بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 27 دی 1389

سلسله جلسات سخنرانی موضوعی زن و نظام خانواده

تاریخ برگزاری: ۱۱ / ۱۰ / ۸۶

محل برگزاری: موسسه جهادی

لینک: فایل صوتی جلسه هشتم – mp3 – کیفیت ١۶ کیلو – حجم ۱۱٫۰۱ مگابایت

لینک: فایل صوتی جلسه هشتم با کیفیت تر – mp3 – کیفیت ۶۴ کیلو – حجم ۴۴٫۰۳ مگابایت

النساء : ۵   وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتی‏ جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاماً وَ ارْزُقُوهُمْ فیها وَ اکْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً

النساء : ۶   وَ ابْتَلُوا الْیَتامى‏ حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْکُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ یَکْبَرُوا وَ مَنْ کانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ کانَ فَقیراً فَلْیَأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَیْهِمْ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ حَسیباً


نظر قرآن راجع به مال چیست ؟ آیا مال را کلاً چیز بدی می داند یا بدون ارزش می داند حالا بستگی دارد که کجا صرف شود .قرآن ، مال را کاملاًچیز خوبی می داند یعنی فی حد نفسه قضاوتی که راجع به مال دارد [ این تلقی را از دهانتان به لحاظ دینی حذف کنید مال چیز بدی نیست مال خیلی چیز خوبی است پول خیلی چیز خوبی است این به آن معنا نیست که مال در اسلام چیز بدی است و کلاً بستگی دارد به این که این جا استفاده شود خدا این قضاوت را راجع به مال ندارد ] مال را می گوید (جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاماً)یعنی قیام شما به خاطر همین مال است این واژه را داشته باشید برای این آیه ۳۴سوره مبارکه نساء، آنجا بعدا ًاز این استفاده خواهیم کرد .

ایه ۳۴ سوره نساء از آن آیاتی است که معمولاً ما خجالت میکشیم از آن ، بعداً در دفاع از این آیه بر خواهیم آمد و خواهیم گفت که تمام قسمت های این آیه به قدری دقیق است .( النساء : ۳۴   الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ …)یعنی قوامیت رجال به (بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ)به یک بحث مالی بند می شود . یعنی قیام و قوام خانواده هم در بحث های مالی است یعنی مقوّم خانواده مرد است به دلیل همین مالی که دارد و بحث های مالی در خانواده هم خیلی مهم است.

در حقیقت نفقه به عهده مرد است و باید بدهد. باید بر عهده او باشد تا این قوامیتش تثبیت شود اگر بر عهده او نباشد نفقه دادن که از او سلب نمی شود فقط قوامیت اش زیر سؤال می رود یعنی این آدم اگر در ضروریات زندگی محتاج زنش باشد یعنی زنش در حقیقت دارد به او کمک می کند تا این نفقات واجبش را او تامین کند، اگر این جوری باشد (ما این توصیه را همیشه می کنیم علی الخصوص به آقایان که حواستان باشد که اگر خانم شما پولش را در خانه خرج بکند به صورتی که نفقات واجب یعنی اگر نباشد آن پول یک پای زندگی لنگ است این قوامیت مرد را زیر سؤال می برد و چوب نفقه که از گردن مرد ساقط نمی شود فقط صدقه بگیر خانمش می شود یعنی خانمش دارد به او کمک می کند کمک می کند برای این که او زندگی را تامین می کند آن موقع بحث صدقه برای خودش یک قالبی دارد .چنانچه ظرفیت ها نباشد در صدقه گرفتن و صدقه دادن که نقش قوامیت را از دست مرد خارج می کند) (ما این را در مشاوره ها می بینیم )

یعنی آن خانم هایی که وارد سیستم اقتصادی خانواده می شوند به آن صورتی که زندگی لنگ است اگر نباشند ،این خانواده دچار تشتط های داخلی می شود به واسطه ی این که او دارد خرج می کند، قوامیت مرد هم  از بین می رود یعنی مرد دیگر مدیر خانواده نیست .چون مدیریت خانواده به این مباحث مالی ربط دارد

در آیه ۳۴ قوامیت مرد چند دلیل دارد ، یکی همین (فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ)ویکی هم (بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ)است ،فضل از نقطه ی دیگر است (بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ) تفصیل قاطع شرکت است یعنی این دیگر آن نیست یعنی این که فضیلتی که مرد بر زن دارد این یک چیزی است و آن (أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ)یک چیز دیگر است . به این دو دلیل (الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ)

فقیر : یعنی کسی که ستون فقراتش شکسته و این فرد قدرت قیام ندارد مال اصلاً چیز بدی نیست . ببینید قرآن با حکم مال چه برخوردی کرده (البقرة : ۱۸۰   کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ لِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقینَ)واجب شده بر شما که وقتی یک نفر محتضر شد (در لحظه ی مرگ)( إِنْ تَرَکَ خَیْراً) به جای این که بگوید (إن ترک مالاً) می گوید (إِنْ تَرَکَ خَیْراً)وقتی یک ترک خیر به جا گذاشت این (الْوَصِیَّةُ لِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبینَ)وصیت کند به والدین واقربین . یعنی به جای مال می گذارد خیر .پس مال بد نیست حّب مال بد است [این که در سوره ی عادیات دارد : ( العادیات : ۸   وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدیدٌ)این ها همان طور ی اند که حب مالشان خیلی زیاد است ] و گرنه خود مال بد نیست .

حکم مال فی نفسه مثل خون در بدن می ماند ،خون در بدن در حقیقت یک چیزی است که فی نفسه خوب است و حرکت خون در بدن یک نظم منطقی دارد و هر عاملی که این نظم را خارج کند آن مورد نقد است . یعنی اگر حرکتش را کند بکند من باب بخل و اکتناه و کنز کردن مثل این که یک رگی بگوید من خون را دوست دارم می خواهم آن را نگه دارم این هم به ضرر خودش است هم به ضرر کل سیستم بدن . رگ، رگ است و باید خون را رها کند یعنی همه نفعشان این باشد که خون را رها کند برود . (آل‏عمران : ۱۸۰   وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ یَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَیْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ …)گمان نکند این بخلی که می کند این به نفع شان است ،این به ضررشان است.

واقعاً به ضرر آن بافت است اگر بخواهد اسراف هم بکند ،روند منطقی خون را با اسراف و این جور چیز ها هرز ببرد و مانند رگ پاره عمل کند و خون را هدر بدهد این هم اشتباه است . ولی بدانید اولاً در نظام اقتصادی اسلام این طور نیست (بحث های اقتصادی به فضای آیات ارتباط دارد .) نظام اقتصادی قرآن این نیست که بزند همه اغنیا را بکوبد و فقرا را بیارد بالا ،یعنی ترجیحاً همه ی قله ها را بکوبیم ودره هارا پر کنیم  ویک دشت صاف درست کنیم مثل این که در بدن انسان همه ی رگ ها اندازه­ی هم شوند اما این طور نیست یعنی رگ ها با هم تفاوت دارند حتی خود این رگ من باب یک بافت زنده احتیاج به خون دارد و رگ های کلفت تر احتیاج به خون بیشتری دارد یعنی رگ های کلفت تر سه لایه بافت دارند که خودش در نظام خودش یک گردش خون دارد ولی مویرگ ها این حالت را ندارند و یک لایه بیشتر ندارند . بعضی ها که اصلاً رگ نیستند و فقط گیرنده اند این جوری نیست که اگر شما بخواهید به مناطق محروم کمک کنید (برخی گمان می کنند پول ببرند به مناطق محروم درست است )اگر زیر ساخت نداشته باشد مناطق محروم پول بردن در آن  و هجوم پول در مناطق محروم جز این که شما در یک مویرگ خون دارید پمپاژ می کنید این ثمرش همین است رگ را پاره می کند . اگر ما در نوک پایمان هم خون رسانی وجود دارد چون در قلبمان یک سری رگ های اصلی است که در تمام بدن وجود دارد تا نوک پا اول آنجا زیر ساختش را تامین می کند بعداً آن جا  یک عالمه رگ و مویرگ هستند که این خون را بگیرد.

فلذا قرآن آن چیزی را که دارد ترسیم می کند که چیزی شبیه همان نظام گردش خون است اولاً مال به عنوان یک چیز مثبت وخیر و حُب مال یک چیز منفی وشر است ولی مال به تنهایی خودش یک چیز خوب. و همه هم نباید یک جور باشند فقط باید مثل رگ عمل کنند . در مورد رگ اولین چیزی که به نظر انسان می آید این است که محل انتقال خون است بعداً توجه می کند می بیند این خودش یک بافت مفصلی دارد این رگ بزرگ که طبیعتاً باید در خودش به عنوان یک بافت زنده یک نظام گردش خون داشته باشد .

آن استفاده و بهره ای که انسان از پول می برد بیشتر است بهره ای که خود بافت های بزرگ رگ می برند آن ها بیشتر است ولی عمده این است که ما پول را محبوس می کنیم، یا اسراف می کنیم و گرنه پول اگر بیاید در نظامی بگردد و برود و زیر ساخت هایش در مناطق محروم فراهم شود  واین پول ها برود تا آنجا و مثل گردش خون عمل بکند خیلی چیز خوبی هم هست کل دین گاهی وقتها می بینید روی همین مباحث مالی می چرخد یعنی مباحث مالی و مال است و بودجه هایی که دارد و هزینه می شود برای ارتقا مباحث دینی است .

چه خوش است که آدم پول داشته باشد و واقعاً مثل یک رگ عمل کند در جامعه و تغذیه کند و تامین کند دیگران را . و این نمی شود که همه مثل هم باشند و همین است که قرآن در سوره ی مبارکه ی حشر می فرماید: (الحشر : ۷   ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‏ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ … ) فیء مال این هاست (کَیْ لا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ) تداول بین اینها نشود و مثل توپ این ها مال را به همدیگر پاس ندهند و طبقات محروم پایین بمانند و نتوانند آن را بگیرند . اگر یک نظام این جوری باشد، مال را هم خیر می داند  وهم می بینیدکه در یک سری آیات آن را کنار جان مؤمن قرار می دهد یعنی ارزش دارد .( التوبة : ۱۱۱   إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ …) در حقیقت جان مؤمن ومال مؤمن را خدا می خرد به بهای بهشت یعنی معلوم است که مالش خیلی ارزش دارد که می گوید دارم می خرم یا آن هایی که (التوبة : ۴۴  … أَنْ یُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ … ) از این تعابیر در قرآن زیاد است وقتی سهم هایی که ما به عنوان (سهم های مؤلفه قلوبهم ) داریم در نظامات مالی دین، سهم هایی که بدَهی دل طرف را به نفع اسلام بخری. یعنی خرج کنی. حضرت در دعای معروفشان می فرماید : (الکافی: ج ۵ ص ۷۳   بَارِکْ لَنَا فِی الْخُبْزِ )یعنی خدایا نان ما را برکت بده .(نان منظور همین مسائل اقتصادی است. (وَ لَا تُفَرِّقْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ ) بین ما و بین نان جدایی نیفکن (فَلَوْ لَا الْخُبْزُ مَا صَلَّیْنَا وَ لَا صُمْنَا وَ لَا أَدَّیْنَا فَرَائِضَ رَبِّنَا) اگر این نان نباشد که ما نه نماز می خوانیم نه روزه می گیریم . پیغمبر که خودشان نمی فرمایند خودشان شعب ابو طالب رفتند که. خودشان شعب دیده اند که حجر به شکم می بستند و دامنشان را محکم به شکمشان با پارچه ای می بستند  که بتوانند گرسنگی را تحمل کنند در شعب خودشان که این جوری هستند ولی امت نباید این جوری باشد امت نباید امت فقیری باشد که بخواهیم مدام با گرایش های اخلاقی آنرا اصلاح کنیم درست است تعریض دارد یعنی دین وایمان گره خورده است به نانشان تعریض هم دارد دعای پیغمبرتکه دارد به آدم ها که دین و ایمانشان وصل است به مسائل اقتصادیشان ولی این یک واقعیت است که جامعه روی مسائل اقتصادی بند است که قرآن این واقعیت را می پذیرد و دعای پیغمبر این واقعیت را می پذیرد که یک ملت علاوه بر معارضی که می گیرد و نسبتش را با مال دارد درست می کند که حب مال نداشته باشید ولی باید مملکت مال داشته باشد و اموال داشته باشد و در آن ثروت ایجاد شود و اگر انسان ها قرآنی عمل می کردند (الأعراف : ۹۶   وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ … ) منتهی عمل نکردند فقرای ما این جوری اند، اغنیا ما هم یک جورند که خرج بکنند و لذت ببرند از این کارشان. این جوری خود اغنیا دارند ضربه می خورند یعنی آن رگ دارد ضربه می خورد از این که خون را نگه دارد ،خون را نگه دارد گند می خورد آن خون و خودش از بین می رود خون وقتی در حرکت است خون است وگرنه می شود یک لجن کثیف اگر جایی بایستد .

اهل بیت (ع) خیلی انسان های پولداری بودند  واموال زیادی دستشان بوده، نمی توانستند مال های مردم را بلند کنند که بلکه یک سری قواعدی بوده ولی ببینید اسلام را در همان ابتدا ثروت حضرت خدیجه (س) اداره کرد، بعداً فتوحاتی که در اسلام شده و مال دست خلفاء بوده و مال دست ائمه بوده یک سیستمی قائده اقتصادی اسلام دارد که سه دسته مال وجود دارد :۱-مالکیتهای شخصی ۲-مالکیت عمومی ۳-مالکیت هایی که اصلاً مالکیت حکومت اسلامی است و آن ها دست امام است یعنی معادن مال امام است فیء مال امام است لدا ائمه زمینه های اقتصادی را فراهم کردند اصلاً کل بحث خمس را می گویند (لنا الخمس) یعنی خمس مال ماست نه این که مال سادات است زکات مال ائمه است، جمع آوری می کرده خود پیغمبر . ما الان نمی توانیم این کارها را بکنیم به دلیل این که دستورات پیاده نمی شود . والا ما باید جمع آوری کنیم ما مأمور جمع آوری زکات داشتیم یعنی می رفتند می گفتند زکاتت را بده  واین پول ها را از دست مردم می گرفتند این ها اموال کل است، مال امام هم که می گوییم امام هم یا این مال را در مصارف عمومی واسلام هزینه می کند ولذا اتفاقاً یک نظام دقیقی دارد اسلام در مسائل اقتصادی برای تشکیل حکومت یک نظام این جوری در خودش دارد و این طور نیست که بگوید ما فقط عبادت می کنیم نه اتفاقاً نظام مالی دارد در همان زمانی هم که مال دستشان نبوده خودشان را باهمین خمس وزکات اداره می کردند یعنی شیعه را با این ها اداره می کردند و اگر این مال ها نبود خیلی تفاوت می کرد در روند اسلام .

وکلاً وجوه دریه به این ها می گویند وجوه دریه، مثل کفارات شکستن قسم. تمام این ها را می گرفتند و باهاش قالب شیعه را نگه می داشتند .

ائمه به صورت فردی هم مال زیادی داشتند اگر می بینید حضرت زهرا (س) سر فدک این قدر مبارزه می کردند چون فدک نبض اقتصادی است و بعداً تبدیل می شود به یک مسئله ی سیاسی یعنی هر کسی که می آید آن را می گیرد بعداً دیگر خیلی مهم نیست ولی ابتدایی که حضرت زهرا این قدر تاکید می کنند نه این که حضرت زهرا (س) دارند روی مال تأکید می کنند. نه اگر فدک دست امیر المؤمنین بود قضیه یک جور دیگر بود چون که فدک نبض اقتصادی مدینه است لذا با مسأله ی مال عارفانه برخورد نمی کنند (نعم مالٌ صالح ً للرجل صالح )واقعاً مال صالح دست آدم صالح خیلی خوب است.

این جا که قرآن می فرماید (التوبة : ۳۴   … وَ الَّذینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا یُنْفِقُونَها فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلیمٍ ) اکتناز کردن به معنای این نیست که یک نفر خودش وضعیت مالی خوبی دارد مثل یک رگ کلفتی است که در خودش نظام گردش خون دارد . به این که نمی گویند اکتناز کردن، ما از بس که خودمان عقده ای هستیم این تصور را داریم. به این که نمی گویند کنز کردن که بلکه اگر طوری باشد که اجازه ندهد این ثروت به طبقات محروم برسد اگر این کار را نمی کند هر جوری این نمی شود اکتناز و بخل  تنگ نظری نکنید راجع به بحث ثروت . آن جایی که امیر المؤمنین در نهج البلاغه می فرماید : ( خسارت این است که کسی از مالش استفاده نکند) یعنی خودش بهره برداری نمی کند یعنی کسی که حب مال دارد و خودش را دارد خراب پول می کند  واگر هم داریم که (المال مادة للشهوات)چون که کلاً (النعمة مادة للشهوات ) است یعنی هر نعمتی ماده­ی شهوت است مثلاً زیبایی ماده ی شهوت است اگر هر کسی هر نعمتی داشته باشد، همه ی اینها نعمات خداست و ماده شهوت است اگر ما سهم های دین را بپردازیم، نظام اقتصادی دین، هم حکومت را تامین می کند هم به عنوان اراضی مفتوح الا موات یک چیز هایی دارد که به عنوان چیزهای عمومی تلقی می شود و هم اموال شخصی، سه رده اموال تعریف می کند؛ این جوری هم مسائل دینی سر جایش می رود جلو؛ هم مردم به کسب و کار خودشان می پردازند آن موقع اگر معارف هم در کنارش قرار بگیرد، تعلق به مال هم کمتر می شود. پس قرآن راجع به مال (جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاماً) است یعنی قیام وقوام به وسیله ی مال است و خانواده هم که این طور باشد قوامیت را از دست مرد خارج می کند .( وَ ارْزُقُوهُمْ فیها – جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ قِیاماً- ابْتَلُوا الْیَتامى ) این یتیمی را که می خواهید این اموال را بهشان بدهید قبلش اینها  را بپوسانید،  به ابتلا بیندازید، یعنی شروع کنید با این ها هنوز به بلوغ نرسیده اند چون که دارد (حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ )تا این ها هنوز به بلوغ نرسیده شما این ها را به ابتلا بیندازید . ملاک واحد است . حتی در مورد بچه داری هم همین طوری است، وقتی می خواهید به بچه پول بدهید  باید قبل از بلوغش آماده اش کنیم . باید به ابتلا بیفتد یک درصد زیادی از اختلاف به دلیل است که قرآن می فرماید : (حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ )بلوغ طبیعی تا این برسد به بلوغ نکاح آدمی ، آن ادمی که این جوری مبتلا شده با بلوغ طبیعی اش به بلوغ نکاح می رسد و در حد نکاح است .

ابتلا از (بلیه) می آید ، بلا یعنی پو ساندن ، یعنی این ها را در کار بپوسانید تا به آن حد بلوغ برسند (فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً) وقتی اطمینان به رشدش پیدا کردی که او یک  بچه رشد یافته است  (فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ)اموالش را بهشان بده (وَ لا تَأْکُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ یَکْبَرُوا ) در خوردن مال یتیم زیاده روی نکنید .چون که مال یتیم دست شماست. اگر این جوری باشد که دارید روی مال یتیم زحمت می کشید یک مقدارش را بخورید و تند تند بخورید (أَنْ یَکْبَرُوا) مبادا این ها بزرگ شوند یعنی اگر بزرگ بشوند سراغ مالشان را بگیرند  زود تر مال را نخورید  تا تمام شود و به یتیم نرسد مال را نخورید (مَنْ کانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ) اگر غنی هستید عفت بورزید یعنی دست به مال نزنید . البته این ها تحت قواعد کلی مال قرار بگیرد . اگر فقط مال را نگه دارد این نباید دست به مال بزند  واگر دارد روی مال کار می کند و زحمت می کشد این می تواند دست بزند گرچه بهتر است که دست نزند. اگر کسی غنی باشد زکات به او تعلق نمی گیرد دیگر به این معنا نیست که کارش محترم نیست کارش محترم است و می تواند از مال بر دارد گرچه گفته شد (فَلْیَسْتَعْفِفْ) برندارد بهتر است و اگر فقیر است به معروف بخورد.

عفت: یک ملکه نفسانی است ،هر جا یک جور بروز می کند ،همین چیزیست که ما به آن گاهی (مناعت طبع ) می گوییم این مناعت طبع هر جا بیاید یک بروز خاصی می کند در مسائل اقتصادی یک بروز خاصی پیدا می کند داریم که (البقرة : ۲۷۳   لِلْفُقَراءِ الَّذینَ أُحْصِرُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ لا یَسْتَطیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیمٌ) صدقات مال این هاست (یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ) می گوید اینها بس که عفت دارند ،جاهل فکر می کند اینها اغنیا اند یعنی اصلاً این جوری فکر نمی کند این یک مناعت طبعی است در این شخص. این همان عفت مالی است در مسائل جنسی هم همین است:( النور : ۳۳   وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ … )کسانی که نکاح نمی یابند و نمی توانند نکاح کنند  این ها باید عفت بورزند یعنی این حالت مناعت طبع را داشته باشند و تن به چیز های سطح پایین ندهند این یک روحیه است . روحیه ای  است که علی الخصوص پدر و مادر در فرزندشان ایجاد کنند آن دقت می شود مانند اصحاب امام حسین (ع) که وقتی در شب عاشورا حضرت به آن ها می گوید : ( الدعی ابن الدعی) این زنا زاده فرزند زنا زاده (ابن زیاد )مارا غیر کرده (بین القلة و الذلظة) بعد می­گوید (هیات ما اٌخذوا الدینه) ما اصلاً تن به کارهای پست نمی دهیم (جدودٌ تابت و طهرت) یک اجدادی ما داشتیم که این ها صاحب عفوف هینه و نفوس ابیه بودند یعنی آدم هایی بودند که دماغ های پر بادی داشتند کسانی که دست به تربیت ما زدند . و نفوس و جان هایی که اصلاً ابا دارد کار بد انجام ، ما اصلاً کار پست انجام نمی دهیم. ما اجدادمان این طوری بودند و این ها ما را این طور تربیت کردند . اجداد پاک که (نفوس ابیه ) داشتند این عفت به نظر می آید که ملکه نفسانی است که نسبت به نگاه نا محرم (اصلاً وارد بحث های دینی  و حلال و حرام  نمی شویم و اصلاٌ این که من اگر این کار را کنیم به مقامات عالیه می رسم یا نمی رسم ) ما کلاسمان بالاتر از این است که بخواهیم همچین کاری را بکنیم خیلی از معارف دین با همین جمع وجور می شود . ما کلاسمان بالاتر است از این که مجلس تشکیل دهیم و راجع به آدم ها حرف بزنیم این می شود نفوس ابیه ، این می شود ملکه منعت طبع که به پولداری و پول ربطی ندارد . این چیزی است که باید توسط اجداد القا شود . معروف هم همین است معروف یعنی کار خوب ،کار خوب هر جا یک جوری است آن جا که می گوید (البقرة : ۲۳۱   … أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ …) طلاق به معروف بده یعنی آن جا بیشتر بده وقتی می گویند جنس می خری به معروف بخر یعنی سنگین بخر و پول خوبی هم بده، به کسی که می فروشد وقتی می گویند به معروف یعنی کمتر بفروش. معروف یک مفهوم کلی است و هر جا یک ظهور خاصی پیدا می کند. وقتی در قرآن گفته گفته می شود :( وَ مَنْ کانَ فَقیراً فَلْیَأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ) نه این که مال او را خوب بخور یعنی با یک حسنی بخور یعنی خیلی دست به مال او نزن اینجا این جوری ظهورپیدا می کند .

(فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَیْهِمْ) وقتی که مالهایشان را می خواهی به ایشان بازگردانی شاهد بگیر بینه داشته باش که بعداً مشکل نداشته باشد اما حواست باشد این بحث توحیدی همه جا هست (وَ کَفى‏ بِاللَّهِ حَسیباً) و این است که جامعه را اداره می کند آخرش . [در بحث نکته های قرآنی گفته شد که چیزی که جامعه را می تواند اداره کند قانون نیست، الان بحث رایج بین دانشمندان علوم اجتماعی این است که شما هر چه سیستم های امنیتی را بالا می برید نسبت جرایم بیشتر می شود . این جور نیست که خانواده را با لایحه وتبصره و قوانین و نظام قضا بشود درست کرد، خیانت ها را نمی شود درست کرد (العلق : ۱۴   أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏) نمی دانی خدا می بیند؟ باید این جوری درستش کرد . و اشاره به هسته ی اصلی  یعنی توحید دارد .( البقرة : ۲۲۰   ...َ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْیَتامى‏ قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَیْرٌ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ ... ) خدا این مفسد و مصلح را می شناسد . با قوانین جامعه را نمی شود اداره کرد ،خانواده را نمی­شود اداره کرد ، با اخلاق مبتنی بر توحید می شود اداره کرد فقط هم همین جوری می شود اداره کرد این جهت گیری اشتباه است که کسی فکر کند جامعه را می شود با قوانین اداره کرد جامعه را با (وَ کَفى‏ بِاللَّهِ حَسیباً) می شود اداره کرد ضمن این که قوانین دارد قرآن و این قوانین در دل آن است ]



طبقه بندی: مقالات دیگران، 
برچسب ها: زن و نظام خانواده،
دنبالک ها: استاد قاسمیان،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
پاسخگو: یاسین مدیر محتوائی