بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 25 مهر 1389

 من درزندگی از کم طاقتی و زودرنجی و عصبانیت خودم خیلی رنج می برم و همیشه درصدد ان هستم که خودرا اصلاح کنم ولی موفق نمی شوم مثلا بعضی وقتها انچنان عصبانی می شوم که تحمل کسی را ندارم و اگر بچه ام اذیت کند زودعصبانی می شوم ودلم می خواهد او را کتک بزنم ولی بعد پشیمان می شوم . البته ناگفته نماند که من درزندگی ازنظر امکانات هیچ کمبودی ندارم . (خودم  و شوهرم هردو شاغل هستیم ) و ازنظر مالی هیچ گونه مشکلی نداریم.درضمن شوهرم مردی حساس و باریک بین است . و او هم زود ازکوره درمی رود و طاقت مشکلات زندگی را ندارد و من خودم فکر می کنم که اخلاق و روحیات من تحت تاثیر همین عوامل قرارگرفته و باعث شده که ازمن فردی حساس بسازد که با کوچکترین چیزی کم می آورم چون من درزمانی که درخانه پدر و مادرم زندگی می کردم دختر صبوری بودم و خیلی دیر عصبانی می شدم . دلم می خواهد که بتوانم همیشه درزندگی شاد باشم و اززندگی لذت ببرم و درضمن ازخدا می خواهم که هم خودم و هم شوهرم همیشه با خوشی و خوش خلقی درکنار هم زندگی کنیم. چون این روش زندگی باعث می شود که روی پسرمان هم تاثیر بگذارد و او را درآینده خوشبخت کند ولی نمی دانم باید ازکجا شروع کنم و چه روشی را پیش بگیرم تا موفق شوم.




طبقه بندی: سرگذشتهای واقعی، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: علی کریمی مدیر سایت