بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 11 آبان 1389
به نظر می رسد تعدد همسر، باید به طور طبیعی و مانند آنچه در میان اقوام دیگر (مثل عرب ها) هست اجرا شود؛ یعنی زنِ قبلی به وجود زن دوم رضایت دهد و حتی خودش زن دوم را انتخاب کرده و بپسندد و هر دو با هم در کنار همسر، در یک منزل زندگی کنند. نمی خواهیم بگوییم این کار را زنان باید انجام دهند تا شما جواب دهید هرگز، دور باد، چنین چیزی ممکن نیست. بلکه ...
می خواهیم بگوییم جایگاه تعدد همسر باید این گونه باشد؛ یعنی اگر تعدد همسر، بخواهد مشکلی را حل کند ـ نه این که خود مشکل ساز باشد ـ باید به آن صورت باشد در غیر این صورت، مشکل جدا زندگی کردن، یا خبر نداشتن زن اول، ترس از فهمیدن او و ... زندگی را تلخ خواهد کرد.

الگو برای تعدد همسران، آن خانواده ای است که مرد آن به لحاظ توان جنسی برای ارضای زنان خود مشکلی ندارد، نه آن مردی که مشکل مالی ندارد؛ چون به نظر ما اگر زنان در کنار شوهر خود باشند زندگی را بهتر می گذرانند و این حاصل نمی شود مگر با این که، هر دو زن در یک محل زندگی کنند و در این گونه زندگی، همسر دوم یک نفر اضافه محسوب می شود نه یک زندگی اضافه.

اما این که توان جنسی کافی را گفتیم علتش آن است که در غیر این صورت نقض غرض می شود. زن دوم نمی آید که زن اول در مسائلی محروم شود؛ بلکه برای این می آید که هم خود به آرامش جنسی برسد و هم آرامش جنسی شوهر کامل شود. البته تمام این ها زمانی است که زن اول، زن دوم را مانند خواهر خود دانسته و با او انس بگیرد و با سبک شدن کار منزل [به علت وجود او] وقت خود را برای انجام کارهای مفید دیگر آزاد کند. اما در صورتی که از اول با عینک بدبینی وارد شود زیبایی ها را زشت دیده و عیب های کوچک را به صورت کوهی بزرگ مشاهده خواهد کرد.

به نظر ما توصیه به تعدد همسر بدون رضایت زن اول به صورت کلی کار خوبی نیست؛ چون خروج یک قانون از جایگاه اصلی، آن را کم اثر و یا بی اثر و بلکه در مواردی مضر خواهد نمود. پس در زمینه ترویج تعدد همسر به قصد استفاده از کار آمدی آن برای حفظ امنیت جنسی جامعه، کار دیگری باید انجام شود و آن تصحیح دید زنان، نسبت به ازدواج مجدد است تا بفهمند که زشتی آن بیشتر مربوط به خودشان می شود و علت آن «عینک بدبینی» است که به چشم خود زده اندو از مرحلة اول در این مسأله فکر دعوا، جنگ، جدایی و بی مهری به ذهنشان خطور می کند.

زنان باید بدانند همان طور که قبل از زن دوم، راهبر زندگی خود هستند با وجود او نیز می توانند راهنمای شوهر خود باشند این در صورتی است که عاقلانه و عاشقانه برخورد کرده و شوهر را از ازدواج با زن دوم منع نکنند و با مخالفت نکردن، حس قدر دانی شوهر و همسر دوم را برانگیخته و عاشقانه سعی کنند روح و جسم شوهر را با آرایش روح و جسم خود و عرضه آن به شوهر، آن چنان اسیر خود کنند که حتی منزلتی بیشتر از قبل، نزد شوهر پیدا کنند.

البته نقش مردان نیز در این مسأله تعیین کننده است؛ آن ها باید سعی کنند برای همسر اول، حساب بیشتری باز کنند و کاری نکنند که راه خیر بر دیگران بسته شود؛ یعنی کاری نشود که زنان، دیگر پشت دست خود را داغ کنند و به ازدواج مجدد شوهر خود رضایت ندهند.

زنان و مردان باید متوجه باشند که تنها راه رهایی جامعه از معضل مسائل جنسی، «ازدواج» [آن هم بصورت دائم] است نه ازدواج موقت؛ چون ازدواج موقت جایگاه دیگری دارد و در جای خود باید بحث شود، فقط در یک جمله می توان گفت: " مشکل خیل عظیم زنان بیوه با شوهر موقت، حل نخواهد شد و تنها ازدواج دائمِ مجدد است که می تواند آتش شهوات را خاموش نموده و دل های پریشان را تسکین بخشد و نگاه های آلوده در اجتماع را به نگاه های غیر آلوده تبدیل نماید.

با شیوع ازدواج مجدد در جامعه، مشکل ازدواج های شکست خورده، به راحتی حل شده و مانعی در برابر گستردگی ضرر ابزار تخریبی فرهنگ غرب مثل ماهواره و فیلم های غیر اخلاقی خواهد شد و حداکثر اثر آن ها، تحریک افراد است که با ارضاء حلال، آثار تخریبی اجتماعی نخواهد بود. البته در این زمینه ازدواج موقت هم نقش مهمی دارد که نباید مورد فراموشی قرار گیرد.

به هر حال اگر چه مطالب بالا برای برخی افراد، خوش آیند نیست و به طور کامل آن را رد می کنند اما اگر مختصر اعتقادی به مبانی دینی در شریان های روحشان جاری باشد چاره ای جز قبول تعدد زوجات ـ هر چند به مذاق آنان تلخ آید ـ به عنوان دارو برای رفع ناآرامی جنسی نیازمندان جامعه ندارند؛ زیرا راهی غیر از این وجود ندارد.

شاید بگویید: « شما که سنگ ازدواج موقت را به سینه می زنید آیا از اثرهای منفی آن اطلاع دارید؟ آیا می دانید چه خانواده هایی از هم می پاشد؟ آیا می دانید پسران و دخترانِ یک بار ازدواج موقت کرده، به خاطر چشیدن مزه ارتباط، در معرض فساد قرار دارند؟ آیا می دانید چقدر بچه های بی سرپرست روی دست جامعه می ماند؟

تمام این سؤال ها و نگرانی ها وجود دارد و ما قصد انکار احتمال و یا حتمی بودن وجود برخی یا همة اثرهای نامطلوب آن را نداریم و بنا هم نداریم که با ابزار توجیه وارد میدان بحث شویم؛ بلکه حرف ما آن است که در اصل، باید با دیدگاه احتمال ضرر به میدان ترویج ازدواج موقت وارد شد. در بارانی که خداوند متعال می فرستد فراوان احتمال خرابی چند خانه یا نابودی مقداری از محصولات کشاورزی و احشام توسط سیلاب وجود دارد. آیا باید گفت باران بد است؟

از ازدواج موقت ممکن است تعدادی استفاده نادرست کرده و خانواده هایشان متزلزل شود، همچنین احتمال وقوع ضررهای قابل توجهی وجود دارد، اما همان طور که باران با وجود ضررهایش بد نیست، ازدواج موقت نیز به خاطر امکان ضرر، ناپسند نخواهد بود. افزون بر این که بسیاری از ضررها، قابل پیشگیری و یا جبران است؛ البته نه با محدود کردن ازدواج موقت (به طور مثال در مردان مجرد و زنان بیوه این خود نقض غرض است؛ یعنی ما به جای این  که راه رابطه های نامشروع را سد کنیم با منع های قانونی در حقیقت راه را برای غیر مردان مجرد به رابطه نامشروع منحصر می کنیم).

به نظر ما بهترین راه جلوگیری از پیامدهای نامطلوب ازدواج موقت، باز کردن راه ازدواج دائم با الگویی متفاوت از الگوی فعلی در کنار ترویج ازدواج موقت به همراه دادن آگاهی های عمومی نسبت به اثرهای مختلف آن است تا آنان که امکان ازدواج دائم ندارند با چشم باز تن به ازدواج موقت دهند و اگر بنا باشد پیامدهای منفی وجود داشته باشد تنها خود، مسؤول آن باشند.

در مورد فروپاشی یا تزلزل خانواده ها باید عرض کنیم: راه جلوگیری از پاشیده شدن خانواده ها " منع از ازدواج موقت مردان متأهل" نیست بلکه باید کاری شود که نیاز جنسی آن ها رفع شود در غیر این صورت همان طور که الان شاهد هستیم عده ای از متأهلان، روانه بازار آزاد خواهند شد و اگر به طور عملی وارد نشوند دلشان در آرزوی جنس مخالف، اسیر و کاسه چشمشان از نگاه به آن ها پر می شود. پس راه رفع نیاز جنسی آن ها در درجه اول، اصلاح رابطه جنسی خانواده ها و آموزش لذت بردن بیشتر از رابطه زناشویی برای رسیدن به آرامش آرمانی است و در درجه دوم اگر کفایت نکرد راه ازدواج موقت را نباید بست؛ چون کمترین ضرر آن تلخ کامی مرد و [یا بالاتر] تلخ کردن زندگی توسط هر دو و یا شاید تصمیم به جدا شدن برای رسیدن به رابطه جنسی با زن دیگر است. تمام این ها در صورتی است که مرد مخفیانه به بازار آزاد راه پیدا نکند در غیر این صورت رابطه آزاد از هضم رابع او نیز می گذرد و همسر اول، خوشحال از این که او ازدواج دوم نکرده و به گمان تسخیر شوهر توسط خود، به سر می برد؛ در حالی که نمی داند شوهرش چه بیماری های آمیزشی احتمال از هم آغوشی با زنان فاحشه را برایش تحفه می آورد.

هوسرانی و ازدواج موقت

از نظر خانم های شوهردار، مردان زن داری که سراغ متعه و ازدواج مجدد می روند هوسران هستند و این حرف را حتی افراد تحصیل کرده و صاحب فضل نیز تکرار می کنند. در واقع حد هوسرانی که مذموم شمرده می شود کجا است؟ هر چه سخنرانی در مورد مذمت هوسرانی شود و هر چه قدر هم که افراد اقبال کننده به سوی ازدواج موقت، با لفظ هوسرانی به عدم تعادل روانی متهم شوند و ما هم حرف های شما را به صورت کامل قبول کنیم، یک طرفه پیش قاضی رفته ایم و یک طرف سکه را دیده ایم.

هوسرانی هر چقدر بد باشد از زنا، از معاشقة با نامحرم، از چشم چرانی که بدتر نیست. در حال حاضر ما قصد بحث کارشناسی دینی در مورد حدود هوسرانی نداریم، اما این را می دانیم اگر در جایی که یا باید به هوسرانی حکم کرده و یا به رابطه ها و نگاه های حرام رضایت دهیم، با جان و دل انگ هوسرانی را می پذیریم. نظر ما این است که اگر کسی احساس نیاز جنسی می کند و یا به هر دلیل از همسر خود نمی تواند نیازش را برآورده نماید وقتی صورتی زیبا و یا غمزه ای دلکش را مشاهده می کند دلش می لرزد و به طور دائم دلش در پس چشمش، در میان زنان و دختران در رفت و آمد است برای او ـ به این معنی که شما می فرمایید ـ هوسرانی واجب است و آن قدر با ازدواج باید هوسرانی کند تا دیگر احساس نیاز به بهره  برداری های حرام ننماید.

کاش ما در جهت حلال در بهره برداری های جنسی مانند غربی ها عمل می کردیم. در کشورهای غربی چشم چرانی رواج ندارد چون نیازی به آن احساس نمی شود و علت آن فراهم بودن آسان بهره برداری های جنسی است، ما نمی گوییم باید آنطور عمل کنیم؛ بلکه عرض می کنیم همان طور که انواع بهره برداری های حرام و غیر اخلاقی در غرب به راحتی قابل دسترسی است در این جا نیز تمام انواع بهره برداری های حلال باید قابل دسترسی باشد تا هیچ فردی احساس نیاز به بهره برداری جنسی از راه غیر حلال ننمایند و آن قدر آرامش جنسی داشته باشد که با دیدن صورت های زیبا تحریک نشود.

حرف دیگری نیز با خانم های شوهرداری که مردان را به هوسرانی متهم می کنند داریم. اگر شوهر شما احساس نیاز به مسائل جنسی می کند، شما در خود نظر کنید که چه مسائلی را در رابطه جنسی رعایت نکرده و نتوانسته اید روح و جسم شوهر را سیراب کنید و آن  چنان آرامشی به روح او ببخشید که تمام حواس او به شما باشد. این جا است که بحث دیگری با جد و جهد و قوت فراوان باید آغاز و پیگیری شود و آن اصلاح نظام جنسی خانوادگی است.



طبقه بندی: ازدواج مجدد،  ازدواج موقت، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی