمی و روانی ندارند ولی با این که در انسان بودن و تکامل روحی و معنوی مشترک هستند، تفاوت های بسیاری از لحاظ جسمی و روانی دارند، به این جهت، حجاب وظیفه ای است که اسلام به دوش زنان گذاشته است و این نشانة اهمیت آنان در صحنه اجتماع است.[13]
د. حجاب مانع دانش آموختن: به خوبی روشن است که پوشیده بودن زن، مانع حضور او در مدرسه، دانشگاه و دیگر مراکز علمی نیست، آیا در صورتی که دانش آموز یا دانشجو ساعت ها وقت خود را برای آرایش تلف کند و بعد هم با حضور [تحریک آمیز] خود در کلاس، حواس ده ها دختر و پسر جوان، هم کلاسِ خود را پرت کرده و به خود مشغول کند، بهتر می تواند درس بیاموزد، یا خانمی که با کمال متانت و پوشیدگی در کلاس حاضر می شود، و ضمن حفظ خود، از انواع مزاحمت ها، ذهن دیگران را نیز از مشغول بودن حفظ می کند.[14]
ی. حجاب مانع حضور در اجتماع: مخالفان حجاب، اعتقاد دارند که اسلام با واجب کردن حجاب، زنان را از حضور در اجتماع منع کرده و آن ها را در گوشه خانه ها مجبور به خانه نشینی کرده است. در نتیجه زنان باحجاب، نقش سازنده ای در جامعه ندارند، اگر مراد آن ها از حضور زن در اجتماع، حضور تن و زیبایی های زنانگی، ناز و عشوه و حضور آنان به عنوان مانکن، رقاصه و وسیلة تحریک شهوت افراد جامعه باشد، این حضورِ ننگین نباشد خیلی بهتر است، ولی اگر حضور زن را به عنوان یکی انسان صاحب اندیشه و توان اجرایی در عرصة گوناگون فعالیت بشری بدانیم. باید گفت: اسلام بیشترین میدان را در این زمینه به زنان داده است.[15]
هـ . انسان، مشتاق منع شده است: بعضی ها می گویند: رعایت حجاب همة توجه ها را به طرف زن جلب می کند و چون انسان به مسائل منع شده علاقه دارد، بیشتر به طرف فساد تحریک می شود و اگر زن بدون حجاب و آزادانه در جامعه باشد، افراد می بینند که او هم انسانی همانند خود آن ها است، و در نهایت عادی شده و این احساس های بی جا، فروکش خواهد کرد.
در این باره باید گفت: آیا افراد با دیدن بدن عریانِ یک زن، با یک نگاه سیر شده و دیگر به آن توجه نکرده و دنبال کار خود می روند؟ این گونه نیست، بلکه نگاه به بدن عریان زن مانند نگاهِ گرسنه ای است که به غذا می نگرد، به طور طبیعی نگاه به غذا وی را سیر نکرده بلکه مرتب اشتهای او را تحریک می کند.
شهوت مانندِ آتشِ شعله ور و نگاه ها، هیمه هایی هستند که در آن افکنده می شوند و آن را شعله ورتر می نمایند؛ مگر در کشورهای غربی که پوشش ها کنار رفته است توجه مردان به زنان، مزاحمت ها زنای به عنف، قتل و جنایت ها، در رابطه با مسائل جنسی به پایان رسیده است، یا هر روز بر آمار آن به صورت وحشتناکی افزوده می شود؟
با توجه به این واقعیت ها روشن می شود که شهوت جنسی مانند سایر موضوع ها مورد کاوش نیست که با فهمیدن خصوصیات آن، کنجکاوی به پایان رسیده و شخص به طرف آن اظهار علاقه نکند، بلکه حتی مثل نگاهِ گرسنه به غذا هم نیست که با خوردن غذا به مرحله سیری برسد، [پس از نگاه، حرص به شهوت زیاد می شود] و با آزاد گذاشتن همة ماجراها نوبت به تنوع در مسائل جنسی و تجربه های جدیدتر می رسد که هیچ گاه پایانی برای آن قابل تصور نیست، و جهنّمی است که مدام «هل مِن مَزید» می گوید.[16]
عوامل اجتماعی
گاهی بدحجابی در بعضی خانواده های مذهبی بروز می کند، خانواده هایی که از نظر اعتقادی و تربیتی اشتباه نکرده و با مشکل های روانی روبرو نشده اند؛ اما می بینیم گاهی بدحجابی در این گونه خانواده ها هم دیده می شود.
علّت این گونه بدحجابی ها را باید در اجتماع جستجو کرد، در این بخش علّت های اجتماعی بدحجابی را  بیان می کنیم که عبارتند از:
1. تأثیرپذیری از محیط: محیط یکی از عامل های اساسی شکل دهندة شخصیت کودکان و نوجوانان است، محیط سالم به دور از سخنان ناپسند و کردار زشت به ویژه کارهای منافی عفّت، در رشد و شخصیت روحی و اخلاقی فرزندان اهمیت فراوان دارد، محیط ناسالم نیز در تزلزل و سقوط شخصیت بسیار مؤثر است.
در زنان همان گونه که محیط می تواند سبب پوشش کامل آن ها شود، گاه سبب بی اهمیتی زن، به پوشش شده و یا رعایت پوشش کامل را برای خود دشوار می داند.[17]
محیط، شامل «جامعه»، «خانواده»، و «مدرسه و دانشگاه» می شود.
الف. محیط جامعه: محیط اجتماع اگر سالم نباشد افراد منحرف می شوند؛ چون ریشة فکری و فرهنگی هر کس در عمق جامعه است.
اجتماع و مردم به تناسب موضعی که اتخاذ می کنند، ممکن است زمینه بدحجابی را فراهم کنند؛ چون بعضی افراد برای پذیرفته شدن در جامعه، سعی دارند رفتار خود را به همان گونه که جامعه از آنان توقع دارد درآورند و این خود منشأ بسیاری از لغزش ها از جمله بدحجابی است.[18] درجامعه ای که زنان و مردان از فایده و هدف های ازدواج خبری نداشته باشند و مقصود آن ها از رابطة جنسی غیر از ارضاء نمودن شهوتِ حیوانی، چیز دیگری نباشد و بدون هیچ قیدی از همه، استفاده جنسی شود در این گونه جامعه ها فضای بدحجاب شدن آماده خواهد بود.[19]
ب. خانواده: نقش محیط خانواده در سلامت روانی و بهداشتی فرزندان، چشم گیرتر از سایر محیط ها است.
رعایت موازین اخلاقی و اسلامی توسط والدین ـ در برابر فرزندان ـ به ویژه مسائل زناشویی در درجة اوّل، و کیفیت روابط با فرزندان در مرحلة بعدی، از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد؛ زیرا شخصیت فکری و اخلاقی افراد، در خانواده پایه ریزی می شود، عدم پوشش بدن توسط والدین ـ به ویژه مادر ـ در برابر فرزندان و بلکه تمام اعضای خانواده در حضور یکدیگر، به خصوص خواهر در مقابل برادر، مزاح و رابطة خاص پدر و مادر در برابر آن ها، استفاده از وسایل سمعی و بصری مبتذل، حضور در مجالس مختلط، بی پروایی در حریم عفاف و هر عمل و گفتاری که در بیداری و تحریک غریزة جنسی مؤثر است باعث قرار گرفتن فرزندان در معرض انحراف جنسی می شود که نوعی از آن در قالب بی حجابی به نمایش گذاشته می شود بدین جهت علت اصلی بسیاری از بدحجابی های جوانان و نوجوانان ناشی از چنین خانواده های آسیب زا است.
بعضی از خانواده ها با دست خود، زمینه انحراف و بدحجابی را برای فرزندانشان فراهم می نمایند بعضی از کارهایی که عبارتند از: تهیة فیلم های مستهجن، ماهواره، سوء استفاده از اینترنت، شرکت در مجالس لهو و لعب، هم نشینی با اهل هوس و خانواده های بدحجاب از مصداق های روشن این گونه خانواده ها می باشند.[20]
از مسائل دیگری نیز مثل از هم پاشیدگی خانواده، فقر و ثروت، سخت گیریهای بی مورد، اختلاف پدر و مادر در قبول یا طرد ارزش ها و محرومیت فرزندان از محبت پدر و مادر، همه در پدید آوردن بدحجابی مرثر هستند.[21]
ج. مدرسه و دانشگاه: بسیاری از خانواده ها فرزندان خود را بر اساس شرایط مناسبی تربیت می کنند ولی فرزندان پس از ورود به عرصة مدرسه و دانشگاه دچار لغزش و انحراف می شوند، ناراحتی های اخلاقی یا عاطفی و محرومیت های دیگر در آن ها اثر می گذارد.[22]
در محیط تحصیل، رفتارهای ناهنجار بعضی از دانش آموزان یا دانشجویان تأثیر بسزایی بر روی دختران می گذارد، گفتگوهایی از قبیل شرکت در پارتی ها، پرسه زدن در خیابان، ارتباط نامشروع، کم کم اثر خود را می گذارد. کار خلاف چند بار به اتفاق دوستان ناباب، با ترس و اضطراب انجام گرفته به مرور زمان در وضع ظاهر تغییراتی انجام می شود تا از دوستان عقب نماند که در نتیجه حجاب کنار می رود، این از عواقب زیان بار ارتباط با دوستان بی تقوی در محیط مدرسه و دانشگاه است.[23]
2. برخورداری از احترام متقابل: گاهی جلوه گری و زیبا سازی ظاهر و لباس [در زنان] به منظور تکریم بینندگانِ زن یا مرد صورت می گیرد، آنان با ابراز برخی حالت های خاص زنانه، در صدد احترام و پاسخ دادن به توجه مرد ـ نسبت به خود ـ هستند، در صورتی که مردان همواره در توجه به افرادِ غیر همجنس، به دنبال بذل احترام و ابراز محبت خالصانه نیستند، توجه آن ها فراتر از غرائز نیست، از همین رو به طور معمول دختران جوان و کم تجربه، به آسانی مورد غفلت ناجوانمردان قرار می گیرند.[24]
3. ابزار شناخت مردان: کم پوشیدگی و نیمه برهنگی برای عده ای، راهی برای نفوذ به دنیای افراد غیر همجنس است؛ زیرا زمانی که اندام زن کم پوشش می شود، پارسایی و متانت بیشتر مردان و نیز حیای زن، آلوده به هوس می شود. نگاه های خیره از روحیه و تمایل مرد پرده بر می دارد و جنبه های ضعفِ مرد را به زن می شناساند، زن با هر حرکتی که نگاه خیرة مرد را به دنبال آورد از ویژگی های خود و نقش آن در تحریک هیجان مردان اطلاعاتی به دست می آورد و دنیای متلاطم و اسرار آمیز مردان و روش گمراه کردن آن ها را بهتر می شناسد.[25]
4. تظاهر به زندگی مترقیِ اجتماعی: اگر موقعیت خانواده ای به سبب عامل جغرافیایی، یا محدود بودن روابط اجتماعی و یا وضع درآمد و اموری دیگر، به شکلی باشد که رشد فرهنگ و آداب اجتماعی برای افراد خانواده فراهم نشده باشد، در این حالت شاید فردی که خانواده اش را از فرهنگ و آداب اجتماعی ضعیف می پندارد در مقابلِ همسالان خود احساس شکست کرده و بکوشد تا به هر وسیلة ممکن، ضعفِ خانواده اش را با تظاهر به رفتارهای نوین اجتماعی پنهان کند، در چنین موقعیتی بعضی از دخترانِ جوان سنت شکنی و بی اعتنایی به اصول مذهب را علامت رشد فکری و اجتماعی می دانند و از این رو در رفتار خود شیوة بی تفاوتی و بدحجابی انتخاب می کنند[26].
5. عدم اجرای امر به معروف و نهی از منکر: بخش زیادی از مشکل بدلباسی و آشکار کردن موهای سر و گردن، ناشی از ضعف امر به معروف و نهی از منکر است، بدحجابی از جمله گناهانی است که با بی اعتنایی افراد جامعه نسبت به نهی از منکر [به عنوان یک وظیفه شرعی] باعث ترویج زیاد آن شده است. خانم های باحجاب که به پوشش دینی، تجسم عینی بخشیده اند، باید بیشترین سهم را در این حرکت مقدس (نهی از منکر) ایفا کنند[27].
6. کمبود سیستم هدایتی برای بروز نشاط و انرژی در نسل جوان: شور و نشاط جوانی از یک سو و وجود مشکل هایی چون بالا رفتن سن ازدواج، مشکل بی کاری و کم شدن تحرک بدنی، نیاز به تخلیة انرژی در جوانان و نوجوانان را به یک ضرورت تبدیل کرده است.
نبود مدیر برای هدایت آزاد سازی صحیح این انرژی سبب بروز رفتارهای ناهنجار در پوشش آرایش و ارتباط با دیگران می شود[28].
عدم تولید و عرضه لباس های مناسب: افراد بسیاری از کمبود و گرانی لباس، جوراب، کفش و چادرهای مناسب گلایه دارند و در واقع گاهی این کمبود، باعث عدم رعایت کامل حجاب می شود.[29]
8.. بکار گیری روش های غلط برای گسترش حجاب: پیگیری موضوع گسترش فرهنگ عفاف در جامعه بیش از آن که مبتنی بر سیاست و طرح روشن علمی برگرفته از آموزه های دینی و قابل اجرا باشد، مبتنی بر حساسیت های مقطعی، سلیقه های غلط و زیاده روی افراد فاقد بینش بوده است.[30]
 
عوامل شخصی و روانی
گاهی وقت ها علت بدحجابی به مشکل های شخصی و روانی یک فرد، [مثل احساس کمبود شخصیت کردن و غیره] برمی گردد. در این بخش علت هایی را که ریشه در شخص و روان فرد دارد بررسی می کنیم که عبارتند از:
1. عدم اعتدال در تمایلات زندگی: طغیان و سرکشی میل جنسی، وقتی است که این غریزه از حد اعتدال و توازن تجاوز کند در نتیجه عنصر حیوانی بر عنصر انسانی غلبه کرده و بی بند و باری را به وجود می آورد. وقتی که تمایل جنسی از هر راهی تحریک و ارضاء شود رشد عقلی انسان مختل شده و در نتیجه از جادة اعتدال خارج می شود و رویۀ بی حجابی و بی بند و باری می آورد.[31]
2. خلأ های درونی: کمبود عاطفی در خردسالی و گاهی در بزرگسالی، هویت و شخصیت انسان را به شدت دچار ضعف و شخص را مجبور به جبران آن می کند که اگر به راهنمایان درستی دست پیدا نکند برای جبران آن، به شیوه های غیر طبیعی متوسل و شخصیتی دروغین و بی پایه برای خود رقم خواهد زد در نتیجه، خودآرایی، بی حجابی، و بدحجابی و خود نمایی را نوعی ایجاد کنندة شخصیت می پندارد به این علت سعی می کند با جلب نظر و آفریدن جاذبه، خلأ ها را بپوشاند.[32]
3. تقلید کورکورانه: یکی از ریشه های بدحجابی زنان، تقلید ناموجّه از زنان و دخترانی است که تقوای جنسی ندارند که علّت چنین تقلیدی جهل و ساده لوحی، هم  رنگی با دوستان، چشم و همچشمی و فریب خوردگی و ... است. از بدترین نوع تقلید، تقلید در معصیت است.[33]
خلق را تقلیدشان بر باد داد          ای دو صد لعنت بر این تقلید باد
4. کسب موقعیت: انسان، موقعیت طلب است و همواره می خواهد در میان مردم، از جایگاهی در خور توجه برخوردار باشد.
چنین جایگاهی به دو صورت حقیقی و کاذب محقق می شود، موقعیت حقیقی در اثر تحصیل علم و فضایل اخلاقی به دست می آید ولی موقعیت کاذب، با نمایش زیبایی ها و جاذبه های ساختگی زنانه در مسیر جلب توجه دیگران به وجود می آید، غافل از این که هیچ کس نمایش زیبایی های زنانه را دلیل بر شخصیت و جایگاه ارزشی زن نمی داند.[34]
5. هوسرانی: به خاطر وجود قوة شهوت در درون نفس انسان، همواره ندای درخواست هایی، در آسمان روحش طنین انداز است و اگر بدون توجه به ارزش های دینی و اخلاقی به این خواسته ها پاسخ مثبت دهد به انسانی هوسران تبدیل می شود.
برخی زنان به خاطر هوسرانی به تنوع لباس، آرایش، زینت، و خودنمایی و بدحجابی در جامعه می پردازند، آن ها جز به شیک  پوشی، لذت خواهی و خوشگذرانی نمی اندیشند، به همین دلیل بهترین وقت خود را در محیط های تفریحی، میهمانی های مفسده انگیز صرف کرده و به نمایش ظاهر خود به دیگران اصرار می ورزند، این افراد به دنبال جلب توجه دیگران نیستند، بلکه در پی ارضاء قوة شهوانی خود می باشند، آن ها به حاکمیت فرهنگ هوس بر زندگی خود، اعتقاد دارند و آن را جزء اخلاق خود ساخته اند.[35]
6. دگر آزاری: ریشة بدحجابی بسیاری از زنان، دگر آزاری است که در روانشناسی به بیماری سادیسم نامگذاری شده است آن ها سعی دارند با برانگیختن میل دیگران افکار را پریشان کنند.[36]
7. زیبا طلبی: برخی از دختران و زنان میل دارند به صورتی زیبا نزد دیگران حضور یابند و با توجه به این که حجاب دینی زیبایی های آن ها را پوشش می دهد، سعی در ناقص کردن حجاب خود دارند تا نوع قرار گرفتن بدن و راه رفتن آن ها تحریک آمیز و زیباتر شود.[37]
8.. ازدواج: عده ای از دختران، خودنمایی، بدحجابی و ارتباط با نامحرم را راهی برای رسیدن به ازدواج می دانند، آن ها گمان می کنند که با اظهار زیبایی های زنانه می توانند جوانان را به سوی خود ترغیب کنند. به همین خاطر موهای خود را به نمایش گذاشته و با پوشیدن لباس های جذّاب و نازک، در تحصیل شوهر حرکت می کنند، غافل از این که بی تقواترین مرد جامعه، برای ازدواج خود به دنبال زن عفیف می گردد. همة جوانان زنی را به همسری خود گزینش می کنند که زیبایی های جسمانی خود را از نامحرم پوشانده و طرح دوستی با جوان دیگر نداشته باشد.[38]
9. در جستجوی شخصیت اجتماعی: آن گاه که فرد در اندیشه فرو می رود تا ارزش خویشتن [را که به تفکرات و رفتارهای انسانی است] بسنجد و چیزی در درون نمی یابد به بخش دیگر خود، یعنی امکانات رفاهی، زندگی، شغل، امتیازهای جسمی و ظاهر و ... رو می کند تا با کمک آن ها منزلت نایافته اش را به شکل مجسمه ای توخالی، تصویر سازی و ترسیم کند و از هیچ، چیزی بسازد تا از رنج پوچی برهد.
هر چه انسان از باطن تهی تر می شود توجه او به ظاهر بیشتر می شود، در نتیجه بدحجابی را برای پوشش ضعف های شخصیتی برمی گزیند.[39]
10. اشتیاق به پسند و تحصین برانگیزی دیگران: هدف زن از جلوه گری و نمایش زیبایی چهره و اندام و توازن حرکت ها و خوش آهنگی صدای جذب افراد است، او از ارائة زیبایی و دلربایی و حتّی افتخارهای تحصیلی و امتیازهای اجتماعی بیشتر به این می اندیشد که مورد تحسین و مایة شگفتی قرار گیرد.
بیشتر زنان و دخترانی که در زندگی با شکست روبه رو شده اند با پذیرفته شدن نزد مردم و مورد پسند ذوق ها قرار گرفتن، به خود آرامش و امنیت می بخشند تا اندوه ناکامی را از خود دور کنند.
گاهی زن بدحجاب می خواهد محیط بهره وری از خود را گسترش دهد و به خاطر لذت شمار بیشتری را مجذوب خود کرده و ذوق خود (مورد پسند دیگران واقع شدن) را سیراب کند روی به بی حجابی می آورد.[40]
11. ناکامی جنسی: زن اگر در زندگی خود کسی را برای پاسخ به محبت ها و خدمت های  صمیمانه خویش پیدا نکند و اگر ایمان استواری نداشته باشد، ناخواسته مجذوب بیگانگان می شود، محروم شدن از محبت، زن را بر خلاف میل باطنی اش، به جلب علاقه و توجه دیگران متمایل می سازد، و همین امر، زمینه  ساز بدحجابی او می شود، او گوشی برای شنیدن سخنانش، چشمی برای نگاه کردنش و دلی برای درک محبت می خواهد.[41]
12. تأخیر در ازدواج: عامل های مؤثر بر روابط میان زنان و مردان و زمینه ساز خود آرایی و بدحجابی تأخیر در ازدواج دختران و اشباع نشدن غریزة جوانان است که تمایل درونی آنان را به افراد غیر همجنس تحریک و تقویت می کند چون بالا رفتن سن ازدواج باعث عدم تأمین صحیح و به هنگام نیازهای جنسی می شود[42].
13. ضعف اراده: وقتی انسان، خود را در انجام کارها آزاد می بیند، عامل های اجتماعی و گاهی عامل های فردی ارادة او را تحت فشار قرار داده و او را در هم می کوبند. فرد بواسطة غلبه عواطف و مورد لطمه قرار گرفتن، به ناچار سر از بدحجابی در می آورد.[43]
14. آزمودن توانایی خود: گاهی زنان برای این که میزای دلربایی خود را کشف کرده و به نوعی پذیرفتگی اجتماعی دست یابند و بر ترس و اضطراب ناشی از محبوب بودن در میان هم سالان، جلب نظر همسر آینده، نداشتن عیب، پیروز شوند ـ چون ایمانشان کامل نیست ـ، دست به ظهور رساندن جلوه های اندام و ظرافت های زنانه می زنند تا خود را بیازمایند، و سعی می کنند با رفتارهای محرک، میزان توجه دیگران را نیز ارزیابی کنند.[44]
 
 
 
فهرست منابع
1. قائمی، علی، آسیب ها و عوارض اجتماعی، دوم، انتشارات امیری.
2. کوهی، محمد رضا، آسیب شناسی شخصیت زن، اول، انتشارات پارسایان، 1383 ش.
3. فتاحی زاده، فتحیه، حجاب از دیدگاه قرآن و سنت، دوم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1376 ش.
4. مودودی، ابوالاعلی، حجاب، ترجمه نعمت الله شهرستانی، دوم، ناشر احسان، 1377 ش.
5. اکبری، محمد رضا، تحلیلی نو و عملی از حجاب در عصر حاضر، سوم، انتشارات پیام عترت، 1377 ش.
6. غلامی، یوسف، جلوه نمایی زنان و نگاه مردان، اول، انتشارات لاهیجی، 1381 ش.
7. مدنی بجستانی، سید محمود، فساد سلاح تهاجم فرهنگی، دفتر انتشارات اسلامی، 1374 ش.
8. مقاله پوشش و آرایش و آسیب ها، دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، قم، کد مقاله 3241.


1. تحلیل نو و عملی از حجاب در عصر حاضر، محمد رضا اکبری، ص 153.
2. ر.ک: کتاب حجاب از دیدگاه قرآن و سنت، فتحیه فتاحی زاده، ص 179.
3. حجاب از دیدگاه قرآن و سنت، فتحیه فتاحی زاده، ص 183.
4. همان، ص 185.
5. حجاب، ابوالاعلی مودودی، ترجمه نعمت الله شهرانی، ص 100.
6. مقاله پوشش و آرایش و آسیبها، دفتر مطالعات زنان، کد 3241.
7. همان، کد 3241.
8. حجاب در عصر حاضر، محمد رضا اکبری، ص 168.
9. آسیب ها و عوارض اجتماعی، دکتر علی قائمی، ص 176.
10. همان، ص 174.
11. حجاب در عصر حاضر، محمد رضا اکبری، ص 150.
12. فساد سلاح تهاجم فرهنگی، سید محمود مدنی بجستانی، ص 284.
13. همان، ص 286.
14. همان، ص 291.
15. فساد سلاح تهاجم فرهنگی، سید محمود مدنی بجستانی، ص 293.
16. فساد سلاح تهاجم فرهنگی، سید محمود مدنی بجستانی، ص 301.
17. جلوه نمانی زنان، یوسف غلامی، ص 85.
18. آسیب ها و عوارض اجتماعی، دکتر علی قائمی، ص 148.
19. حجاب، ابوالاعلی مودودی، ص 78.
20. آسیب شناسی شخصیت زن، محمد رضا کوهی، ص 280.
21. آسیب ها و عوارض اجتماعی، دکتر علی قائمی، ص 142.
22. همان.
23. آسیب شناسی شخصیت زن، محمد رضا کوهی، ص 321.
24. جلوه  نمایی زنان، یوسف غلامی، ص 87.
25. همان ص 88.
26. همان، ص 95.
27. حجاب در عصر حاضر، محمد رضا اکبری، ص 149.
28. مقاله پوشش و آرایش و آسیب ها، دفتر مطالعات زنان، کد 3241.
29. همان.
30. همان.
31. حجاب، ابوالاعلی مودودی، ترجمه نعمت الله شهرانی، ص 119.
32. حجاب از دیدگاه قرآن و سنت، فتحیه فتاحی زاده، ص 187.
33. حجاب در عصر حاضر، محمد رضا اکبری، ص 186.
34. همان، ص 148.
35.حجاب در عصر حاضر، محمد رضا اکبری، ص 146.
36. همان، ص 150.
37. همان، ص 160.
38. حجاب در عصر حاضر، محمد رضا اکبری، ص 162.
39. جلوه نمایی زنان، یوسف غلامی، ص 55.
40. همان، ص 65.
41. جلوه نمایی زنان، یوسف غلامی، ص 75.
42. همان، ص 80.
43. آسیب ها و عوارض اجتماعی، دکتر علی قائمی، ص 135.
44. جلوه نمایی زنان، یوسف غلامی، ص 63.



به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی