بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 11 آبان 1389
بعضی افراد می گویند: جلوی برقراری ارتباط دختر و پسر را نمی توان گرفت و آنچه تلاش، در این رابطه می شود تلاشی بی فایده است چنانچه واقعیت های اجتماعی نیز حكایت از همین مطلب دارد و باید گفت كه منكران شیوع این رابطه، مانند كبك سر خود را به زیر برف فرو برده اند. به نظر ما این دل مشغولی جوانان در رابطه با جنس مخالف، نه كفر و نه بی دینی است، این كشش، خواهی نخواهی وجود دارد و نه گناه و نه معصیت است.
وقتی غرایز جنسی بیدار می شوند هر كس، خواسته یا ناخواسته به سمت جنس مخالف كشیده می شود. هیچ كس حق ندارد این تمایل را محكوم کرده و بد بداند چون یک تمایل غریزی است و نمی توان به جوانان گفت كه شما باید تمایل خود را سركوب یا کنترل کرده و خود را نگاه دارید و با جنس مخالف رابطه برقرار نكنید به طوری كه حتی كلام آلوده به شهوت نیز مجاز نیست؛ چون آن ها جواب خواهند داد که پس چرا خدا از یك طرف، شهوات را به صورت غریزه در وجود ما قرار داده و از طرف دیگر ما را از ارضاء غریزه منع كرده است.
این سخنان اگر چه بر زبان جاری نشود اما اعتراض قلبی آن ها نسبت به کسانی است که آن ها را از تمایل جنسی منع می کنند. نتیجه هم که مشخص است، بریدن از دین و معنویت؛ یعنی در جایی كه باید یا از دین دست برداشت یا از خواست دل. بیشتر از اولى دست بر مى دارند و با رفتن به دنبال خواهش غریزی به خلاف جهت واقعی خواهند رفت. در واقع آن ها با زبان بى زبانى مى گویند: ای بی انصاف هایی که خرتان از پل گذشته و درد ما را احساس نمی كنید؛ حال كه راه حلالی برای ارضاء ما ارائه نمی دهید پس چرا ما را از حرام منع می كنید؟
به نظر ما، جوانان در هر سنی كه باشند حق ارضاء غریزۀ جنسی خود را در هر حدی كه بخواهند دارند اما نه از راه حرام. وقتی خداوند راه حلال را برایشان گشوده است چرا حرام؟ البته تقصیر خدا نیست كه پدران و مادران و جو جامعه درك نمی كنند كه جوانان چه می كشند. پدر و مادر آن ها می گویند نوجوان دبیرستانی ـ هر چند به حرام بیفتد ـ در حال حاضر دهانش بوی شیر می دهد و باید صبر كند؛ حال آن كه در بعضی مناطق ایران سراغ داریم كه وقتی دختر تا سن 16 سالگی مجرد بماند می گویند پیر شده است.
مابه هیچ وجه رابطۀ دختر و پسر را محكوم نمی كنیم ؛ بلكه آن را لازم می دانیم اما از راه حلال نه حرام.
دراین جا این سؤال مطرح می شود که به راستی چرا حرام نه؟ به نظر ما صرف نظر از منع شرعی به خاطر این است كه رابطۀ طرفینی در آن ها ابتدا به صورت كلام و نگاه صورت می گیرد اما به تدریج تمایل به تماس بدنی پیدا می كنند و این سیر همچنان پیش می رود تا به بی بندوباری برسد و نتیجه این ارتباط حرام، پیدایش استرس ها، اضطراب ها، ترس ها و آبرو ریزی ها خواهد بود پس «چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی».
این ارتباط به فرض این که به جاهای باریك نیز نكشد حداكثر یك عشق ورزی ناقص خواهد بود كه فرد را در نهایت به آرامش نمی رساند برخلاف راه حلال كه اضطراب،  ناراحتی،  پشیمانی و آبرو ریزی ندارد و در عین حال آرامش روحی و جسمی برای دختر و پسر به همراه دارد.
شاید بعضی خیال كنند منظور از این راه حلال همان "ازدواج موقت" است. اما ازدواج موقت را به صورت ابتدایی برای پسران و دختران مجرد تجویز نمی کنیم به چند علت، اول به لحاظ مطلبی كه در بحث جایگاه ازدواج موقت می آید مبنی بر این كه ازدواج موقت تنها رابطه جسم با جسم است و رابطه روح با روح نمی تواند موقت باشد. دوم به لحاظ مطلب مهمی كه در جوانان كم سن و سال وجود دارد و آن احساسات قوی در زمینه عشق ورزی است در سنین بالاتر از شدت آن كاسته می شود ، عشق پاك در وجود جوان، غوغا به پا می كند. جوان در سن كم بیشتر عاشق پیشه است تا شهوانی ـ شاید یك علت این كه بعضی از افراد در آمیزش جنسی به قسمت آخر آن اكتفا می كنند به خاطر آن باشد كه با دیر ازدواج كردن مزه عشق ورزی را نچشیده باشندـ؛ یعنی وقتی رابطه عاشقانه بین دختر و پسر برقرار می شود تمام مظاهر دیگر عشق و شهوت برای آن ها رنگ می بازد عاشق، غیر معشوقِ خود، كس دیگر را نمی بیند، عاشق از شهد وجود معشوقش خود را سیراب می كند پس نیازی به غیر او احساس نمی کند. تمام وجود عاشق، از معشوقش پر شده و جایی برای دیگری نگذارده است پس نمی شود گفت این عشق موقت باشد و جای خود را با عشق دیگر عوض كند.  سوم این که اولین عشق ها، ماندگارترین ها هستند، به خصوص در ذهن دختران و در سن نوجوانی وجوانی و از این رو می بینیم زنانی كه شوهر خود را از دست داده اند حتی بعد از ازدواج دوباره هم مهر اولین شوهر از دلشان بیرون نمی رود. پس این عشق ماندگار با موقت بودن آن نمی سازد و موقت بودن در این جا لطمه به روحیه جوان خواهد زد. ازدواج موقت بدون عشق با روحیه عاشق پیشگی در جوانان سازگار نیست چون آنچه در مرحله اول به آن نمی اندیشند سیرابی جسم است و اگر در این سیر و خط بیفتند نمی توانند مدت زیادی ادامه دهند افزون بر این كه لطمه های روحی فردی و اجتماعی در پی خواهد داشت پس تنها راه، ازدواج دائم است.
پدران و مادرانی كه می خواهند به این حرف ها اعتراض كنند لطف نموده وچنین اعتراض نمایند كه چرا تا سنین به قول آن ها صلاحیت برای ازدواج، اعطای غریزه جنسی به عقب نیفتاده است واقعیات را نمی توان انكارکرد اگر دست از پندارهای غلط خود نسبت به ازدواج آن ها بر ندارند غرایز جنسی، فرزندان آنان را ربوده و به حرام سوق خواهد داد. پدران و مادران بدانند كه به خاطر این طرز فكر و عمل آنان ،جوانان به حرام كشیده می شوند و آن ها نیز در گناه جوانان شریک خواهند بود.
شاید در جواب بگویند كه ما تلاش خود را كرده ایم ولی نمی شود با رسم ها مخالفت كرد. جواب آن است كه اگر نمی توانند به این رهنمودها عمل کنند حداقل می توانند با جوان خود صحبت كنند و او بفهمد که پدر و مادر او را درك می كنند و اگر شرایط مساعد باشد آمادگی برای ازدواج او را دارند. از فكر او در زمینه حل مشكل ها موجود كمك بگیرند. آن ها می توانند بر علیه رسم های  موجود صحبت كنند. از مجالس سنگین و پر خرج انتقاد کرده و در مشورت ها بر رسم های غلط صحه نگذارند؛ یعنی اگر رد نمی كنند حداقل تأیید نكنند و سرانجام كاری كنند كه در درگاه الاهی بتوانند بگویند كه ما كوتاهی نكردیم.
 
 
 
ترسیم مشکل های  موجود
گویند: «کسی پدر بزرگش را به بازار آورده بود که بفروشد همه اورا مذمت می کردند که ای آدم بی انصاف، مگر کسی پدر بزرگش راهم می فروشد؟ او در جواب گفت: قیمتی می گویم که کسی نخرد». حكایت ازدواج هاى ما هم همین است. ما نمی گوییم دخترمان را شوهر نمی دهیم اما وقت خواستگارى آن  چنان با جوان خواستگار برخورد می كنیم كه كسى جرأت اقدام به ازدواج نكند!! بدین جهت عده اى ترجیح می دهند كه مجرد مانده یا از بازار آزاد مجانى یا ارزان قیمت استفاده كنند.
آیا آرزوهاى پدر و مادر درباره فرزندشان این قدر مهم است كه باید به خاطر آن مراسمى برپا شود كه مُهر یأس و ناامیدى بر دل جوانان امیدوار به ازدواج بكوبد؟ آیا شرایط ازدواج خودشان را فراموش كرده اند كه هیچ نداشتند و خدا بعد از ازدواج صاحب همه چیزشان كرد؟ آیا در میان پدران و مادران، افراد آزاد اندیش یافت نمی شوند كه رضایت خداى آسمان ها و زمین را بر رضایت خداى رسم ها و چشم و هم چشمی ها ترجیح دهند؟ آیا افرادى وجود ندارند كه براى رضاى خدا تن به یك ازدواج آسان دهند؟ کسانی كه به رغم داشتن امكانات مالى با حداقل امكانات، فرزندان خود را راهى خانه بخت كنند؟
می بینید كه این جمله ها حرف دل بسیارى از افراد است ولى توان عمل به آن یا حتى ابراز آن را ندارند. پس باید نهضت ازدواج آسان را شروع کرد، باید غول رسم ها را زنجیر کرد، باید صداها را باهم به فریاد برضد این رسم های غلط تبدیل کرد، باید [حداقل با عمل خود] آب به آسیاب این رسوم ها نریزیم و اگر نمی توانیم، حد اقل با صداى بلند اعلام كنیم كه اگر چه ما این گونه عمل کرده ایم اما غلط و نادرست بوده است.
بت پرستى شاخ و دم ندارد وقتى انسان فرمان خدا را به خاطر افکارش یا چیز دیگرى زیر پا گذاشت در حقیقت به جاى خدا پرستی خود پرستی کرده. حال حكایت رسم ها در ازدواج همین است و به طور کامل به صورت سدی در مقابل ازدواج در آمده است؛ یعنى تمام فرمان های دین، در مورد ازدواج و دنبال حرام نرفتن زیر پا گذارده می شود. والدین با سختگیرى در مورد رسم های مالى از ازدواج فرزند جلوگیرى کرده و در گناهان فرزند خود شریك می شوند؟ آیا از مؤاخذه الاهى هراس ندارند؟ آیا آن قدر كه به فكر انجام رسم ها هستند به فكر سعادت دنیوى و اخروى فرزندان خود هستند؟ آیا وقت آن نشده كه دست از پرستش خداى رسم ها برداشته و خداى یگانه را پرستش كنند و به فرمان های او عمل نمایند؟ آیا وقت آن نشده است كه جلوى از دست رفتن فرزندان خود را بگیرند؟ آیا وقت آن نشده كه از پیله اى كه دور خود تنیده اند خارج شده و كمى یاد دوران جوانى و خواست هاى جنسى خود بیفتند؟
مسائل مالى می تواند عاملی براى رواج یا مانع ازدواج باشد؛ بنابراین، حل مشکل مالى كمك بزرگى به رواج ازدواج خواهد كرد. اما سؤال این است كه چگونه باید مسائل مالى را حل كرد؟ به نظر می رسد كه اگر بتوانیم رسم ها را رقیق كنیم بسیاری از مشکل های مالى موجود بر سر راه ازدواج را برطرف کرده ایم. در این جا دو اشكال وجود دارد:
اشكال اول آن كه: این راهکار مشكل را به طور کامل حل نمی کند ـ البته در نبود راه حل كامل، حل ناقص بهتر از حل نشدن است ـ . اشكال دوم آن كه: این سیر اصلاحى به علت تعارض با رسم ها به تدریج از بین خواهد رفت و میدان عمل دوباره در قبضه رسم ها قرار خواهد گرفت. این جا است كه احساس نیازبه عامل قویترى براى پیشبرد اهداف می شود و آن عامل چیزى نیست جز اصلاح ساختار فكرى جامعه؛ به این معنا كه باید به جاى غوطه ورشدن در رسم های دست و پاگیر كه مانند سدى عظیم مانع رواج ازدواج است، تصمیم بگیریم كه عاقلانه تر فكر کرده و به خاطر سر وسامان گرفتن زندگى دو جوان، کارهایی را انجام بدهیم که لازم است نه کارهایی که مرسوم است و رسم های مانع از رواج ازدواج را رقیق یا حذف نماییم.
چه اشكال دارد در جلسه اى با توافق طرفین، مسائل مالى مانند خرید وسایل زندگى، لباس، طلا، برگزارى مجلس جشن و غیره را بین خود حل كنیم؛ به این معنا كه هر كدام عهده دار مقدارى از هزینه شویم. بدبختانه خانواده ها مرحله های ازدواج را با مراسم طناب کشی اشتباه گرفته اند و هر کدام در فکر به دست آوردن امتیاز بیشتر و دادن امتیاز کمتر هستند و این را مورد توجه قرار نمی دهند که تا چه حد این سخت گیری ها در کار، به ضرر دختران و پسران آن ها تمام می شود.
حل کردن مشکل های ازدواج در شرایط فعلی بدون همکاری خانواده ها غیر ممکن است، ما که برای شرایط بحرانی نوجوانان، ازدواج را پیشنهاد می دهیم اطمینان داریم که با همکاری خانواده ها و گرفتن زیر پر و بال زوج های نوجوان، مشکل زندگی آن ها تا حد زیادی حل خواهد شد. باید قبول كرد كه اگر جهت گیرى خانواده ها به سمت حل مسأله باشد، مسأله مسكن نیز به راحتى قابل حل خواهد بود؛ یعنى ممكن است زوج جوان تا مدتى مهمان یكى از دو خانواده باشند و یا در مواردى حتى مدتى هر كدام از عروس و داماد در منزل پدر خود زندگى كنند تا بتوانند جاى مستقلى تهیه نمایند.
مسأله مهم در مسائل مالى آن است كه دو خانواده، هدفشان این باشد که مسأله را حل كنند؛ چه این كه اگر بخواهند می توانند آن را حل كنند. اما اگر تنها در پى برآوردن آرزوهاى دل خود باشند کار به نتیجه نخواهد رسید و وضعیت بدتر خواهد شد.بسیار شنیده می شود كه انجام ندادن بعضى از خریدها یا برگزاری مراسم كم خرج، حمل بر كم ارزش شمردن فرزند می شود. می گویند مگر فرزند خود را از سر راه آورده ام که به این راحتی رهایش کنم؟ در جواب این افراد باید گفت كه ارزش انسان به انسانیت او است نه به كفش، لباس و مراسم مجلل و پر خرج.
 مشاهده می شود كه ریشه مسائل مالى ازدواج نیز امرى است كه مربوط به فرهنگ جامعه است؛ پس بر اندیشمندان جامعه لازم است كه در فكر حل فرهنگى این مسأله باشند.
 
نکته مهم دیگر در آسان سازی
در زمان سابق که میانگین سن ازدواج در حدود 13 و 17 بوده است تا مدتها زیر چتر حمایتی خانواده ها قرار داشته اند؛ چه اشکال دارد که خانوادۀ عروس و داماد به جای این که مانند زمان فعلیبه  ازدواج فرزند فکرکنند که یک نان خور از آن ها کم شده است؛ هر کدام فکر کنند که یک عضو به خانواده آن ها اضافه شده است؟ چه اشکال دارد که هر کدام از خانواده های عروس و داماد به طور ماهیانه، مقداری کمک مالی تا تمام شدن سالیان تحصیل، در اختیار آن ها بگذارند؟
نکته لازم دیگر این است که باید فرهنگ كمكهاى مردمى براى ازدواج جوانان، مثل خانه سازى، وام ازدواج،  وقف براى ازدواج و غیر آن را گسترش داد. چه اشکال دارد دولت به ازدواج های نوجوانی کمک هزینۀ ازدواج، به مقدار بیشتری بپردازد تا بتوانند به طور مستقل روی پای خود بأیستند؟پس مشاهده می کنیم که مشکل اقتصادی ازدواج ها در طرز تفکر خانواده ها است و اگر روش ها را براساس فکرهای جدید اتخاذ کرده و کار را آغاز کنند کوه مشکل اقتصادی، به تدریج به کاه مبدل خواهد شد، آن وقت است که دولت نیز احساس می کند کمکهایش مشکلی را حل می کند نه این که کمکهای دولت، آب به آسیاب بالا رفتن هر چه بیشتر توقعات بریزد.
 
هم کفو بودن یعنی چه؟
فرزندی بر لب بام ایستاده بود، مادر برآشفته شد و با فریاد او را به عقب راند. بی چاره فرزند، از ترس آن قدر عقب رفت که از طرف دیگر بام پایین افتاد. ازدواج های بدون مطالعه و بدون هم خوانی شرایط را قبول نداشته و تجویز نمی کنیم اما تا چه حد، باید شرط و شروط گذاشت؟
یکی از مشاورین می گفت: من برای کفو بودن به طور مثال 18 شرط می شمارم. این یعنی از طرف دیگر پشت بام افتادن.
واقعیت آن است که شناخت اول ازدواج، در حد خود برای محکم کردن یک زندگی  برای تمام عمر، چندان کامل نیست و بلکه از جهت هایی بسیار ناقص هست؛ یعنی پارامتر های بسیار زیادی در استحکام و هماهنگی زوجین مؤثر است که در اوّل بسیاری از آن ها حتی به ذهن انسان در آستانۀ ازدواج، نمی رسد و دوم: اگر هم برسد تحصیل آن به صورتی که در واقع، اطمینان به وجود هماهنگی کامل بین طرفین به دست آید کار دشواری است از این جهت نتیجۀ کثرت شرایط [که هر کدام توقع دارند در دیگری باشد] به دشواری بیشتر کار خواهد انجامید و ترسی که فردِ در معرض ازدواج را فرا خواهد گرفت، که باعث شک و تردید او در تمام برخورد ها و خواستگاری ها خواهد شد؛ و در نتیجه، مجبور به تحمل سال ها مجردی خواهد شد.
ما قبول داریم که هماهنگی بین زوجین لازم است اما این را هم اذعان می کنیم که بسیاری از موارد، صد در صد قابل فهمِ درست نیست و احتمال خلاف واقع بودن در آن ها وجود دارد. پس راه کدام است؟ به نظر می رسد که اگر به راه های ارائه شدۀ دینی نگاهی بیندازیم از آن ها نتیجه های بهتری خواهیم گرفت.
در روایت آمده است که «اگر از دین و اخلاق کسی راضی بودید ازدواج را انجام دهید» ، یا فرمود: «دخترت را به دین دار شوهر ده که اگر او را دوست بدارد او را گرامی می دارد و اگر دوستش نداشته باشد به او ظلم نخواهد کرد». در این دو روایت، به عامل های اصلی در ایجاد هماهنگی بین زوجین اشاره شده است نه عامل هایی که دسترسی به آن ها مشکل یا محال است. به قول استاد آیه الله مظاهری، «هماهنگی صد درصد محال است و کمبود آن را باید با اخلاق جبران نمود».
ممکن است در مقابل حرف های ما درباره عدم سختگیری در شرایط، بفرمایید که اختلاف های زیاد خانوادگی که حتی منجر به طلاق می شود در اثر عدم تفاهم اخلاقی است.
عرض می کنیم بعضی عامل ها در اختلاف ها و طلاق ها نقش کلیدی دارند در ظاهر پنهان هستند؛ یعنی در موارد زیادی در ظاهر علت اختلاف خانوادگی، عدم تفاهم اخلاقی است ولی در واقع، علت اصلی مسائل و مشکل جنسی است. آیا بسیاری از اختلاف ها به خاطر سن بالای زوجین در وقت ازدواج نیست چنانچه اگر همین ازدواج، زودتر صورت می گرفت احتمال از هم پاشیدگی کمتربود؟ پس جا دارد به جای تأکید بیش از اندازه بر ملاک های ازدواج، عامل های محکم کردن و تزلزل خانواده، مورد بررسی قرار گیرد.
 
رسوم های درست و غلط
اگر می خواهیم فسادهای غیر رسمى روزى رسمى نشوند اگر می خواهیم محل هاى فساد مخفى خود به خود تعطیل شوند، اگر می خواهیم روزبه روز، شاهد عقب نشینى بیشتر ارزش ها نباشیم؛ باید به نداى جنسى جامعه جواب بدهیم. سؤال می كنند كه آیا رابطۀ دختر و پسر صحیح است یا خیر؟ بدبختانه كارازاین حرف ها گذشته است كه بگوییم حرام است و آنان بپذیرند، راه حرام و حلال هردو بسته است. در این میان، راه حرام كه كم خرج تر و راحت ترمی باشد میدان را تسخیر كرده است و راه حلال به صورت تزئینى به همراه تشریفات سرسام آور روزبه روز بیشتر رنگ می بازد. چه كسى مقصراست؟ آیا دولت كه شغل و مسكن جوانان را فراهم نكرده است؟ البته این مطلب، یك بررسى میدانى را می طلبد كه طى آن از جوانان پرسیده شود كه با فراهم شدن چه مقدار امكانات مادى حاضرند ازدواج كنند، ولى گمان نمی رود كه دولت هرچقدر كوشش كند بتواند به طور کامل مشكل را حل كند؛ چون توقع انسان، درحد مشخصی متوقف نمی شود و هر چقدر كه برایش فراهم شود بازهم می طلبد و پایان كار نیز مُهر شكستى است كه چشم و هم چشمى، براین كار دولتى می كوبد.
البته منكراین نیستیم كه اقدام های دولت تا حدّى مؤثرخواهد بود؛ ولی حرف ما این است كه ما با واقعیت هایی برخورد داریم که یکی از آن ها عدم انجام چنین كارى از طرف دولت است. پس خوب است كه ما با توجه به این شرایط، راه حل مطلب را بررسى كنیم و تعیین تكلیف براى دولت را به محل دیگر واگذاریم. تذكر این نكته نیز لازم است كه مسائل مالى می تواند حل کنندۀ مشكل ازدواج عده اى باشد نه همه نیازمندان وادى مسائل جنسى؛ چون فرهنگ اجتماعى غلط در جامعه ما بدون توجه به شرایط در مورد ازدواج جوانان در دوران دبیرستان، جواب منفى را تنها به عدم آمادگى و بوى شیردادن دهان آنان نسبت می دهد نه نبود امكانات مالى؛ حال آن كه ملاك وجوب از نظراسلام، ترس از افتادن به حرام است اگر چه در دوران دبیرستانی باشد، البته بحثى در مورد سن ازدواج هست كه در جاى دیگر باید مورد بررسى قرارگیرد.
ولى آنچه مورد بحث در این  جا است تعیین مقصراصلى است كه به نظر ما مقصر اصلى فرهنگ اجتماع است. مقصر، رسوم های  اجتماعى است، كه تا تمام زوایاى زندگانى تك تك ما رسوخ كرده است، آن رسوم هایی كه ازدواج را به صورت امر تزئینى و تشریفاتى، بر اساس آمال و آرزوهاى خیالى درآورده است و به نیازهاى فعلى و واقعى افراد و آتش هاى شعله ورِ در وجود جوانان هیچ توجه و عنایتی ندارد. هرروز نیز كه می گذرد بر دامنه و تعداد این رسوم ها افزوده می شود. پس باید یك بار دیگراسلام را زنده كرد، راه حل اسلام را در زمینه حل مسائل جنسى جامعه، مورد عمل قرارداد. در عین حال باید اذعان كرد كه طرف مقابل قوی است و همه را زمین گیر كرده و كار را به جایى رسانده است كه حلال اسلام، مبغوض و راه حرام، باز شده است.
پس باید فكرى نمود كه دیدگاه فرهنگى داشته باشد و به عبارت دیگر، باید خود را برای برخورد و یا تصادم و حتى جنگ فرهنگى آماده نمود آن هم با افرادى كه ستون اصلى جامعه به شمار می روند؛ یعنى مردان و زنان متأهل جامعه، كه خود سیر بوده و از حال گرسنگان خبر ندارند؛ و در غفلت از حال محتاجان هستند. آنها هستند كه با مصلحت اندیشی هاى خود و با اختراع رسوم های دست و پاگیر مختلف و سنگ اندازی هاى به ظاهر خیرخواهانه، از ازدواج در نظر جوانان سد سكندرى ساخته اند كه كسى را توان رد شدن از آن وجود ندارد، مگر آن كه برگۀ جواز عبور سنگین و طاقت فرسایى را كه آن ها سفارش داده اند داشته باشد.
از این رو افراد محروم و محتاج و سر تا پا نیاز نسبت به مسائل جنسى مأیوس از راه حلال، رهسپار یكى از دو راه زیر می شوند: یا از ترس مكافات الاهى سر در گریبان محروم بودن  فرو می برند و یا گریبان طاقت چاك كرده و افسار گسیخته به سوى حرام می شتابند. آیا آن ها كه آب به آسیاب این" اسباب ازدواج گریزى" می ریزند در کشیده شدن افراد محروم از حلال به فساد مسؤول نیستند ؟ آیا این خودخواهى نیست آن كس كه خود از موهبتى استفاده می كند در استفاده دیگرانى كه محروم و مشتاق به آن هستند سنگ اندازى كند؟ خوب است كه لحظه اى به طور واقعی  خود را در جاى او قرار دهد و مشاهده كند كه اگر خودش در موقعیت او بود آیا براى منع از انجام كار، بهانه می تراشید یا این كه سعى می كرد مانع ها را رفع كند تا كار هرچه بهتر و سریع تر به انجام برسد؟
ما نمی گوییم این رسم ها به طور کلّی به مسائل مالى برمی گردد درست یا غلط است ولى اذعان و اصرار داریم كه باید در مقابل ضرورت ها رسوم ها را اصلاح نمود و از آن چیزى كه به منزله وحى مُنزَل و حكم غیر قابل تغییر برخورد می شود در مواقع ضرورت دست برداشت.
براى اصلاح اوضاع نباید منتظر معجزه بودچون هیچ گاه اتفاق نخواهد افتاد پس یا باید راه حرام را یا به شكل غیر رسمى به رسمیت بشناسیم، و یا این كه راه حلال را برای همه نیازمندان میسر نماییم و این را هم بدانیم كه راه سومى وجود ندارد. بار این مسؤولیّت بر عهده تمام كسانی است كه توانى براى تأثیرگذارى بر فرهنگ جامعه دارند، آنان بدانند كه اگر چاره اى نیندیشند حرام هاى غیر رسمى رسمى خواهد شد. بلكه چه بسا همان طور كه حكومت هفت قرنى مسلمانان در "آندلس" اسپانیا با رواج فساد و فحشاء سرنگون شد نسخه این حكومت نیز به همان شكل پیچیده شود و اثر تمام رشادت ها، شهامت ها و شهادت ها به باد فنا داده شود. از طرف دیگر منتظر معجزه هم نیستیم؛ یعنى می دانیم كه كار به این زودى و آسانى به نتیجه نمی رسد و كار طولانى فرهنگى می طلبد؛ چون آنچه به صورت فرهنگ عمومى در آید به این زودى، اگر چه با كار مداوم فرهنگى ـ تبلیغاتى، تغییر نمی كند.
البته راه هاى دیگرى قابل تصور است كه می تواند راه تغییر فرهنگى را كوتاه كند .به طور مثال  «حمله مستقیم و مستدل به فرهنگ نادرست ازدواج در جامعه و طرح و بررسى وسیع اجتماعى مسأله». ناگفته نماند كه روش عمل و استفاده از ابزارها در این عرصه نقش اساسى دارد، و آنچه آب به آسیاب رسوم های غلط می ریزد بد عمل كردن است.
 
راهکار عملی
مشکل جنسی، مختص به جوانان بالای بیست تا بیست و پنج سال نیست و در حد همان مشکل ها  و یا بیشتر از آن در سنین پایین تر، در نوجوانان ما مانند خود ارضایی رابطه نامشروع صحبت ها و نامه های شهوت آمیز و ... شیوع دارد، در حالی که مشکل اصلی در این مقطع سنی اقتصادی نیست بلکه عدم پذیرش اجتماعی نسبت به صلاحیت آن ها برای ازدواج است.
تعداد جوانان و نوجوانانی که مشکل جنسی دارند به میلیون ها نفر می رسد. فتواهای خود نگاهداری و ایجاد مشغولیت های جانبی اثر چندانی در حل مشکل جنسی آن ها نداشته و ندارد. با توجه به شرایط فعلی و اقدام هایی که تا به حال انجام شده اگر قرار باشد در قلمرو فرهنگ فعلی و با حفظ رسوم های موجود، کاری صورت گیرد هیچ گاه کار به سامان نخواهد رسید چون به طور عملی ایجاد میلیون ها خانه، میلیون ها شغل، میلیون ها جهیزیه و میلیون ها عروسی سنگین برای جمعیت میلیونی جوانان آمادۀ ازدواج، نه برای دولت و نه برای خانواده ها برای هیچ کدام امکان پذیر نیست و هیچ راهکاری در زمینۀ مسائل اقتصادی ره به جایی نخواهد برد یا حداقل تا سال های متمادی به نتیجه نخواهد رسید. پس تنها راه آن است که کار فرهنگی صورت گیرد و کارهای اقتصادی مکمل آن باشد. باید کاری کرد که از امکانات فکری و اقتصادی خودِ خانواده ها استفاده شود؛ مانند این که خانواده ها الگوی ازدواج آسان را به دور از توقع ها و خرج های سنگین به صورت توافقی مد نظر قرار دهند؛ یعنی با توجه به امکانات موجود طرفین، سعی در انجام ازدواج داشته باشند. باید الگوی ازدواج آسانی را ارائه کرد که ارتباط ازدواج در آن با مسکن و شغل کم رنگ شود.
شاید بفرمایید این طرح شما هم که ایده آلی و امکان ناپذیر است. در جواب عرض می کنیم سال ها شما طرح دادید اما به جایی نرسیدید جا دارد که قضاوت پیش از وقت ننمایید؛ شما اگر مقداری از سرمایه هایی را که در جاهای دیگر خرج می کنید روی جریان سازی فرهنگی برای آسان سازی ازدواج بگذارید نتیجۀ بسیار بهتر از این که هست خواهید گرفت.
متاع گران ازدواج را ارزان کنید
در بازار عرضه و تقاضا هر کالایی که در حدِ قدرتِ خریدِ مشتری باشد، بهتر بازار پیدا کرده و گوی سبقت را از رقیبان بهتر می رباید. در بازار عرضهِ راه های غلط ارضاء جنسی، سهولت دسترسی و ارزانی متاع می رود که مدال پیروزی را به راه های نا مشروع و نا صحیح تقدیم نماید. آنان که دم از لزوم انحصار ارضاء جنسی در ازدواج دایم می زنند و به افراد مجرد آن را پیشنهاد می کنند باید بدانند که بازار ارضاء جنسی در انحصار آن ها نیست و در کنار بازار رسمی آن ها بازاری آزاد و غیر رسمی نیز وجود دارد؛ یعنی فکر نکنند که یکه تاز میدان عرضه هستند. فکر نکنند اگر هر روز قیمت جنس خود را بالاتر ببرند مشتریان فراری بر می گردند؛ بلکه باید این را متوجه باشند که تنها راه بسته شدن بازار آزاد رابطه جنسی، رواج و سهولت رفع نیاز از راه صحیح و بازار رسمی است. پس اگر می توانند راه رفع نیاز جنسی آسان به صورت قانونی و از راه حلال را فراهم نمایند نتیجه خواهند گرفت در غیر این صورت نیازمندان، برای ازدواج، خود را به درد سر نمی اندازند و خواهند گفت سری را که درد نمی کند دستمال بستن نمی خواهد و اگر هم درد کند با بستن این دستمال کذایی نه تنها تسکین نمی یابد بلکه هزار درد و بلای دیگر نیز عاید صاحب سر خواهد شد.
پس از دو حال خارج نیست یا صبر می کنند و یا [اگر چه موقت و گذرا] سری به بازار آزاد عرضه مسائل جنسی می زنند؛ نتیجه این که راه ترغیب آنان به استفاده از راه حلال، تشویق نیست. به نظر می رسد تنها راه، آسان سازی ازدواج به همان آسانی برقراری رفاقت بین دختر و پسر است؛ یعنی به همان راحتی و بی تکلفی که در ارتباط دوستی دختر وپسر برقرار می شود باید ازدواج نیز به همان آسانی بی تکلف و قابل انجام باشد و تنها در این صورت است که می توان امیدوار بود که رابطه نامشروع به وجود نخواهد آمد و این ممکن نیست مگر آن که پدران و مادران در نگاه خود نسبت به ازدواج تجدید نظر کنند تا جهت گیری ازدواج ـ که در حال حاضر بر ضد منافع جوانان است ـ به سمت حفظ و تقویت منافع آنان تغییر نماید و آرامش عاطفی و جنسی جوانان، محور ازدواج شود و تمام مانع ها در جهت آرامش مقدس بر طرف شود.
والدین باید مشکل های مالی و... را به جان بخرند تا به دختران و پسران جوان خود شادابی [ناشی از آرامش روحی و روانی] را هدیه نمایند در غیر این صورت چنانچه انتظار دارند از راه دیگری مثل امکانات دولتی و یا غیر آن فراهم شود، بدانند که این یک ایده آل گرایی و خیال پردازی صِرف بوده و دود آن بیشتر از همه، به چشم فرزندان خود آن ها خواهد رفت.
در واقع، ارتباط مسائل مالى با ازدواج، بستگى به نگرش ما دارد اگر به ازدواج به عنوان وسیله ارضاء غریزه جنسى حلال، نگاه شود ارتباط آن با مسائل مالى به حداقل می رسد.چه اشكال دارد والدین قبل از آن كه فكر حل مسائل مالى را بكنند، فكر حل مشكل جنسى دختر و پسرشان را کرده و بعد از آن كه آن ها را به هم مَحرَم کردند فكر مسائل مالى را بكنند.چه اشكال دارد دختر و پسر دبیرستانى ازدواج كنند و هر كدام در منزل پدر خود بسر ببرند و از شیرینى شهد وجود یكدیگر بچشند و به این روش روح و جسم خود را آرامش بخشند.
مشکل های احتمالی مانند بچه دار شدن به طور کامل با روش هاى جلوگیرى امروزى قابل حل است و اولیاء مطمئن باشند كه اگر این كار را انجام دهند؛ یعنى به فرمان الاهى قران [انكحوا الا یامى....[1] عمل كنند، خداوند نیز به وعده خود كه همان تأمین مالى زندگى زوجین است عمل خواهد كرد. خداوند  می فرماید: ان یكونوا فقراء یغنهم الله من فضله...[2]؛ یعنى وقتى شما به وظیفه خود عمل کرده و براى ازدواج افراد بى همسر اقدام نمایید خداوند نیز متعهد است كه آن ها را به لحاظ مالى بى نیاز كند.
مهم آن است كه اولیاء به جاى دلسوزى براى مسائل مالى جوانان در فكر ارضاء روحى و جسمى آن ها باشند تا درحرام واقع نشوند.پس مشاهده می شود كه اگر فرهنگ جامعه در این زمینه اصلاح شده و به سمت ارزش دادن به باورهاى دینى حركت نماید بسیارى از مشكلات مادى نیز به راحتى حل خواهد شد.
1. نور (24)، 32.
2. همان.



طبقه بندی: مشکلات جنسی ، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی