بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 11 آبان 1389
وای از حقوق زنان، که در زیر پای مردان هوسران پایمال می شود!، آه از بدبختی فرزندان بی سرپرست!! در رد متعه از قبیل این تأسف ها بسیار اظهار می شود، بعضی دیگر نیز با جسارت می پرسند، آیا شما حاضرید مادر و خواهر شما صیغه شوند؟
جواب ما به این افراد این است که: 
آیا اگر شما شرایط مجردها را داشتید باز هم این حرف ها را می زدید؟ یعنی اگر در مسلک نیازمندان امان بریده، که با وجود باز بودن راه بهره برداری آزاد به خاطر منع دینی سراغ عقد موقت می روند قرار داشتید، باز همین سخنان را تکرار می کردید؟ آیا اگر شب و روز از درد و ناراحتی برآورده نشده نیازهای شدید غریزی به خود می پیچیدید و حتی دم برآوردن را نیز نداشتید باز هم همین جواب ها را تحویل می دادید؟ در واقع به حق گفته اند که سیر از گرسته بی خبر است و سواره از زحمت ها و مرارت های پیاده خبر ندارد. شما را به خدا، با عقل خود قضاوت کنید. آیا عقل می گوید که انسان بی درد می تواند برای انسان دردمند تصمیم بگیرد؟ و تازه وقتی تصمیم هم گرفت می تواند آن مصوبه را حتی بدون مشورت و قیم مآبانه اجرا نموده و برای جلوگیری از مخالفت او برایش خط و نشان هم بکشد؟ آیا این حکم عقل است؟
به جرأت باید گفت درک نکردنِ دیگران، کار کسانی است که جز خود و اطراف خود چیزی را نمی بینند هیچ کس حق ندارد مقتدرانه و صاحب منصبانه در مقام قدرت تصمیم گیری در سنگر مخالفت با ازدواموقت قرار گرفته و [به جای افراد نیازمن] از یک طرف با عدم درک احساسات آن ها و از طرف دیگر به صورت قیم مآبانه تصمیم بگیرید و حتی یک ذره جای تبصره الحاقی نیز برای حق تجدید نظر جهت آنان باقی نگذارد.
آیا درست است کسانی که به جای ارتکاب زنا، به عقد موقت رو می آورند مورد اعتراض قرار گیرند؟ آیا حق ندارند بگویند: «ما مسؤول خوشبختی و بدبختی خود هستیم و  اگر احتمال تبعات بعدی هم هست به هر حال از وضع فعلی بهتر است» ؟
اگر راست می گویید فکری به حال جلوگیری از اثراهای نامطلوب آن بنمایید نه این که با غوغا سالاری جلوی اصل آن گرفته شود. آیا حق ندارند ـ حال که شما به فکر آن ها نیستید تا در امر ازدواج دائم آن ها کاری صورت دهید ـ حداقل خودشان از راه ازدواج موقت، برای خود تدبیری را بیندیشند؟ پس باید دست از برخوردهای احساسی برداشته و در مورد ازدواج موقت افرادی که به آن مبادرت می کنند عاقلانه قضاوت شود. در غیر این صورت آه نیازمندان دامن شما (مخالفان) را به خاطر برخورد غیر منصفاه یا بلکه به عبارت بهتر ظالمانه بگیرد و خداوند متعال یاور مظلومان بوده و در جای حق نشسته است و به چیزی غیر از حق حکم نمی فرماید.
 
ازدواج موقت
در این مورد، با توجه به این که ازدواج، تنها راه حلالِ ارضاء جنسی در مقابل راه حرام است باید وارد بحث شد و به طور مطلق باید جواب [منفی و مثبت] را تا حاصل شدن نتیجه بررسی ها به تأخیر انداخت؛ یعنی این که آیا در دختران، ازدواج موقت ترویج و توصیه شود یا خیر؟ یک بررسی واقع بینانه در اجتماع، جواب منفی را برای مطلب فوق تا حدی کمرنگ می کند. اگر کسی بداند که تنها راه نیفتادن دخترش در روابط نامشروع، ازدواج موقت است آیا راضی به زنا دادن و بی آبرویی دختر خود می شود؟ یا به شوهر موقت، برای دخترش رضایت می دهد؟
مشکل بسیاری از خانواده ها خبر نداشتن از وضع واقعی جاری بین دختران و پسران است. مطلب بعدی را رد یا تأیید نمی کنیم اما اگر واقعیت داشته باشد، آیا باز هم از مطلب ما بر آشفته می شوید که دختران ما، ازدواج دائمی با یک عمر زندگی سالم می خواهند و ازدواج موقت در کوتاه مدت با عاطفه آن ها سازگار نیست؟
وقتی با تعدادی دانشجوی پسر صحبت شد، تمایل به ازدواج با دختران دانشجو نداشتند و می گفتند " بسیاری از دختران دانشجو دختر نیستند، تا با آن ها ازدواج کنیم." وقتی با جوانی صحبت شد که چرا ازدواج نمی کنی؟ گفت: " در اصل بیشتر دختران سالم نیستند، تازه اگر دختر هم باشند معلوم نیست که تجربه کار بد نداشته باشند.
ما را از نقل جمله های خلاف عفت عفو کنید؛ اما اگر شما باشید با چنین اخباری، و تا حدی درستی آن برای شما ثابت شود آیا می گویید ازدواج موقت با عاطفه دختران نمی سازد؟ آیا زنا و هم آغوشی حرام با عاطفه آن ها می سازد؛ ولی ازدواج موقت نمی سازد؟
نمونه دیگری را نقل می کنیم: یک روحانی نقل می کرد که: «در یکی از دانشگاه ها برنامه داشتیم و بعد از تمام شدن برنامه یکی از دختران دانشجو نزد من آمد و گفت: دانشجو هستم و با برادر و زن برادرم زندگی می کنم. بسیار در مسائل جنی کمطاقت شده و احساس نیاز شدید به ازدواج موقت دارم. ایشان گفت: در مورد ازدواج با این دختر صحبت کردم و وی را تا ازدواج دائم توصیه به صبر کردم. آن دختر در جواب گفت: اگر برایم امکان ازدواج به صورت موقت فراهم نشود نمی توانم تا وقت ازدواج دائم صبر کنم و به طور یقین به گناه خواهم افتاد».
ما نمی گوییم تعداد این دخترها کم و یا زیاد است اما حرف ما این است که حداقل راه ازدواج موقت را برای این چنینی نباید بست؛ البته در مورد این که در چه حدی باید توصیه شود بحث های کارشناسی وسیع و واقع بینانه لازم است.
پس اولین قدم بحث و بررسی در این مورد، آن هم با توجه به واقعیت های امروز جامعه است که هر چند تلخ باشد نباید از آن ها فرار کرده و صورت مسأله را پاک نمود.
شاید گفته شود که در این صورت، زنان هم باید بتوانند همسران متعدد داشته باشند!!
در جواب می گوییم: آیا صرف نظر از منع دینی تعدد همسر در زنان صحیح است؟ وقتی بیرون از حیطه دین صحبت شود به معنی صحت در قاموس انسانی است؛ یعنی آیا ذات و روحیة زن با تعدد همسر تناسب دارد یا خیر؟ ناگفته پیداست که این یک بحث روانشناسی [زن] است و در آن مورد متخصصان باید نظر دهند. ولی ما از بعضی شواهد و کلمات استفاده کرده و بحث را طرح کرده و صاحب نظران را به یاری می طلبیم.
شهید پاک نژاد در کتاب "ازدواج" می گوید: " مردان جسم طلبند و زنان روح طلب و این روح طلبی تا آن جا است که در روابط زناشویی ولو ارضاء نشده باشند اما وقتی بفهمند مرد ارضاء شده است راضی می شوند." این کلام حکایت از عاطفه و روح طلبی قوی در زن ها دارد که عشق و محبت، بسیار در وجود آن ها اثر می کند و باید اعتراف کرد که این عشق و محبت آن چنان روح زن را تسخیر می کند که نه تنها در بعضی موارد جای ارضاء جنسی را می گیرد [مانند ازدواج دختران با جانبازان قطع نخاع و بقای آن ازدواج، با وجودی که آن جانباز قدرت مباشرت ندارد] بلکه چشم زن را از نگریستن به غیر شوهر می بندد و دل او را از دلبستگی به مرد دیگر باز می دارد. پس در این صورت روح، روان و جسم زن احساس نیاز به همسر دیگری نمی کند؛ چون همان طور که گفتیم اشباع روحی برای زن، حتی جای خالی اشباع جسمانی را پر می کند، اما مرد چون جسم طلب است هر چند محبت به او زیاد باشد جای نیاز جسمی در او را نمی گیرد.
در آداب و اخلاق مردم فرانسه نقل شده است که وقتی پسر و دختری دوست هستند زمانی که پسر به سربازی برود دختر تا برگشتن دوست پسر خود، با هیچ مرد دیگری دوست نمی شود، اما برعکسِ او، پسر در دوران سربازی با تعداد متعددی از دختران و زنان ارتباط جنسی برقرار می کند. این مطلب به طور کامل مؤید ادعای ما است که تعدد همسر در زنان، صرف نظر از منع شرعی آن در اصل با روحیة آنان سازگار نیست و یا به عبارت بهتر، تعدد همسر در مردان، مورد نیاز است اما در زنان به آن نیازی وجود ندارد.
 
احتیاط در ترویج ازدواج موقت...
وِرد زبان مخالفینِ رواج ازدواج موقت و حتی بعضی از موافقین، آن است که مواظب باشید از آن، سوء استفاده نشود و گاهی به حدی آن را بزرگ می کنند که طرف مقابل حاضر به تعطیلی آن به خاطر سوء استفاده احتمالی می شود.
آیا احتیاط خوب است؟ اگر در واقع راست می گویند که به خاطر حفظ نظم اجتماعی و دینی آن را عنوان می کنند چرا در موارد دیگر، نه تنها حرفی از احتیاط نمی زنند؛ بلکه بر ترویج بی احتیاطی تأکید دارند؟ آیا نگران شونده های سوء استفاده از عقد موقت، شاهد سوء استفاده از اینترنت بدون پروکسی نیستند؟ یک بام و دو هوا را چگونه باید توجیه کرد؟ آیا نگران گسترش فساد و فحساء نیستند؟ آیا برخوردها در این مورد نیز، احتیاط آمیز است و یا این که افسار این مَرکَب بر گردنش نهاده شده و در کوران حوادث رها گردیده است؟ مدعیان احتیاط، در مقابل پخش فیلم های عاشقانه از ماهواره، اینترنت، سینما، تلویزیون و فیلم های بازاری چه حرکتی از خود نشان می دهند؟ آیا گسترش روز افزون صورت های بزرگ کرده و رقیق تر شدن حجاب ها در فیلم ها و سریال ها و تبدیل تدریجی روسری به کلاه، احتیاط کاران را به عکس العمل وا می دارد؟ آیا در واقع از وجود این موارد احساس در می کنند؟ احتیاط کارانی که از لرزه برکیان خانواده، در اثر رواج عقد موقت بر خود می لرزند از رواج فحشاء در میان افراد متأهل نمی هراسند؟ آیا از انتقال ایدز ره زنان شوهر دار توسط شوهرانشان که با زنان بدکاره طرف شده اند نمی ترسند؟ اگر کیان خانواده به خطر بیفتد مهمتر است یا این که نسلی آلوده به ایدز تحویل جامعه داده شود؟ چرا احتیاطشان این جا نمی آید؟ و چرا همیشه یک طرف غش می کنند؟
 
راه حل کدام است: ازدواج موقت یا مجدد؟؟!!
شاید کسی بگوید: شما حرف ازدواج مجدد را نزنید و سعی کنید با ازدواج موقت، مشکل جنسی جامعه را حل کرده و جلوی فساد و فحشا را سد نمایید، ازدواج مجدد، باعث پاشیده شدن خانواده ها می شود و نیاز به آن بسیار کم است.
این حرف ها که دلسوزانه هم زده شده است شاید ـ در ظاهر ـ درست به نظر برسد اما باید دید، ما چه عینکی به چشم زده و از کدام زاویه در حال نگرش به مسائل جنسی هستیم و مقصود ما مشکل کدام گروه جامعه است؟
اگر ما از دید مسألة جنسی مردان و پسران مجرد نگاه کنیم حرف گفته شده درست است و پسران تا وقت ازدواج، با متعه های کوتاه یا بلند مدت می توانند خود را حفظ کنند و مردان متأهل نیز می توانند دور از چشم همسران خود با متعه، نیاز خود را برآورده نمایند در نتیجه سراغ فحشاء نروند.
اما مسأله اول آن است که تا چه حد، زنان بیوه و دختران حاضر به ازدواج موقت هستند؟ دوم این که به فرض قبول کنند؛ آیا این کار نیاز عاطفی و جنسی آن ها را رفع خواهد کرد؟
در مورد قسمت اول (رضایت زنان) باید عرض کنیم اکثر زنانی که مجرد هستند ترجیح می دهند که ازدواج دوم آن ها، دائم باشد نه موقت. و دختران نیز به طریق اولی از متعه ناراضی هستند؛چون بیوه می شوند، مگر ازدواج موقت با شرط عدم نزدیکی، که چقدر در میانمردان طرفدار داشته باشد یا در واقع چقدر امکان واقعی دارد معلوم نیست. علت مطلب را در توضیح قسمت دوم [که مهمتر است] باید جستجو کرد. ازدواج موقت، مشکل زنان و دختران را حل نمی کند به دلیل این که جنبه عاطفی بر احساس جنسی آن ها غلبه دارد، زن از ازدواج، آرامش روح و تکیه گاه می خواهد، مردی می خواهد که به طور دائم با او باشد. فکر ا ین که این ایام خوش تمام خواهد شد او را آزاد می هد، تازه اگر این ایام، خوش باشد؛ چون در مدت کوتاه، روابط جنسی مبتنی بر عشق و محبت نیست و به طور معمول رابطه تن با تن است. البته نمی خواهیم بگوییم که برای زنان، ازدواج موقت خوشی آور و لذت بخش نیست، می خواهیم بگوییم در مردان رابطه جنسی می تواند شرط لازم و کافی باشد و اگر نباشد می توانند مسائل عاطفی را از همسر دائم خود تأمین کنند اما در زنان، رابطه جنسی تنها شرط لازم است نه شرط کافی؛ بلکه در زنان، شرط لازم هم نیست چون رابطة عاطفی شرط لازم در آن ها و رابطه جنسی شرط کافی است؛ یعنی در زنان، رابطه عاطفی و انس عاشقانه حرف اول را می زند و اگر ازدواج موقت، در واقع نقش ازدواج دائم را به خود نگیرد به هیچ وجه آن را تأمین نمی کند. اگر در مورد مردان این حرف که " خدا یکی، زن هم یکی " درست نباشد، در مورد زنان به لحاظ احساس عاطفی آن ها، این حرف که «خدا یکی، شوهر دائم هم یکی»، به طور کامل صدق می کند.
روح زن، شوهری می خواهد که خود را تا آخر عمر به او ببخشد و علت این که زنان شوهر دار با ازدواج مجدد و موقت مخالفت می کنند آن است که احتمال تزلزل زندگی و از هم پاشیدن آن برایشان عذاب آور است و فکر آن نیز آن ها را می لرزاند. این که مشاهده می شود که در بعضی اقوام دیگر مانند عرب ها تعدد همسر به راحتی رواج دارد به این علت است که زن های عرب، آن را نه تنها باعث تزلزل، بلکه باعث استحکام بیشتر زندگی می دانند.
پس ترویج ازدواج مجدد به عنوان اصل در تأمین غرائز جنسی و آرامش روحی عاطفی جامعه وازدواج موقت فقط به عنوان راه حل موقت [در نبود ازدواج دائم] نقش دارند، نه اینکه ازدواج دائم کنار گذاشته شود و بخواهیم جای خالی آن را با ازدواج موقت پر کنیم.
 



طبقه بندی: ازدواج موقت،  ازدواج مجدد، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی