بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 10 آبان 1389
ما معتقدیم که دین اسلام نه تنها نقصی ندارد بلکه کامل ترین دین در بین ادیان الاهی است. ولی سؤال مهمی ذهن انسان را به خود مشغول می کند با وجود کامل بودن اسلام، چرا عده ای از جوانان آیین اسلام را در برآورده کردن نیازهای خویش ناتوان می شمارد و به خاطر همین مطلب، از اعتقادات مذهبی خویش دست می شویند و سخنشان این است که چگونه ادعا می کنیم که دین ما یک دین کامل است در حالی که پاسخ گویی تمام نیازهای بشری نیست؟

یکی از این نیازها، نیاز جنسی جوانان است. در حال حاضر آرامش جنسی یک جوان در جامعه ما چیزی شبیه به یک رویا است. جوانی که منع احساس ها و شهوت ها است چگونه باید برخواستۀ طبیعی خویش فائق آید.

هم اکنون مذهب رایج در کشور ما اسلام است و ما موظف به رعایت احکام آن می باشیم. بخشی از مهمترین احکام اسلام، مربوط به مسائل جنسی و شهوانی است. به عنوان مثال، افراد از نگاه به نامحرم، چشم چرانی، زنا، لواط و ... نهی شده اند و این نهی ها عمومیت دارد و هر کسی که به سن تکلیف رسیده را شامل می شود [ خواه 15 ساله باشد یا بیشتر] حال تصور کنید که وجود وضع اسف بار ازدواج و دشواری های عدیده آن که جوان تا سال ها پس از بلوغ، قادر به ازدواج نخواهد بود و از سوی دیگر امر و نهی های دینی که او را از ارتکاب حرام باز می دارد چه اعتقادی نسبت به دین، برای جوان باقی خواهد گذاشت.

او وضعیت سخت ازدواج را امری طبیعی و به مقتضای زمان می بیند و هرگز در سنین پایین به فکر ازدواج نمی افتد. او می پندارد که ازدواج مخصوص آن هایی است که در سنین بالاتری قرار دارند از این رو می خواهد هر طور که شده از راه دیگر، خود را آرام کند. امام به محض اقدام در این راستا با دستورهای دین مواجه می شود. دستورهایی که به شدت او را از انجام این عمل ها باز می دارد و جامعه اسلامی نیز اجازۀ چنین رفتاری به او نمی دهد، این جا است که او دین را سدی در مقابل میل های طبیعی خویش دیده و گمان می کند که مذهب، چیزی جز امر و نهی های خشک و بی روح نیست.

اما آیا در واقع این چنین است؟ آیا دین ما، دینی است که دستورهای آن با منافع جوانان در تضاد است؟ آیا احکام دینی نمی تواند پاسخگوی نیازهای جوانان باشد؟ آیا دین ما آنقدر در برآورده کردن نیازهای جوانان ناتوان است که آن ها مجبورند دین دیگری را اتخاذ کنند؟ اگر این طور باشد ما نیز دفاعی از این دین نداریم؛ ولی حقیقت چیز دیگری است. حقیقتی که به دلیل های متفاوت از جمله افراط ها، عدم طرح حقایق دینی در رابطه با مسائل جنسی، عدم وضع قوانین کاربردی در جهت ارضاء جنسی جامعه و دهها دلیل دیگر بازگو نشده، که موجب رنجش و گاهی دین گریزی برخی جوانان را فراهم کرده است.

جوانان بدانند که اسلام، ارضاء جنسی را حق آن ها می داند. آن هم در هر زمانی که به آن نیاز پیدا کردند؛ چه در سنین پایین یا در سنین بالا قرار داشته باشند و حتی در بعضی مواقع؛ به دنبال آن بودن را بر افراد واجب می داند بدون آن که هیچ ملاک دیگری از جمله: جامعه، سن، روحیه ها و امثال آن را لحاظ کند. به عنوان مثال، در احادیث ما بر ازدواج در اوایل جوانی تأکید شده و البته هیچ اشاره ای به نیازمندی فرد نشده است و شاید این تأکید با این گستره، از جهت پیشگیری قبل از درمان باشد.

پیامبر اکرم می فرمایند: «ما مِن شابٍّ تَزَوَّجَ فی حَداثَهِ سِنّهِ أِلّا عَجَّ شَیطانُه: یا وَیلَهُ یا وَیلَهُ عَصِمَ مِنّی ثُلُثی دینِه فَلیتقِ اللهُ العبدُ فیِ الثلثِ الباقی؛ هیچ جوانی نیست که در اوایل جوانی ازدواج کند مگر این که شیطان او فریاد درمی آورد: وای بر او، وای بر او، دینش را از گزند من حفظ کرد.»[1] و یا امام صادق  در مورد دختران می فرمایند: «مِن سَعادَهِ المَرءِ أَن لا تَطمَثَ ابنَتُهُ فی بَیتِهِ[2]؛ از سعادت شخص آن است که دخترش درخانه او حیض نبیند».

همه این ها دلیل محکمی بر عدم مخالف دین با ارضاء جنسی است و با یک مقدار تأمل، در می یابیم که مشکل عدم ارضاء جنسی و تحت فشار واقع شده جوانان از ناحیه اسلام نیست و آن را باید در جای دیگری جستجود کرد.

به نظر می رسد مشکل، از جانب فرهنگی است که خود ساخته ایم. فرهنگی که تجمل، حسادت، چشم و هم چشمی، اسراف و ... از عنصرهای اصلی آن قلمداد می شوند.

امروزه اگر شرایط ازدواج دشوار بوده و جوانان ما نمی توانند در زمان نیاز، ازدواج کنند تقصیر فرهنگیست، که خود را دچار آن کرده ایم و برای رهایی از آن چاره ای جز شکستنش نداریم. در این باره بیشترین مسؤولیت، متوجه مسؤولین و والدین است آن ها باید نکته مهمی را مد نظر داشته باشند و آن این است که:

اگر می خواهیم جوان، دین را مانع مشکل جنسی خود نبیند و خدای ناکرده از دین گریزان نشود باید این بار، خلاف جهت رود حرکت کرد. باید سه تجملات و تشریفات نابجا را شکسته و با اندک امکانات موجود و حتی با ساده ترین وسایل زندگی در جهت ازدواج جوانان و در نتیجه آرامش جنسی آنان اقدام نمود؛ گر چه با موجی از اتهام و کنایه ها مواجه شویم چه آن که می توانند در جهت احیای ازدواج اسلامی، حذف شرایط طاقت فرسای ازدواج و همچنین القاء فرهنگ ازدواج های اسلامی به مربیان و والدین اقدام کنند و والدین نیز می توانند با اندکی جسارت، سد توقعات نابه جای اجتماعی را شکسته و با درایت تمام، آینده فرزند خویش و از همه مهم تر اعتقادات وی را از گزند آفت ها مصون بدارند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. بحار الانوار، ج 103، ص 221.
2. کافی، ج 5، ص 336.



طبقه بندی: ازدواج جوانان، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی